English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
revolution per minute U دور در دقیقه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
revolution per second U دور در ثانیه
revolution U یک دوره کامل
revolution U حرکت انقلابی
revolution U انقلاب
revolution U دور دوران کامل
revolution U اشوب
revolution U شورش
revolution U سرعت دورانی
revolution U حرکت انتقالی
revolution U چرخش دوران
revolution U دور
revolution U دوران شورش
revolution U گردش
revolution U واگشت
revolution U چرخش
revolution conter U دور شمار
russian revolution U انقلاب روسیه
surface of revolution U سطح تغییر
russian revolution U وقایعی که در فاصله سالهای 5091 تا 7191 درروسیه اتفاق افتاد و بالاخره به تشکیل دولت سوسیالیستی در ان کشور منجر شد
there removred revolution U شورشی که شهرت دارد
counter-revolution U ضد انقلاب
counter-revolution U جنبش برای سرکوبی انقلاب
commercial revolution U انقلاب بازرگانی
paraboloid of revolution U سهموی دوار
palace revolution U انقلاب کاخ نشینان
palace revolution U انقلاب کاخی
counter revolution U عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
french revolution U انقلاب فرانسه
industrial revolution U انقلاب صنعتی
information revolution U تحول اطلاعات
french revolution U انقلابی که درسال 9871 در فرانسه اتفاق افتاد و باعث امحاء سیستم فئودالی و انتقال قدرت حاکمه به طبقه بورژوا شد
computer revolution U تحول کامپیوتر
keynesian revolution U انقلاب کینزی
american revolution U american
counter revolution U ضد انقلاب
agricultural revolution U انقلاب کشاورزی
agrarian revolution U انقلاب ارضی
green revolution U انقلاب سبز
south america revolution U america south
south american revolution U انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
last-minute U آخرینلحظه
minute U : بسیارخرد
minute U پیش نویس کردن
minute U خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
minute U خلاصه مذاکرات
minute U مسوده یادداشت
minute U : دقیقه
minute U پیش نویس
up-to-the-minute U تازهتریناطلاعات - اطلاعاتدقیقهآخر
to minute down U یاد داشت کردن
minute U ان لحظه
minute U دم
This will only take a minute. U خیلی وقتتان را نمی گیرم.
minute U یادداشت وقایع
minute U جزئی
minute U صورت جلسه
This will only take a minute. U خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
minute U ریز
minute U دقیقه
minute U گزارش وقایع
minute U کوچک
minute U نسخه دوم پیش نویس
Wait a minute . U یکدقیقه صبر کن
revolutions per minute U دور بر دقیقه
revs per minute U گردش بر دقیقه
last-minute hitch U گیریی در لحظه آخر
revolutions per minute U چرخش بر دقیقه
revolutions per minute U گردش بر دقیقه
revs per minute U چرخش بر دقیقه
revs per minute U دور بر دقیقه
Wait a minute . U یک دقیقه مهلت بده
watt minute U وات- دقیقه
minute of angle U فاصله یک اینچی روی صفحه هدف
minute hand U عقربه دقیقه شمار ساعت
minute gun U توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
minute gun U توپ سلام
minute glass U ساعت ریگی دقیقهای
minute book U دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
minute book U دفتر وقایع
he rows 0 to the minute U او دقیقهای سی پارو میزند
five minute chess U بازی شطرنج 5 دقیقهای
ampere minute U امپر- دقیقه
line per minute U خط در دقیقه
to make a minute of U پیش نویس کردن
to make a minute of U یاد داشت کردن
wait a minute U یک دقیقه صبر کنید
wait a minute U اندکی صبر کنید
180 strokes a minute U ۱۸۰ ضربه در دقیقه
maximal oxygen consumption per minute U حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
From moment to moment . Every minute. U آن به آن ( هر دقیقه )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com