English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
remote control terminal U دکمهکنترلازراهدور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
remote terminal U ترمینال دوردست
remote terminal U ترمینال راه دور
remote terminal U پایانه دور دست
remote terminal U پایانه راه دور
remote control U فرمان از راه دور
remote control U سیستم فرمان دور
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
remote control U کنترل از راه دور
remote control U کنترل از دور
remote control U فرمان از دور
remote control U کنترل از راه دور
remote control U فرمان از دور
remote control U ریموت کنترل
remote control U کنترل از دور
remote control U فرمان از راه دور
remote control unit U کنترل از دور
remote-control arm U بازویکنترلخارجی
remote control unit U فرمان از دور
remote control unit U فرمان از راه دور
remote control sensor U کنترلازراهدور
remote control unit U کنترل از راه دور
remote control unit U ریموت کنترل
channel changer [rare for: remote control] U کنترل از راه دور
channel changer [rare for: remote control] U فرمان از راه دور
channel changer [rare for: remote control] U کنترل از دور
channel changer [rare for: remote control] U ریموت کنترل
channel changer [rare for: remote control] U فرمان از دور
remote U روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remote U دوردست
remote U دور
remote U جزئی
remote U از راه دور
remote U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote U دور دوردست
remote U کنترل از راه دور
remote U متحرک
remote U بعید
remote U جزئی کم
remote U دور دست
remote U پرت
remote U یسیتمی که به کاربر راه دور امکان کنترل
remote U کامپیوتر راه دور میدهد. کاربر راه دور میتواند از کامپیوتر راه دور به صورت محلی استفاده کند
remote U با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
remote U ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
remote U ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remote U اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
remote U سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remote U نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remote U وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
remote U کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remote station U ایستگاه راه دور
remote access U دستیلبی از دور
remote access U دستیابی از راه دور
remote servicing U تعمیر و نگهداری از راه دور
remote station U ایستگاه دوردست
remote processing U پردازش از راه دور
remote station U ایستگاه دور دست
remote site U محل دور افتاده
remote consol U پیشانه دور دست
remote maintenance U تعمیر و نگهداری از راه دور
remote servicing U پشتیبانی از راه دور
remote-controlled U دستگاهکنترلازراهدور
remote future U آینده دور
remote memory U حافظه دور
remote maintenance U نگهداری از راه دور
remote servicing U نگهداری از راه دور
remote maintenance U پشتیبانی از راه دور
remote-controlled points U نقطهکنترلازراهدور
remote associations test U ازمون تداعیهای دور
remote job entry U وارد کردن کار از راه دور ورود برنامه از راه دور
remote job entry U ادخال کار از دور
remote data concentrator U وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
remote cut off valve U لامپ با شیب تنظیم پذیر
remote computing services U خدمات محاسباتی از راه دور
remote batch processing U پردازش دستهای از راه دور دسته پردازی از راه دور
terminal U نهائی
terminal U قطب مدار
terminal U ترمینال
terminal U سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminal U اخری
terminal U محل پیاده وسوار کردن بارها
terminal U پایانه
terminal U پایانی
terminal U انتهائی
terminal U پایانه پایانی
terminal U اخر خط راه اهن یا هواپیما
terminal U انتها
tv terminal U ترمینال تلویزیونی
terminal U واقع در نوک پایان
terminal U انتهایی
terminal U نهایی
ro terminal U ترمینال- RO
terminal U خرابی که قابل تعمیر نیست
terminal U وسیلهای که معمولاگ از صفحه نمایش و صفحه کلید تشکیل شده است که امکان ورود و نمایش اطلاعات به صورت line-Dnبا سیستم کامپیوتر اصلی میدهد.
