Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative complement
U
تفاضل
[مجموعه]
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nine's complement
U
مکمل دهدهی
complement
U
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complement
U
عمل منط ق که حاصل آن NOT منط ق است
complement
U
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complement
U
پرسنل سازمانی
complement
U
ضمیمه
complement
U
ملحقات
complement
U
متمم
complement
U
حد مجاز مکمل
complement
U
تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complement
U
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement
U
مکمل دهدهی
complement
U
که با کمک کردن همه اعداد از نه بدست می آید
nine's complement
U
که با کم کردن هر رقم عدد از 9 بدست می آید
nine's complement
U
مکمل 9
nine's complement
U
متم نسبت به 9 متمم 9
one's complement
U
متمم نسبت به یک
one's complement
U
معکوس یک عدد دودویی
one's complement
U
مکمل یک
one's complement
U
متمم یک
complement
U
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complement
U
رقم دودویی که مکمل شده است
complement
U
تبدیل یک عدد دودویی
complement
U
مکمل
two's complement
U
متمم نسبت به دو متمم دو
two's complement
U
مکمل 2
two's complement
U
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
two's complement
U
متمم نسبت به دو
complement
U
معکوس یک عدد دودویی
complement
U
تعارفات معمولی
complement
U
متمم مکمل
complement
U
متمم گرفتن
complement
U
متمم بودن
complement
U
کامل کردن
complement
U
تزئینی
complement
U
ضمائم
true complement
U
مکمل واقعی
objective complement
U
مکمل موضوع
objective complement
U
اسم یا صفت یاضمیرمکمل صفت موضحه درمسندالیه
nines complement
U
متمم نسبت به 9
true complement
U
متمم واقعی متمم مبنایی
true complement
U
مکمل صحیح
true complement
U
متمم مبنایی
radix complement
U
مکمل مبنا
ten's complement
U
متمم نسبت به 01
station complement
U
پرسنل ثابت یک پایگاه
station complement
U
پرسنل خدماتی پایگاه
ten's complement
U
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
ten's complement
U
مکمل 01
radix complement
U
متمم مبنایی
true complement
U
متمم واقعی
ten's complement
U
متمم نسبت به ده متمم ده
complement form
U
صورت متممی
complement form
U
صورت متمم
complement form
U
فرم متمم شکل متمم
complement gate
U
دریچه متمم ساز
emergency complement
U
جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency complement
U
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
diminished radix complement
U
نمایش اعداد که در آن هر رقم در عدد از یک واحد کمتر از پایه کم خواهد شد
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
relative
U
اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative
U
وسیله ورودی
relative
U
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative
U
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative
U
محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative
U
اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
self relative
U
نسبت بخود
self relative
U
نسبی
relative
U
اضافی
relative value
U
مقدار نسبی
relative
U
نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative
U
اعتباری
relative
U
آنچه با دیگری مقایسه شود
relative
U
خویشاوند
relative
U
وابسته
relative
U
خودی نسبی
relative
U
منسوب
relative
U
راجع
relative
U
نسبی
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative nullity
U
بطلان نسبی
relative permeability
U
نفوذپذیری نسبی
relative permitivity
U
گذردهی نسبی
relative permittivity
U
ضریب دی الکتریک
relative movement
U
حرکت نسبی
relative motion
U
حرکت نسبی
relative minimum
U
حداقل نسبی
relative minimum
U
می نیمم نسبی
relative maximum
U
حداکثر نسبی
relative maximum
U
ماکزیمم نسبی
relative majority
U
اکثریت نسبی
relative location
U
قرار دادن
relative precision
U
دقت نسبی
relative coding
U
برنامه نویس نسبی
relative clause
U
شبهجمله
relative clause
U
ربطی
relative conjunction
U
حرفربط
self relative address
U
نشانی نسبی
relative humidity
U
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative wind
U
باد نسبی
relative viscosity
U
گرانروی نسبی
relative value of pieces
U
ارزش نسبی سوارها
relative term
U
لفظ نسبی
relative supersaturation
U
ابر سیری نسبی
relative solvation
U
حلالپوشی نسبی
relative solubility
U
انحلالپذیری نسبی
relative prices
U
قیمتهای نسبی
relative velocity
U
سرعت نسبی
relative location
U
ترتیب نسبی
of relative importance
U
دارای اهمیت نسبی
relative aperture
U
نسبت فاصله کانونی
relative aperture
U
ضریب کانونی عدسی
relative bearing
U
سمت نسبی ناو
relative bearing
U
گرای نسبی
relative code
U
کد نسبی
relative coding
U
برنامه نویسی نسبی
relative compaction
U
تراکم نسبی
relative deformation
U
تغییر شکل نسبی
relative density
U
چگالی نسبی
relative adjective
U
صفت موصولی
relative addressing
U
نشان دهی نسبی
relative addressing
U
ادرس دهی رابطهای
of relative importance
U
نسبتامهم
relative pronouns
U
ضمیر موصول
relative pronoun
U
ضمیر موصول
paternal relative
U
خویشاوند پدری
paternal relative
U
اقارب پدری
maternal relative
U
خویشاوند مادری
relative address
U
نشانی نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative addressing
U
نشانی دهی نسبی
relative density
U
دانسیته نسبی
relative density
U
گرانی ویژه
relative humidity
U
رطوبت نسبی
relative impediment
U
محظور شرعی برای عروسی
relative importance
U
اهمیت نسبی
relative in law
U
خویشاوند سببی
relative income
U
درامد نسبی
relative permeability
U
ضریب نفوذپذیری
relative humidity
U
نم نسبی
relative jurisdiction
U
صلاحیت نسبی
relative bearing
U
جهت نسبی
relative dispersion
U
پراکندگی نسبی
relative error
U
خطای نسبی
relative frequency
U
بسامد نسبی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis
U
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
a matter of relative importance
U
موضوعی با اهمیت نسبی
relative coordinate system
U
دستگاه مختصات نسبی
relative refractory period
U
دوره بی پاسخی نسبی
relative cell reference
U
ارجاع سل رابطهای
relative income hypothesis
U
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative dielectric constant
U
ثابت دی الکتریک نسبی
relative harmonic content
U
مانده نسبی
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com