English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reset cycle U چرخه باز نشانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reset to zero U صفرکردن
reset to zero U باز نشانش به صفر
reset U تبدیل کردن
reset U برگرداندن
reset U عوض کردن
reset U بازنشاندن
reset U تغییر دادن
reset U راه اندازی مجدد
reset U صفرکردن داده
reset U برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند
reset U تنظیم ثبات یا شمارنده دروضعیت اولیه اش
reset U سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset U برگرداندن یک وسیله به حالت اولیه
reset U یچی که برنامه رامتوقف میکندودستی دوباره تنظیم میکند
reset U دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
reset terminal U پایانه بازنشانی
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
reset button U دکمه
bore reset U وسیله نگهدارنده کلینومتر پایه نصب کلینومتر در داخل لوله
system reset U راه اندازی مجدد سیستم
reset key کلید آغازگر
reset key کلیدی روی یک صفحه کامپیوتر که معمولا برای برگرداندن قسمتهای یک کامپیوتر به حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار می رود
counter reset button U دگمههایتحدیدشمارشگر
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
arresting system reset unit U متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
automatic reset circuit breaker U محافظت کننده مدر که باافزایش بیش از حد مجازمدار را قطع میکند
cycle U تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycle U زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
four cycle U چهار چرخه
cycle U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle U زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycle U حلقه
R/W cycle U CYCLE WRITE/READ
R/W cycle U ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
cycle U چرخه زدن
four cycle U دارای چهاردور یا دوره
cycle per second U سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
cycle per second U هرتس
cycle U دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود
cycle U بصورت متناوب فاهر شدن
cycle U سیکل مدار
cycle U دوره عملیات یابازی
cycle U گردش
cycle U : دور
cycle U چرخه
cycle U دوره گردش
cycle U دوره
cycle U چرخ چرخه
cycle U سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycle U :بصورت دورانی فاهر شدن
cycle U سیکل
cycle U دوران
cycle U دور
cycle U سواردوچرخه شدن
cycle U تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycle U تناوب پریود سیکل
cycle U تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycle U تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycle U تاکت
cycle U عملیات کامل تولید مدت محدودی از یک زمان
cycle U زمانه
major cycle U کمترین زمان دستیابی به وسیله ذخیره سازی مکانیکی
major cycle U چرخه بزرگ
major cycle U بزرگ چرخه
life cycle U چرخه دوام
machine cycle U چرخه ماشین
magnetic cycle U فرایندمدار مغناطیسی
magnetic cycle U منحنی هیسترزیس
magnetic cycle U دوره مغناطیسی
memory cycle U چرخه حافظه
life cycle U دوره عمر یک محصول
hydrologic cycle U چرخه اب
water cycle U چرخه اب
hysteresis cycle U حلقه پسماند
idling cycle U سیکل بی باری
instruction cycle U چرخه دستورالعمل
instruction cycle U سیکل یاچرخش دستورالعمل
intelligence cycle U مدار اطلاعاتی
juglar cycle U دور ژوگلار
kilomega cycle U یک بیلیون سیکل در ثانیه
kitchin cycle U دور کیچین
kondratieft cycle U دور کندراتیف
life cycle U مدارج ومراحل مختلف حیاتی انسان وجانوران
life cycle U دوره زندگی
life cycle U دوره عمر
hydraulic cycle U گردش اب در طبیعت
menstrual cycle U چرخه قاعدگی
menstrual cycle U عادت ماهانه
tempering cycle U دوره بازپخت
thermodynamics cycle U سیکل ترمودینامیک
trade cycle U دور تجاری
trade cycle U دوره فعالیت تجاری
training cycle U سیکل اموزشی
training cycle U مرحله اموزش
turnaround cycle U مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
turnaround cycle U مدت رفت و برگشت
vapor cycle U سرد زائی مدار بسته
cycle lock U قفلدوچرخه
exercise cycle U دوچرخهثابت
