English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative adjective U صفت موصولی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
adjective U تابع
adjective U وصفی
adjective U وابسته
d. adjective U صفت اشاره
adjective U صفت
any [+ adjective] U کمی
adjective colour U زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
adjective laws U قوانین مربوط باصول محاکمات
noun adjective U صفت
adjective of quality U صفت توصیفی
pronominal adjective U صفت مبهم
pronominal adjective صفتی که اگر موصوف آن را بیندازند ضمیر میشوند
proper adjective U صفت مرکب از اسم خاص
relative value U مقدار نسبی
self relative U نسبت بخود
self relative U نسبی
relative U آنچه با دیگری مقایسه شود
relative U محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative U نسبی
relative U راجع
relative U خویشاوند
relative U خودی نسبی
relative U وابسته
relative U منسوب
relative U اضافی
relative U اعتباری
relative U نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative U اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative U دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative U اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative U وسیله ورودی
relative U پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative location U ترتیب نسبی
relative motion U حرکت نسبی
relative importance U اهمیت نسبی
relative movement U حرکت نسبی
relative nullity U بطلان نسبی
relative permeability U ضریب نفوذپذیری
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative minimum U حداقل نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
relative in law U خویشاوند سببی
relative location U قرار دادن
relative majority U اکثریت نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
relative income U درامد نسبی
relative permittivity U ضریب دی الکتریک
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative precision U دقت نسبی
self relative address U نشانی نسبی
relative clause U شبهجمله
relative clause U ربطی
relative conjunction U حرفربط
relative humidity U رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative complement U تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative wind U باد نسبی
relative viscosity U گرانروی نسبی
relative prices U قیمتهای نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
relative term U لفظ نسبی
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
relative velocity U سرعت نسبی
relative pronoun U ضمیر موصول
relative aperture U نسبت فاصله کانونی
relative aperture U ضریب کانونی عدسی
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative bearing U گرای نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relative code U کد نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
relative coding U برنامه نویسی نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative addressing U ادرس دهی رابطهای
relative addressing U نشانی دهی نسبی
relative pronouns U ضمیر موصول
maternal relative U خویشاوند مادری
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
of relative importance U نسبتامهم
paternal relative U خویشاوند پدری
paternal relative U اقارب پدری
relative address U نشانی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative deformation U تغییر شکل نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative error U خطای نسبی
relative frequency U بسامد نسبی
relative humidity U نم نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
relative impediment U محظور شرعی برای عروسی
relative density U دانسیته نسبی
relative density U گرانی ویژه
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis U بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
relative cell reference U ارجاع سل رابطهای
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com