English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rescue operation U عملیات نجات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rescue U رهایی دادن
i came to his rescue U به فریادش رسیدم
rescue U نجات
rescue U رهایی
rescue U رهانیدن خلاصی
search and rescue U عملیات تجسس و نجات
rescue dump U دادهای که به طورخودکاردراثربروزخطای کامپیوتری ذخیره شود.
rescue chamber U اطاقک نجات زیردریایی
rescue basket U زنبیل نجات
rescue and assistance U عملیات نجات و مددکاری
to rescue somebody from drowning U کسی را از غرق شدن نجات دادن
fire and rescue U عملیات نجات و اطفای حریق
fire and rescue U نجات و اطفای حریق
to rescue people from the water U مردم را [از غرق شدن ] در آب نجات دادن
air-sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
helicopter rescue net U تور نجات هلیکوپتر
helicopter rescue strop U کمربند نجات هلیکوپتر
helicopter double rescue harness U کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
operation U کار کردن
co-operation U کار مشترک
co-operation U همکاری مشترک
to come into operation U قانونی درست شدن
to come into operation U کاربرد پذیر شدن
to come into operation U قانون شدن
operation U کارکرد
either way operation U ارسال داده در یک جهت روی کانال دوجهته
either or operation U تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
operation immediate U اقدام سریع
to come into operation U قابل اجرا شدن
to come into operation U دایر شدن
to come into operation U بکار افتادن
to come into operation U قابل اجراشدن
come into operation U قابل اجرا شدن
one way only operation U عملکردتنها یک طرفه
one way only operation U عملکرد فقط یک طرفه
not operation U عمل نفی
not operation U عمل نقض
or operation U عمل یا
operation U عمل
operation U عملیات
operation U عملکرد
operation U بهره برداری
operation U وابسته به عمل عملکرد
operation U گردش
operation U عمل کردن
operation U به کارانداختن
operation U کارکردن با یک وسیله
operation U کار
operation U گردش جنبش
operation U عمل جراحی
operation U دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
operation U عمل جراحی عمل
operation U گرداندن
operation U بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
operation U سخت افزار مبدل دستور که ماشین
operation U به اجرا
operation U بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
operation U ترتیب ای که عملیات دستور انجام می شوند
operation U مدت زمانی که عملیات باید حلقه اجرا را طی کند
operation U دستور برنامه که کاری انجام نمیدهد
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
operation U بخشی از دستور کد ماشین که عملی باید انجام شود را مشخص میکند
operation U عمل منط قی که از دو ورودی یک خروجی تولید میکند
operation U دستور بعدی برای اجرا را می خوانند
operation U اداره
operation U درستور العمل ریاضی که بر روی داده انجام میشود
operation U آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
operation U 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
operation U فرآیندی که روی بلاکی از داده انجام میشود
operation U عملی منط قی روی تعداد عملوند مربوط به قوانین جبربول
operation U عملیاتی که عملوندهای لازم را از حافظه دریافت می کنند. عملیات را انجام می دهند و نتیجه را برمی گردانند به حافظه
parallel operation U عمل موازی
operation research U تحقیق درعملیات
operation research U پژوهش عملیاتی
operation overlay U کالک عملیاتی
operation overlay U کالک عملیات
operation order U دستورعملیات
operation annexes U پیوستهای عملیاتی
operation analysis U عمل کاوی
operation analysis U تحلیل عملکرد
online operation U عمل درون خطی
one step operation U عمل تک مرحله
on line operation U عمل درون خطی
on line operation U عملکرد درون خطی
offline operation U عمل برون خطی
off line operation U عملکرد برون خطی
operation center U مرکز عملیات
operation code U رمزالعمل
operation order U دستور عملیاتی
operation of contract U نفوذ قرارداد
operation map U نقشه عملیات
operation map U نقشه عملیاتی
operation manager U مدیر عملیات
operation decoder U عمل شناس
operation decoder U عمل گشا
operation code U رمز عمل
operation code U کد عملیاتی
nonidentity operation U عمل ناهمانی
parallel operation U عملکرد موازی
revenue operation U عملکرد
unattended operation U سیستمی که بدون نیاز به اپراتور یا شخص دیگر برای بررسی کار میکند
