English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
safety lock U قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock U ضامن اسلحه
safety lock U قفل ضامن
safety lock U چفت ضامن سلاح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
safety U بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
safety U برقرار کردن تامین
safety U امنیت
safety U تامین
safety U بی خطری
safety U امنیت محفوفیت
safety U نجات
safety U اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
overall safety U ایمنی کامل
safety U اطمینان
safety U ایمنی
safety U سلامت
safety U به ضامن کردن ضامن
right safety U مهرهمحافظراست
lock up U حبس
lock out U حبس کردن
lock on U باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock in U از بیرون در را روی کسی بستن
lock away U درجای قفل شده نگه داشتن
lock up U وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock up U وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
to lock out U نگاه داشتن
lock up <idiom> U اطمینال کامل از موفقیت
to lock somebody [yourself] out [of something] U در را روی [خود] کسی قفل کردن [و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock out U تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock out U درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock up U توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock up U بازداشتگاه
lock up U حبس کردن
lock up U زیر قفل نگه داشتن
to lock out U پشت در
to lock off U جدا کردن
lock out U حبس کردن تحریم کردن
lock up U در محلی محصور کردن
lock on U قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock out U قفل کردن
lock out U بسته شدن کارخانه
lock out U تعطیل کارخانه
lock U طره گیسو
lock U قفل کردن بستن قفل
lock U مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock U محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock U بغل گرفتن
lock U قفل کردن
lock U راکدگذاردن
lock U قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock U قفل شدن
lock U بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock U چفت
lock U عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock U سدبالابر چشمه پل
lock U دسته پشم
lock U قفل چخماق تفنگ
lock U چفت و بست مانع
lock U سد متحرک
lock U محکم نگهداشتن
lock U همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock U چفت شدن
lock U قفل
lock U قفل گلنگدن
safety glass U شیشه اطمینان
safety island U سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
safety limit U حد تامین
safety lever U دستگیره ضامن
safety lever U اهرم ضامن
safety lanes U مسیرهای امن دریایی
safety lamp U چراغ ایمنی
safety lamp U چراغ اطمینان
safety lamp U فانوس
safety lamp U چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
safety glasses U عینک ایمنی
safety hook U قلاب اطمینان
safety fuze U ماسوره تامینی
safety device U ضامن
safety fuse U فیوز ایمنی
safety fuse U فیوز اطمینان
safety device U خارضامن
safety factor U ضریب تامین
safety fuse U فیوز
safety fork U گیره ضامن
safety fork U دوشاخه امنیت
safety factor U عامل تامین
safety fence U جانپناه
safety fuze U چاشنی
safety gap U دهانه حفافت
safety hazard U مخاطره ایمنی
safety diagram U دیاگرام تامین
safety glass U شیشه نشکن
safety glass U شیشه بی خطراتومبیل
safety bolt U ضامن
safety bolt U تفنگ ضامن دار
safety card U کارت تامین جنگ افزار
safety card U کارت تامین اتشبار
safety device U دستگاه ضامن
safety glass U شیشه ایمنی
safety glass U عینک ایمنی
safety fence U جانپناه کنار راه
failure safety U ایمنی در برابر خرابی
safety thong U تسمهامنیتی
safety tether U احتیاجاتامنیتی
safety tank U منبعامنیت
safety scissors U قیچیناخنگیر
safety rail U سپرامنیتی
safety pad U تشکنجات
safety handle U دستهایمنی
safety goggles U عینکایمنی
safety earmuff U گوشپرشامنیتی
safety chain U زنجیرهامنیت
safety cap U کلاهکامنیتی
safety cage U قفسهبازی
safety boot U چکمهیایمنی
safety catch U ضامنتفنگ
reasons of safety U دلایل امنیتی
failure safety U قابلیت اطمینان
failure safety U قابلیت اعتماد
safety interlocks U قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety interlock U قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety mechanism U ساز و کار ایمنی
for reasons of safety U به خاطر دلایل امنیتی
safety binding U نوارامنیت
safety area U مهرهایپشتدست
safety trap U تله ایمنی
safety stop U ضامن اسلحه گیره ضامن
safety stop U ترمز خطر
safety stock U موجودی تضمینی
safety stock U موجودی ذخیره انبار
safety stakes U دستکهای تامین
safety regulations U ایین نامه جلوگیری از خطر
safety razor U تیغ خود تراش
safety precaution U پیش بینیهای احتیاطی
safety post U پایه ایمنی
safety plug U پولک اطمینان
safety officer U افسر تامین یکان
safety motive U انگیزه ایمنی
safety valve U دریچه اطمینان
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
right safety back U مهرهمحافظعقبیراست
left safety U مهرهمفمنچپ
failure safety U [توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
weak safety U جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
troop safety U حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
troop safety U تامین عده ها
safety thermostat U ترموساتامنیتی
strong safety U مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
ship safety U سلامت کشتی
safety zone U بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
safety wire U سیم ایمنی
safety wire U اشبیل ضامن
safety wire U سیم ضامن
safety match U کبریت بی خطر
flame safety U ایمنی در مقابل شعله اتش
factor of safety U ضریب تامین ضریب اطمینان
safety belt U کمربند نجات
angle of safety U زاویه امنیت
angle of safety U زاویه تامین گلوله
can one pass it with safety? U ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
factor of safety U ضریب اطمینان
coefficient of safety U ضریب اطمینان
i provided for his safety U وسائل سلامت او را فراهم کردم
factor of safety U عامل تامین
safety boat U قایق نجات
free safety U مدافع در منطقه ضعف
factor of safety U سازه ابیمی
factor of safety U عامل اطمینان
safety belts U کمربند رکاب
safety belts U کمربند نجات
safety belts U کمربند اطمینان
safety pins U اشبیل ضامن
put on safety U به ضامن کردن
safety belt U کمربند ایمنی
safety belt U کمربند اطمینان
put on safety U روی ضامن گذاشتن
safety pin U خار ضامن میله ضامن
safety pin U اشبیل ضامن
safety-valves U دریچه اطمینان
safety pins U خار ضامن میله ضامن
safety belt U کمربند رکاب
safety-valve U دریچه اطمینان
safety nets U وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety net U وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety biltz U حمله با روش استفاده ازبازیگر بالا
safety belts U کمربند ایمنی
dead lock U مانع
vapor lock U قطع کامل جریان سیال
key lock U قفلرمزی
dead lock U گیر کردن گیر
dead lock U اشکال
two bolt lock U قفل دو زبانه
under lock and key U زیر قفل
dead lock U کوچه بن بست
arm lock U قفلبازو
canal lock U سرمتحرککانال
column lock U قفلپایه
dead lock U وقفه
cycle lock U قفلدوچرخه
equipment lock U قفلتجهیزات
cylinder lock U قفل میلهای
lock dial U تنظیمقفل
air lock U راهروی فشار
advisory lock U قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com