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
occupancy cycle U دوره سکونت
storage cycle U سیکل انباره
storage cycle U چرخه انباره
minor cycle U خرد چرخه
minor cycle U چرخه خرد
motor cycle U دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
null cycle U زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
number of cycle U تعداد دوره ها
number of cycle U تعداد تناوبها
planning cycle U دوره برنامه ریزی
procurement cycle U دوره خرید
rankin cycle U سیکل رانکین
ration cycle U سیکل محاسبه جیره 42ساعته
search cycle U چرخه جستجو
staticizing cycle U سیکل ایستاسازی
stirling cycle U سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
activity cycle U چرخه فعالیت
cycle of everts U دورحوادث
cycle of operation U دوره عمل سلاح
cycle of operation U جریان عمل جنگ افزار
cycle of the room U گردش ماه
cycle of the room U دورقمر
cycle of water U گردش اب در طبیعت
cycle spanner U اچار مخصوص تعمیردوچرخه
cycle stealing U چرخه دزدی
cycle stealing U مدت چرخه
cycle stealing U روشی که اجازه میدهد یک دستگاه جانبی بطور موقت کامپیوتر را ازدسترسی به مسیر
cycle stealing U ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
cycle stealing U حلقه ربایی
cycle stock U موجودی فعال
cycle stock U موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
cycle time U مدت چرخه
cycle time U زمان تناوب عمل
cycle milling U دستگاه فرز پاندولی
cycle car U اتوموبیل دوچرخهای
budget cycle U گردش بودجه
budget cycle U مراحل بودجه
business cycle U دور بازرگانی
business cycle U دور تجاری
business cycle U دور اقتصادی
business cycle U دور کسب وکار
business cycle U دور فعالیت بازرگانی
business cycle U دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
business cycle U معادل cycle trade
carbon cycle U سیکل کربن
cardiac cycle U چرخه قلبی
carnot cycle U سیکل کارنو
carnot cycle U چرخه کارنو
life-cycle U چرخه زندگی
continous cycle U دوره بی وقفه
continous cycle U گردش دائمی
cycle time U زمان رفت و برگشت
hydraulic cycle U مدار هیدرولوژی
engine cycle U سیکل کاری موتور
estrous cycle U دوره فحلی
execute cycle U چرخه اجرا
execution cycle U چرخه اجرا
fetch cycle U چرخه واکشی
flow cycle U مدار ترتیب کار
flow cycle U سیکل جریان کار
four cycle engine U موتور چهارزمانه
four stroke cycle U دوره چهار زمانه
four stroke cycle U سیکل چهار زمانه
game cycle U دوره بازی
game cycle U دورههای عملیاتی بازی جنگ
gramdfather cycle U چرخه پدر بزرگ
duty cycle U دوره کار
duty cycle U ضریب کار
duty cycle U چرخه کار
cycle time U مدت لازم جهت انجام کارهای دوره
cycle time U زمان
cycle time U زمان تناوب
cycle time U زمان دوره
cycle time U زمان سیکل
cycle time U مدت چرخه زمان چرخه
cycle track U راه دوچرخه رو
design cycle U چرخه طراحی
display cycle U چرخه نمایش
read restore cycle U چرخه خواندن و ترمیم
short cycle annealing U سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
life cycle of the frog U چرخهزندگیقورباغه
low cycle fatigue U خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
gas cycle reactor U راکتور با مدار گردش گازی مسدود
refresh display cycle U زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
high cycle fatigue U خستگی ناشی از لرزشهای بافرکانس زیاد
mixed cycle engine U موتور سرسرخ
born haber cycle U چرخه بورن- هابر
internal cycle time U زمان چرخه داخلی
variable cycle engine U موتور جتی که در ان مسیرسیال محرک تغییر میکند
data processing cycle U چرخه پردازش داده
read write cycle U چرخه خواندن و نوشتن
citric acid cycle U چرخه سیتریک اسید
current asset cycle U زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
life cycle costs U هزینههای دوره عمر یک محصول
program development cycle U چرخه ایجاد برنامه
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
platonic cycle or year مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
computer processing cycle U چرخه پردازش کامپیوتر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com