English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
regressive taxes U مالیاتهای کاهنده مالیاتهای نزولی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
regressive U پسرفت کن
regressive U برگشت کننده
regressive U عودکننده
regressive U کاهنده
regressive U واپس رو
regressive behavior U رفتار واپس رو
regressive tax U مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
regressive tax U مالیات نزولی
regressive taxation U مالیات کاهنده
regressive taxation U مالیات نزولی
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
regressive tax system U نظام مالیاتی کاهنده
regressive tax system U نظام مالیاتی نزولی
taxes U فشاراوردن بر
taxes U باج
taxes U خراج
taxes U تحمیل تقاضای سنگین
taxes U ملامت تهمت
taxes U سخت گیری مالیات بستن
taxes U متهم کردن
taxes U عوارض
taxes U مالیات گرفتن از
taxes U مالیات
excise taxes U مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
free from taxes <adj.> U بدون مالیات
free from taxes <adj.> U معاف از مالیات
inspector of taxes U مامورمالیات
remission of taxes U صرف نظر از گرفتن مالیات گذشت از مالیات
taxes in kind U مالیات جنسی
specific taxes U مالیاتهای خاص
rates and taxes U عوارض ومالیات
income taxes U مالیات بر درامد
income taxes U مالیات برعایدات
indirect taxes U مالیاتهای غیر مستقیم
direct taxes U مالیاتهای مستقیم
levying of taxes U وضع مالیات
excise taxes U مالیات بر فروش
capitation taxes U مالیات سرانه
arrears of taxes U بقایای مالیاتی
withholding taxes U مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> U بدون مالیات
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> U معاف از مالیات
general sales taxes U مالیات بر مصرف کلی وجزیی
marginal propensity to pay taxes U میل نهائی به پرداخت مالیات
The employer deducts taxes from the salary. U کارفرما مالیات را از درآمد کم می کند.
to bear all customs duties and taxes U تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com