Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
retrospective parallel running
U
اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
running in parallel
U
پردازش موازی
retrospective
U
بازنگرانه
retrospective
U
عطف به ما سبق کننده
retrospective
U
عطف کننده بماسبق
the law is not retrospective
U
قانون عطف به ماسبق نمیشود
retrospective search
U
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
retrospective view
[on]
U
نگاه به گذشته
retrospective view
[on]
U
پس نگری
[به]
retrospective falsification
U
تحریف گذشته
up and running
U
اماده برای عملیات کامل
running off
U
از خط بیرون افتادن
running f.
U
جنگ وگریز
re-running
U
دوباره دویدن
Running
<adj.>
U
دویدن
re-running
U
برنامهی تکراری
running
U
کارکرد
running
U
مداوم
he came running
U
چون دوان دوان امد
to be in the running
U
مجال برد داشتن
re-running
U
نمایش مجدد
running
U
در حرکت
running
U
مناسب برای مسابقه دو
running
U
جاری
continous running
U
گردش دائمی
hand running
U
متوالی
empty running
U
کارکرد خالی
empty running
U
کارکرد بی اثر
concentric running
U
حرکت چرخشی
concentric running
U
حرکت دورانی
clear for running
U
طناب برای کشیدن ازاد است
base running
U
دویدن بسوی پایگاه
running amok
U
جنون آنی
[روان شناسی]
running mates
U
اسب همگام
running amok
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
hand running
U
پی درپی
hand running
U
بلاانقطاع
Blood was running .
U
خون جاری شد
My nose is running.
U
از بینی ام آب می آید
running costs
U
پرداختروزانهپول
running commentary
U
جزئیاتیکاتفاق
long-running
U
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
running surface
U
سطحجاری
running shoe
U
کفشدوندگی
running rail
U
ریلسیار
running mates
U
متحد انتخاباتی
He was running like a madman.
U
عین دیوانه ها داشت می دوید
running end
U
سر طناب
running mate
U
نامزد معاونت ریاستجمهوری
running mate
U
متحد انتخاباتی
to make the running
U
پیش قدم شدن
running mates
U
نامزد معاونت ریاستجمهوری
bleeding
[running]
U
رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
I am running out of money .
U
پول من تمام شد.
[من دیگر پول ندارم.]
running mate
U
اسب همگام
running fight
U
جنگ و گریز
running fix
U
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
running part
U
قسمت رونده
running fire
U
اتش مداوم
running fire
U
اتش پی در پی
running noose
U
کمند خفت دار
running down case
U
دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
running days
U
ایام هفته
running bowline
U
گره دار
running board
U
تخته رکاب اتومبیل
running fix
U
نقطه انتقالی
running free
U
خلاص کار کردن
running lights
U
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
running knot
U
گره بند
running knot
U
خفت
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
running head
U
خط عنوان هرصفحه در متن
running hand
U
خط شکسته
running hand
U
خط مسلسل
running gear
U
قسمت حرکت کننده ماشین
running free
U
بادبانی با باد پاشنه
gun-running
U
واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
running aground
U
به گل نشستن
running water
U
اب جاری
running water
U
اب روان
running with the ball
U
با توپ دویدن
running track
U
لبهدرحالحرکت
silent running
U
سکوت زیردریایی
silent running
U
حرکت زیردریایی با سکوت
silent running
U
دور ارام
strainght running
U
فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
gun running
U
واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
running torque
U
گشتاور پیچشی حرکت
running title
U
عنوان کوچک هر یک ازصفحات کتاب
running time
U
زمان رانش
running bourd
U
رکاب
rum running
U
حمل مشروب قاچاق
running rate
U
اهنگ پاسخ
running rigs
U
بکسلهای متحرک دریایی
running sand
U
ماسه بادی
running sand
U
ریگ روان
running spare
U
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
running stitch
U
کوک کوچک زیر و روی پارچه
the sands are running out
U
مدت ضرب الاجل نزدیک است بپایان برسد
parallel
U
موازی
parallel
U
همسو
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
parallel
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallel
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
U
داده ارسالی بین دو وسیله چندبیتی .
