English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative viscosity U گرانروی نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
viscosity U وشکسانی ویسکوزیته
viscosity U دوسگنی چسبناکی
viscosity U چسبندگی کشواری
viscosity U نوچی
viscosity U لزجی چسبانی
viscosity U شیره داری
viscosity U دوسندگی
viscosity U چسبندگی
viscosity U چسبناکی ناروانی
viscosity U ویسکوزیته
viscosity U گرانروی
viscosity U قوام گران روی
viscosity U ناروانی کند روانی
viscosity U لزوجت
viscosity U درجه غلیظی
viscosity U ناروانی
viscosity U چسبناکی
viscosity U لزجت
viscosity U چسبندگی مایعات
viscosity U دوسناکی
magnetic viscosity U لختی مغناطیسی
kinematic viscosity U ویسکوزیته سینماتیک
magnetic viscosity U چسبندگی مغناطیسی
viscosity number U عدد گرانروی
viscosity ratio U نسبت گرانروی
viscosity valve U شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
viscosity stabilizer U تثبیت کننده گرانروی
kinematic viscosity U چسبندگی جنبشی
inherent viscosity U گرانروی درونی
absolute viscosity U گرانروی مطلق
kinematic viscosity U گرانروی سینماتیکی
absolute viscosity U لزجت مطلق
absolute viscosity U گرانروی مکانیکی
viscosity breaking U گرانروی شکستی
shear viscosity U گرانروی برشی
coefficient of viscosity U ضریب ناروانی
coefficient of viscosity U ضریب کندروانی
coefficient of viscosity U ضریب دوسناکی
dielectric viscosity U لختی دی الکتریکی
dynamic viscosity U گرانروی مطلق
dynamic viscosity U گرانروی مکانیکی
specific viscosity U گرانروی ویژه
logarithmic viscosity number U گرانروی درونی
coefficient of kinematic viscosity U ضریب گرانروی سینماتیکی
limiting viscosity number U گرانروی ذاتی
self relative U نسبت بخود
self relative U نسبی
relative value U مقدار نسبی
relative U وابسته
relative U اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative U وسیله ورودی
relative U اعتباری
relative U اضافی
relative U نسبی
relative U راجع
relative U خویشاوند
relative U خودی نسبی
relative U دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative U اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative U نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative U پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative U آنچه با دیگری مقایسه شود
relative U محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative U منسوب
relative prices U قیمتهای نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative precision U دقت نسبی
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative permittivity U ضریب دی الکتریک
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
relative permeability U ضریب نفوذپذیری
relative nullity U بطلان نسبی
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
relative term U لفظ نسبی
relative complement U تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative humidity U رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
self relative address U نشانی نسبی
relative conjunction U حرفربط
relative clause U ربطی
relative wind U باد نسبی
relative clause U شبهجمله
relative velocity U سرعت نسبی
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
relative movement U حرکت نسبی
relative pronoun U ضمیر موصول
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative bearing U گرای نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relative code U کد نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
relative coding U برنامه نویسی نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
relative deformation U تغییر شکل نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative density U دانسیته نسبی
relative density U گرانی ویژه
relative aperture U ضریب کانونی عدسی
relative aperture U نسبت فاصله کانونی
relative pronouns U ضمیر موصول
maternal relative U خویشاوند مادری
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
of relative importance U نسبتامهم
paternal relative U خویشاوند پدری
paternal relative U اقارب پدری
relative address U نشانی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative addressing U نشانی دهی نسبی
relative addressing U ادرس دهی رابطهای
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative adjective U صفت موصولی
relative motion U حرکت نسبی
relative importance U اهمیت نسبی
relative in law U خویشاوند سببی
relative income U درامد نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative location U ترتیب نسبی
relative location U قرار دادن
relative majority U اکثریت نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
relative minimum U حداقل نسبی
relative impediment U محظور شرعی برای عروسی
relative frequency U بسامد نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
relative humidity U نم نسبی
relative error U خطای نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
relative income hypothesis U بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
relative cell reference U ارجاع سل رابطهای
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com