terminal U نقطه اتصال الکتریکی
terminal U نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
terminal U کلم
terminal voltage U ولتاژ ترمینال
bus terminal U ترمینال
communications terminal U ترمینالهای ارتباطی
terminal stimulus U محرک پایانی
terminal velocity U سرعت حد
terminal voltage U ولتاژ قطبی
terminal velocity U سرعت گلوله داخل لوله
terminal velocity U سرعت داخلی گلوله
bonding terminal U اتصالترمینال
programmable terminal U ترمینال قابل برنامه ریزی
primery terminal U ترمینال اولیه
terminal tackle U طعمه
terminal tackle U راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
terminal threshold U استانه پایانی
terminal unit U واحد پایانه
intermediate terminal U ترمینال میانی
terminal unit U واحد پایانی
intelligent terminal U ترمینال هوشمند
collector terminal U ترمینال کلکتور
input terminal U ترمینال ورودی
input terminal U ترمینال اولیه
video terminal U ترمینال تصویری
video terminal U پایانه تصویری
VT terminal emulation U استاندارد معروف ترمینال که کدهای به کار رفته برای نمایش متن و گرافیک را بیان میکند
VT terminal emulation U مجموعه استاندارد کدها سافت Digital Gquipment Corpcration برای کنترل نحوه نمایش متن و گرافیک روی ترمینالها
central terminal U پایانه مرکزی
user's terminal U ترمینال استفاده کننده
water terminal U باراندازهای ابی
water terminal U ترمینالهای ابی اسکلههای کنار دریا
user terminal U پایانه کاربر
upper terminal U ایستگاه کوهستانی
two terminal network U شبکه دو قطبی
bus terminal U ایستگاه اتوبوس
transformer terminal U ترمینال ترانسفورماتور
data terminal U ترمینال داده
dial up terminal U ترمینال شماره گیری
terminal symbol U علامت پایانی
terminal symbol U نماد پایانی
terminal box U جعبه کلم
terminal board U تخته ترمینال
terminal board U تخته کلم
terminal board U محوراتصال سیمها
smart terminal U پایانه هوشیار
terminal board U تخته اتصال سیم
terminal ballistics U قوانین حرکت گلوله درنزدیک هدف
terminal ballistics U بالیستیک نهایی گلوله
keyboard terminal U صفحه کلیدی شبیه به دستگاه ماشین تحریر که اجازه میدهد تا اطلاعات به درون یک سیستم کامپیوتری وارد شود
line terminal U ترمینال خط
local terminal U پایانه محلی
local terminal U ترمینال محلی
smart terminal U ترمینال هوشمند
negative terminal U قطب مدار منفی
negative terminal U پایانه منفی
reset terminal U پایانه بازنشانی
filament terminal U ترمینال فیلامان
terminal box U جعبه ترمینال
terminal command U فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
terminal emulation U تقلید ترمینالی
terminal stand U پایه ترمینال
terminal sensitivity U حد بیشینه حساسیت
terminal rig U طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
terminal repeater U تقویت کننده نهایی
terminal reinforcement U تقویت پایانی
terminal price U قیمت نهائی
terminal price U قیمت تحویل
terminal port U بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
terminal port U بندر مقصد
terminal phase U مرحله اخر مسیر حرکت موشک
terminal organ U اندام پایانی
terminal operations U عملیات اسکلهای
terminal operations U عملیات بارانداز
terminal insomnia U بیخوابی پایانی
terminal guidance U هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
terminal error U خطای پایانی
terminal emulation U نمایه سازی پایانه
neutral terminal U قطب مدار خنثی
passenger terminal U ترمینالمسافران
grid terminal U ترمینال شبکه
grid terminal U اتصال شبکه
terminal filament U رشتهانتخابی
terminal lobe U برگهگوشتیانتهایی
terminal moraine U منبعیخانتهایی
connection terminal U پایانه اتصال
battery terminal U قطب باتری
earth terminal U ترمینال زمین
terminal bud U شکوفهانتهایی
terminal bronchiole U برنشبتانتهایی
generator terminal U ترمینالهای ژنراتور
oil terminal U پایانهسوخت
satellite terminal U ترمینالفضاپیما
graphical terminal U ترمینال گرافیکی
graphics terminal U ترمینال گرافیکی
telecommunication terminal U ترمینالارتباطراهدور
terminal arborization U ترمینالشاخهشاخه
grain terminal U پایانهحبوبات
terminal tackles U انتهایقرقرهقلاب
bulk terminal U اندازهپایانی
four terminal network U شبکه چهار قطبی
container terminal U پایانهبستهها
display terminal U پایانه نمایشگر
display terminal U ترمینال نمایش
dumb terminal U وسیله جانبی که فقط میتواند داده را از یک کامپیوتر دریافت کند ولی نمیتواند آن را پردازش کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com