parallel
U
که همزمان ارسال شود
parallel
U
کامپیوتر با یک یا چند واحد محاسبه و منط قی که امکان پردازش موازی را فراهم میکند
parallel
U
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallel
U
موازی کردن اسکیها
parallel
U
متوازی
parallel
U
برابر خط موازی
parallel
U
موازی کردن برابر کردن
parallel
U
همزمان
parallel
U
شنت
parallel
U
همتا
parallel
U
همگام قرینه
parallel
U
انشعاب
parallel
U
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel
U
مدار مجتمع مخصوص که تمام تصدیق ها
parallel
U
آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallel
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel
U
1-
parallel
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
without parallel
U
بی مانند بی نظیر
parallel
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
is not parallel to
U
مساوینیست
is parallel to
U
مساویاست
parallel
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel
U
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel
U
ارسال داده بین دو وسیله چندبیتی
parallel
U
که همزمان ارسال می شوند
parallel
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel
U
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
Its no joke running a factory .
U
اداره کردن یک کارخانه شوخی نیست
He is running ( runs ) the factory .
U
او کارخانه را می گرداند
Is there train running on time?
U
آیا قطاری که به موقع رفت و برگشت کند دارید؟
person running amok
U
فرد دچار جنون آدم کشی
[روان شناسی]
running bow line
U
چشمی زدن به طناب
parallel circuit
U
مدار موازی
parallel clamp
U
گیره پیچی موازی
parallel computer
U
کامپیوتر موازی
parallel bars
U
میلههای پارالل
parallel connection
U
اتصال موازی
parallel conversion
U
تبدیل موازی
parallel feed
U
خورد موازی
parallel column
U
ستونهای موازی
parallel interface
U
رابط موازی
parallel items
U
سوالهای همتا
parallel law
U
قانون توازی
parallel circuit
U
مدار شنتی
parallel cells
U
یاختههای موازی
axially parallel
U
موازی محوری
axially parallel
U
در راستای محوری
bit parallel
U
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
connect in parallel
U
بطور موازی اتصال دادن
parallel series
U
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
parallel perspective
U
پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel access
U
با دست یابی موازی
parallel access
U
دستیابی موازی
parallel adder
U
افزایشگر موازی
parallel adder
U
جمع کننده موازی
parallel aerofoil
U
ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
parallel bars
U
پارالل ژیمناستیک
parallel bars
U
مانع در پرش اسب
parallel operation
U
عمل موازی
parallel operation
U
عملکرد موازی
parallel storage
U
انبارش موازی
parallel ruler
U
خط کش موازی
parallel run
U
اجرای موازی
parallel sheaf
U
مروحه موازی
parallel transmission
U
ارسال موازی
parallel storage
U
انباره موازی
parallel system
U
شبکه موازی
parallel tests
U
ازمونهای همتا
parallel transmission
U
مخابره موازی
parallel transmission
U
انتقال موازی
parallel reading
U
خواندن موازی
parallel processor
U
پردازنده موازی
parallel printing
U
چاپ موازی
two parallel lines
U
دو خط موازی
parallel printer
U
چاپگر موازی
parallel processing
U
پردازش موازی
parallel port
U
درگاه موازی
parallel processor
U
موازی پرداز
parallel operation
U
عملیات موازی
to decline from the parallel
U
از حالت موازی خارج شدن
pneumatic-tyred running wheel
U
چرخشبادبایرچرخ
The car is now in perfect running order .
U
اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
parallel trussed girder
U
تیر شبکهای موازی
series parallel connection
U
اتصال سری- موازی
random parallel tests
U
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
uneven parallel bars
U
پارالل زنان
anti parallel feeding
U
تغذیه مخالف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com