Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
resolving power
U
توان تفکیک تلسکوپ
resolving power
U
قدرت تفکیک
resolving power
U
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
resolving
U
رفع
resolving
U
برطرف سازی
resolving agent
U
عامل تفکیک کننده
hunger for power
[craving for power]
U
میل شدید به قدرت
power
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
p in power to do something
U
عدم نیروبرای کردن کاری
outside power
U
جریان خارجی
power up
U
برق
power
U
زور
power
U
خاموش کردن یک وسیله
power
U
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power up
U
روشن کردن
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power
U
قوه
[ریاضی]
power
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power 0
U
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
to the power of
[three]
U
به توان
[سه]
[ریاضی]
power
U
توان
[ریاضی]
power
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
will-power
U
قدرت اراده
in power
U
صاحب مقام
in power
U
دارای اختیارات
will to power
U
قدرت خواهی
power on
U
روشن کردن
power saw
U
دستگاه اره
power saw
U
اره ماشینی
will-power
U
اراده
will-power
U
تصمیم
i did all in my power
U
انچه در توانم بود کردم
useful power
U
توان مفید
will power
<idiom>
U
قدرت
power down
U
قطع نیرو
power down
U
قطع برق خاموش کردن
e. power
U
نیروی اجرایی
e. power
U
قوه مجریه
power
[over somebody/something]
U
قدرت
[ بر کسی یا چیزی]
power i
U
طرح شماره یک بازی با سه مدافع
useful power
U
قدرت مفید
will-power
U
عزم راسخ
power
U
قدرت
power
U
برقی
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
power
U
قوه یا توان
power
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
power
U
دولت
power
U
دستگاه برقی
power
U
برتری
power
U
توان نیرو
power
U
برق
power
U
اقتدار سلطه نیروی برق
power
U
قدرت دیدذره بین
power
U
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power
U
زور بکاربردن
power
U
توان برقی
power
U
نیرو
power
U
توان
power
U
اقتدار و اختیار
power
U
توانایی
power
U
نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
U
مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power
U
حذف توان کامپیوتر
power
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
power
U
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power
U
قدرت نیرو
power
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power
U
انرژی
power
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power
U
شدت
power
U
قوه
power
U
راندن
power
U
توان از دست رفته
power volleyball
U
والیبال قدرتی
power slide
U
لغزش به کنار در پیچ مسیر
power supply
U
منبع انرژی
power shovel
U
بیل مکانیکی
tractive power
U
نیروی کشش
power shovel
U
ماشین خاک کش
r f power supply
U
منبع توان بسامد رادیویی
radiant power
U
شاره تابان
power politics
U
سیاست زور
power politics
U
سیاست جبر زور طلبی
power rammer
U
زمین کوب مکانیکی
power source
U
منبع قدرت
power spectrum
U
طیف توانی
power system
U
سیستم قدرت سیستم انرژی
power test
U
ازمون قدرت
power user
U
کاربر پیشرفته
power transformer
U
مبدل تغذیه
power transformer
U
ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission
U
انتقال انرژی
power transmission
U
انتقال قدرت
power turret
U
برجک برقی
predictive power
U
قدرت پیش بینی
power unit
U
پیش راننده
power system
U
شبکه نیرو
power surge
U
برق ناگهانی
power steering
U
فرمان خودکار
power stroke
U
مرحله قدرت
power structure
U
ساخت قدرت
power supplay
U
منبع قدرت
pulling power
U
نیروی کشش
power supplay
U
منبع تغذیه
power supply
U
منبع تغذیه
power supply
U
تامین کننده برق
power supply
U
مبدل برق
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
power dive
U
با استفاده از نیروی موتور طیاره
power endurance
U
توان استقامت
power factor
U
ضریب توان
power factor
U
ضریب قدرت
power form
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward
U
فوروارد قوی
power forward
U
مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel
U
سوخت
power function
U
تابع توان
power function
U
این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function
U
تابع توانی
power dive
U
شیرجه
power dive
U
شیرجه رفتن هواپیما
power block
U
سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
power blower
U
دمنده برقی
power brake
U
ترمز سروو
power cable
U
کابل قدرت
power cable
U
کابل جریان قوی
power circuit
U
مدار توان
power consumer
U
مصرف برق
power consumer
U
مصرف انرژی مصرف توان
power consumption
U
مصرف قدرت
power consumption
U
مصرف برق
power dissipation
U
اتلاف قدرت
power distribution
U
پخش قدرت
power function
U
تابع قدرت
power hacksaw
U
اره کمانهای
power mower
U
چمن زن یا علف چین موتوری
power of production
U
نیروی تولید
power of reservation
U
حق اعتراض
power of reservation
U
حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys
U
اختیارات کلیسای پاپ
power outege
U
قطع قدرت
power outege
U
قطع برق
power output
U
توان خروجی
power pack
U
دستگاه تنظیم برق
power pack
U
جعبه تغذیه
power play
U
نقشه تهاجمی
power play
U
حمله دسته جمعی
power meter
U
دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mains
U
شبکه نیرو
power hacksaw
U
کمان اره
power head
U
سر موتور
power head
U
نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house
U
کارخانه برق
power installation
U
تاسیسات جریان قوی
power jack
U
جک
power law
U
قانون توانی
power level
U
تراز توان
power loss
U
اتلاف توان
power loss
U
تلف قدرت
power loss
U
گمگشتگی قدرت
power mains
U
شبکه جریان قوی
power play
U
وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
rated power
U
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
power point
U
اتصالبرق
power failure
U
قطع برق
power cut
U
قطع برق
power blackout
U
رفتن برق
power failure
U
رفتن برق
power cut
U
رفتن برق
solar power
U
نیروی خورشیدی
power outlet
U
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets
U
پریز ها
power blackout
U
قطع برق
power worker
U
فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power-sharing
U
روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction.
U
قوه تشخیص
To have power and influence.
U
تیغ برایی داشتن
power pack
U
باتری
[مهندسی برق یا الکترونیک]
power blackout
U
خاموشی
power failure
U
خاموشی
power cut
U
خاموشی
power outlet
U
پریز دیواری
power outlet
U
پریز روی دیوار
power outlets
U
پریز های دیواری
power of procuration
U
وکالت نامه
power of attorney
U
اختیار نامه
power of authority
U
اختیار نامه
power of procuration
U
اختیار نامه
power of attorney
U
اجازه نامه
power of authority
U
اجازه نامه
power of procuration
U
اجازه نامه
power of a point
U
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
[ریاضی]
power series
U
سری توانی
[ریاضی]
power of authority
U
وکالت نامه
power outlets
U
پریز های روی دیوار
power loom
U
ماشین بافندگی
[در بافت فرش های ماشینی از آن استفاده می شود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com