Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
respiratory system protection
U
حافظدستگاهتنفسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
respiratory system
U
دستگاه تنفسی
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
respiratory
U
تنفسی
respiratory center
U
مرکز تنفسی
respiratory exchange index
U
شاخص بهره تنفسی
protection
U
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection
U
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection
U
سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection
U
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection
U
مانع کپی گرفتن شدن
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
protection
U
عمل حفافت
self protection
U
حفافت از خود
over protection
U
تقویت
self protection
U
دفاع از نفس
under protection
U
تحت الحمایه
self protection
U
برقراری تامین از خود
protection
U
خط امان
protection
U
پشتیبانی
protection
U
حمایت
protection
U
تامین نامه
protection
U
نیکداشت
protection
U
حفظ
protection
U
حراست حمایت
protection
U
محافظت
protection
U
حفافت
protection
U
نگهداری
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection
U
تیمارداری
cathode protection
U
حفافت کاتدی
cell protection
U
حفافت سل
storage protection
U
حفافت حافظه
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
copy protection
U
محافظت از کپی
copy protection
U
جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection
U
حمایت از مصرف کننده
collective protection
U
حفافت جمعی
block protection
U
حفافت بلوک
thermal protection
U
محافظت حرارتی
head protection
U
محافظسر
hand protection
U
محافظدستی
feet protection
U
محافظپا
eye protection
U
محافظچشم
x ray protection
U
حفافت رونتگن
anodic protection
U
حفافت اندی
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
armor protection
U
حفافت زرهی
armor protection
U
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
bank protection
U
ساحل داری
bank protection
U
ساحلبانی
toe protection
U
پاشنه بندی
collective protection
U
حفافت گروهی
data protection
U
حفافت داده ها
overload protection
U
حفافت بار زیاد
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
over voltage protection
U
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
file protection
U
حفافت پرونده
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
memory protection
U
حفافت حافظه
lightning protection
U
با خاموش کننده مغناطیسی
impedance protection
U
حفافت امپدانس
environmetal protection
U
حمایت محیط زیستی
protection from sin
U
عصمت
protection hood
U
کلاهک یا روپوش محافظ
storage protection
U
حفافت انباره
degree of protection
U
میزان حفافت
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
software protection
U
حفافت نرم افزاری
file protection
U
حفافت فایل
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
protection ring
U
حلقه حفافت
protection level
U
سطح حفافت
protection key
کلید حفافت
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
ear protection
U
محافظگوش
environmental protection
U
حفاظت محیط زیست
Under the protection of the law.
U
درپناه قانون
frost protection preparation
U
ضدیخ
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
The Physics of Radiation Protection
U
بهداشت پرتوی
rust protection paint
U
رنگ ضد زنگ
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
protection and indemnity club
U
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
indirect bank protection
U
کناره بندی غیر مستقیم
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک بهداشت
overflow protection switch
U
کلیدحافظآبهایاضافی
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک محافظت از پرتو
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
linear system
[system of linear equations]
U
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
Protection money. Racket money.
U
باج سبیل
system
U
ترتیب
system
U
سامانه
system
U
سلسله رشته
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
the system of
U
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
system
U
روش اصول
system
U
جهاز
system
U
طرز اسلوب
system
U
قاعده رویه
system
U
نظم منظومه
system
U
نظام
p system
U
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
U
سازگان
system
U
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
U
نظام سیستم
system
U
تشکیلات
system
U
سازمان
system
U
دستگاه
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
system
U
همستاد روش
system
U
طریقه
system
U
اصول وجود
system
U
منظومه
value system
U
نظام ارزشها
system
U
سیستم
system
U
اسلوب
system
U
مجموعه سازمان
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
system
U
رشته دستگاه
an system
U
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system
U
طرز روش
system
U
سلسله
system
U
نظم ترتیب
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system
U
همست
polyphase system
U
دستگاه چندفاز
point system
U
شرط بندی براساس امتیاز
power system
U
شبکه نیرو
planning system
U
نظام برنامه ریزی
planetary system
U
شمسی
phonetic system
U
سیستم صوتی
planetary system
U
سیستم خورشیدی
physiocratic system
U
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
railroad system
U
سیستم راه اهن
payroll system
U
سیستم پرداخت حقوق
serfdom system
U
نظام رعیتی
power system
U
سیستم قدرت سیستم انرژی
secure system
U
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
quota system
U
نظام سهمیه بندی
quota system
U
سیستم سهمیهای
redox system
U
سیستم اکسایش- کاهش
ragozin system
U
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
recoil system
U
سیستم عقب نشینی توپ
recoil system
U
دستگاه دافع توپ
recoil system
U
سیستم دافع
rationing system
U
نظام سهمیه بندی
rationing system
U
نظام جیره بندی
railway system
U
سیستم راه اهن
quantized system
U
دستگاه کوانتایی
ptolemaic system
U
هئیت بطلیموسی
london system
U
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
practical system
U
دستگاه یکانهای عملی
second signal system
U
دستگاه علامتی دوم
price system
U
نظام قیمتی
price system
U
نسبت و رابطه قیمتها با هم
serfdom system
U
نظام سرفی
russian system
U
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
rotation system
U
توزیع تناوبی
road system
U
شبکه راهسازی
road system
U
شبکه راهها
rhombohedral system
U
دستگاه لوزوجهی
railway system
U
شبکه راه اهن
information system
U
سیستم اطلاعاتی
maroczy system
U
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
mature system
U
سیستم کامل
total system
U
سیستم کامل
measuring system
U
سیستم سنجش
merit system
U
نظام شایستگی نگر
microcomputer system
U
سیستم ریزکامپیوتری
miniature system
U
خرده نظام
mixed system
U
نظام مختلط
mksa system
U
دستگاه مکثا
mnemonic system
U
نظام یادیار
modern system
U
نظام نوین
modern system
U
نظام جدید
modular system
U
سیستم پیمانهای
modulation system
U
سیستم مدولاسیون
monetary system
U
سیستم پولی
monitor system
U
سیستم مبصر
market system
U
نظام بازار
management system
U
سیستم اداره
management system
U
سیستم مدیریت
information system
U
سیستم اطلاعات
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
synchronous system
U
سیستم همگام
integrate system
U
سیستم مجتمع
interactive system
U
سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system
U
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system
U
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
interphone system
U
سیستم تلفنی
irrigation system
U
شبکه ابیاری
isolated system
U
سیستم منزوی
limbic system
U
دستگاه کناری
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com