Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
regional forces
U
نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
regional
<adj.>
U
بخشی
regional
<adj.>
U
موضعی
regional
U
منطقهای
regional
<adj.>
U
محلی
regional
U
محلی
regional
U
ناحیهای
regional
<adj.>
U
منطقه ای
regional
<adj.>
U
مکانی
regional
<adj.>
U
ناحیه ای
regional economy
U
اقتصادناحیهای
regional economy
U
اقتصاد منطقهای
regional development
U
توسعه ناحیهای
regional development
U
توسعه منطقهای
regional center
U
مرکز منطقهای
regional breakpoint
U
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
regional agency
U
موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
regional address
نشانی منطقه ای
regional planning
U
برنامه ریزی منطقهای
regional gap
U
شکاف ناحیهای
regional trade
U
تجارت منطقهای
regional purchase
U
خرید از داخل منطقه پادگانی
regional gap
U
شکاف منطقهای
regional purchase
U
خرید محلی
regional projects
U
طرحهای منطقهای
regional network
U
شبکه منطقهای
forces
U
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forces
U
مجبور کردن کسی به انجام کاری
forces
U
قدرت
forces
U
بزور بازکردن
forces
U
شروع به عمل یا کار
forces
U
مسلح کردن
forces
U
تحمیل کردن
forces
U
پاس بی هدف
forces
U
درهم شکستن قفل یا چفت را شکستن
forces
U
خشونت نشان دادن
forces
U
بردار نیرو
forces
U
شدت عمل
forces
U
عده
forces
U
قوا
forces
U
نفوذ
forces
U
عنف
forces
U
جبر
forces
U
مجبورکردن بزورگرفتن
forces
U
نیروی نظامی
forces
U
بی عصمت کردن
forces
U
یکان قسمت نظامی
forces
U
فشار دادن
forces
U
وادار کردن
forces
U
مجبور کردن
forces
U
بازور جلو رفتن تحمیل
forces
U
بیرون کردن
forces
U
راندن
forces
U
نیرو
forces
U
ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces
U
زور
forces
U
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces
U
مجبورکردن
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
نافذ
people forces
U
نیروی چریکی دفاع از خود در شهرو دهات
political forces
U
نیروهای سیاسی
polygon of forces
U
کثیرالاضلاع نیروها
special forces
U
نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
polygon of forces
U
بس گوشه نیروها
task forces
U
نیروی اجرای عملیات
task forces
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
U
تاسک فورس
triangle of forces
U
مثلث نیروها
irregular forces
U
نیروهای چریکی
people forces
U
نیروی پایداری
armed forces
U
مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
fundamental forces
U
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
armed forces
U
نیروهای مسلح
distribution of forces
U
تقسیم نیروها
police forces
U
نیروی انتظامی
police forces
U
نیروی پلیس
police forces
U
دادگاه پلیس
fundamental forces
U
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
special forces
U
نیروهای ویژه ضد چریک
[ارتشی ]
resolution of forces
U
تجزیه نیروها
restraining forces
U
نیروهای مهار کننده
screening forces
U
نیروهای پاسیور
seato forces
U
نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
system of forces
U
دستگاه نیروها
transient forces
U
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
triangle of forces
U
سه گوشه نیروها
expeditionary forces
U
نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
combat forces
U
نیروهای رزمی
component forces
U
نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
component forces
U
نیروهای مولفه
composition of forces
U
ترکیب نیروها
contingencey forces
U
نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
conventional forces
U
نیروهای رزمی معمولی
differential forces
U
نیروهای دیفرانسیلی
combined forces
U
نیروهای مرکب
distribution of forces
U
واگذاری نیروها
enemy forces
U
نیروهای دشمن
forces of production
U
نیروهای تولید
blue forces
U
نیروهای ابی
blue forces
U
نیروهای خودی
barrier forces
U
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
expeditionary forces
U
قشون استعماری
task forces
U
گروه کار
air forces
U
نیروی هوایی
naval forces
U
نیروهای دریایی
army forces
U
نیروهای زمینی
army forces
U
نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
assigned forces
U
نیروهای زیر امر
assigned forces
U
نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
expeditionary forces
U
نیروی اعزامی
auxiliary forces
U
قوای کمکی
auxiliary forces
U
نیروی کمکی
four forces of nature
U
چهار نیروی بنیادی طبیعت
friendly forces
U
نیروهای خودی
garrison forces
U
نیروهای پادگانی
market forces
U
نیروهای بازار
market forces
U
عوامل موثردر بازار
nato forces
U
نیروهای پیمان ناتو
naval forces
U
نیروی دریایی
nuclear forces
U
نیروهای هستهای
opposing forces
U
نیروهای متخاصم
opposing forces
U
نیروهای درگیر نبرد
orange forces
U
علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
orientation forces
U
نیروهای دو قطبی- دو قطبی
package forces
U
نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
parallelogram of forces
U
متوازی الاضلاع نیروها
lateral forces
U
نیروهای عرضی
marine forces
U
نیروی تفنگدار
marine forces
U
تفنگداران دریایی
irregular forces
U
نیروهای نامنطم
ground forces
U
نیروی زمینی
land forces
U
قوای بری
ground forces
U
نیروهای زمینی
land forces
U
نیروی زمینی
landing forces
U
نیروها پیاده شونده به ساحل
landing forces
U
قوای اب خاکی
landing forces
U
نیروهای پیاده شونده
garrison forces
U
قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
armed forces courier
U
پیک نیروهای مسلح
amphibious striking forces
U
نیروهای ضربتی اب خاکی
armed forces courier
U
پیک ارتشی
armed forces police
U
دژبان نیروهای مسلح
sum of all external forces
U
حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
peace keeping forces
U
نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
balance collective forces
U
نیروهای کلی متعادل
army landing forces
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces .
U
درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
van der waals forces
U
نیروهای وان در والس
attack carrier striking forces
U
نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
dipole dipole forces
U
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com