unattended operation U عملکرد بی مراقب
unary operation U عملیات محاسبه روی یک عملوند مثل عمل منط قی NOT
unary operation U عمل یگانی
two way simultaneous operation U عملکرد همزمان دو طرفه
two way alternate operation U عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
transformer operation U عملکرد یا طرزکارترانسفورماتور
unattended operation U هملکرد مراقبت نشده
unattended operation U عملکردبی مراقب
to put something into operation U دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
binary operation U عمل دوتایی [ریاضی]
Operation room. U اتاق عمل ( بیمارستان )
A surgical operation . U عمل جراحی
operation keys U کلیدهایعملیات
transfer operation U عمل انتقال
the machine is in operation U ماشین در گردش است ماشین دایر است
the four fundamental operation U چهارعمل اصلی
serial operation U عملیات سری
serial operation U عمل نوبتی
ready for operation U اماده کار
pseudo operation U عملواره
pseudo operation U شبه عمل
privieged operation U عمل ممتاز
point operation U عمل نقطهای
string operation U عملیات رشتهای
string operation U عملکردرشتهای
the breathing operation U کاردم زدن عمل تنفس
telephone operation U طرز کار تلفن کار تلفن
telephone operation U عملکرد تلفن
synchronous operation U عملیات همزمان
synchronous operation U عمل همگام
symmetry operation U عمل تقارن
surgical operation U دست کاری
surgical operation U عمل جراحی
parallel operation U عملیات موازی
no operation instruction U دستور برنامه نویسی که کاری انجام نمیدهد
dyadic operation U عملکرد دوتایی
continous operation U عملکرد پایدار
continous operation U کار دائمی
concurrent operation U عملکرد همزمان
concept of operation U تدبیر عملیاتی
computer operation U عملیات کامپیوتر
computer operation U عملکرد کامپیوتری
component operation U عناصر عملیاتی
cesarian operation U عمل بچه دراوردن ازغیرمجرای طبیعی
boolean operation U عمل منط قی روی چند عملوند با استفاده از قوانین جبر بول
boolean operation U عملگر منط قی مثل " و" و " یا " و...
contouring operation U کار فرم دهی
contouring operation U فرم کاری
dyadic operation U عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
dyadic operation U عمل دوتایی
duplex operation U کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
dual operation U عمل همزاد
destructive operation U عملیات مخرب
dagger operation U عمل خنجری
cycle of operation U جریان عمل جنگ افزار
cycle of operation U دوره عمل سلاح
conversational operation U عملیات محاورهای
boolean operation U کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
boolean operation U یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
auxiliary operation U عمل کمکی
autonomous operation U عملیات ازاد
autonomous operation U عملیات مستقل
attended operation U عملکرد با مراقب
attended operation U فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
arithmetic operation U عمل محاسباتی
arithmetic operation U عمل حسابی
arithmetic operation U عمل ریاضی
arithmetic operation U عملیات حسابی
area of operation U منطقه عملیات
auxiliary operation U عملیات کمکی عملکرد کمکی
base operation U عملیات پایگاهی
boolean operation U عمل منط قی که از دو کلمه یک نتیجه ایجاد میکند مثال " و "
boolean operation U جدول نمایش دو کلمه دودویی عملوند عمل و نتیجه
boolean operation U عمل منط قی روی فقط یک کلمه مثل " NOT ". نقیض
boolean operation U عمل بولی
boostrap operation U عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
block operation U عملیات بلوک
binary operation U عملکرد دودوئی
binary operation U عمل دودوئی
binary operation U عمل دودویی
bi conditional operation U عمل دوشرطی
amphibious operation U عملیات اب خاکی
emergency operation U بهره برداری اضطراری
emergency operation U کارکرد
majority operation U عمل اکثریت
monadic operation U عملکرد تکین
molding operation U قالب کاری
intruder operation U تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
method of operation U روش کار
molding operation U فرم کاری
limiting operation U عملیات محدودکننده
manual operation U عملیات دستی
manual operation U عمل دستی
logic operation U عمل منطقی
logical operation U عمل منطقی
logical operation U عملکرد منطقی
monadic operation U عملکرد یگانه
milling operation U فرزکاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com