Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
refresh memory
U
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to refresh
[jog]
your memory
U
خاطره خود را تازه کردن
[ که دوباره یادشان بیاید]
Other Matches
refresh
U
تازه کردن
refresh
U
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
refresh
U
روشن کردن
to refresh something
U
چیزی را باز نوساختن
[اصطلاح مجازی]
to refresh something
U
چیزی را نو کردن
[اصطلاح مجازی]
refresh
U
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refresh
U
تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
refresh
U
نیروی تازه دادن به
refresh
U
از خستگی بیرون اوردن روشن کردن
refresh
U
با طراوت کردن
refresh
U
تجدید
refresh
U
نیروی تازه دادن تقویت کردن
refresh
U
تجدیدقوا کردن
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
U
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh
U
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refresh
U
تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
refresh buffer
U
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
refresh circuitry
U
مدار دوباره سازی
to refresh oneself
U
تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
to refresh oneself
U
چیزی خوردن
static refresh
U
بازسازی ایستا
refresh rate
U
تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
invisible refresh
U
نوسازی نامرئی
to refresh oneself
U
نیروی تازه گرفتن
refresh display cycle
U
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
memory
U
یادگار یاد بود
memory
U
یاد
memory
U
خاطره
memory
U
حافظه
memory
U
حافظه دستگاه کامپیوتر
to the memory of
U
به یادبود
in memory of
<idiom>
U
به صورت رایگان
memory
U
فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
immediate memory
U
حافظه فوری
regenerative memory
U
رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
recent memory
U
حافظه نزدیک
real memory
U
حافظه واقعی
real memory
U
حافظه حقیقی
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویس
real memory
U
حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویسی
search memory
U
حافظه جستجو
rotating memory
U
حافظه چرخشی
remote memory
U
حافظه دور
screen memory
U
خاطره پوشان
secondary memory
U
حافظه ثانویه
regenerative memory
U
حافظه احیاء کننده
regenerative memory
U
حافظه باز زا
regenerative memory
U
عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
screw to the memory
U
بذهن سپردن
read only memory
U
حافظه فقط خواندنی
read mostly memory
U
حافظه بیشتر خواندنی
memory protection
U
حفافت حافظه
memory port
U
درگاه حافظه
memory module
U
ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory module
U
واحد حافظه
memory moard
U
برد حافظه
memory mapping
U
نگاشت حافظه
memory mapping
U
نقشه حافظه
memory mapped i/o
U
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
memory map
U
طرح یا نقشه حافظه
memory map
U
نگاشت حافظه
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
memory register
U
ثبات حافظه
racial memory
U
حافظه نژادی
programmable memory
U
حافظه برنامه پذیر
photodigital memory
U
خواندن چند بار
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
passive memory
U
حافظه منفعل
optical memory
U
حافظه نوری
one level memory
U
حافظه یک سطحی
memory word
U
کلمه حافظه
memory trace
U
رد یاد
memory span
U
فراخنای یاد
memory sniffing
U
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
memory snapshot
U
تصویر لحظهای حافظه
memory map
U
نقشه حافظه
computer memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
main memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
computer memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
memory management
U
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
to fail
[memory]
U
درماندن
[حافظه یا خاطره]
main memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
to fail
[memory]
U
وا ماندن
[حافظه یا خاطره]
To revive a memory.
U
خاطره ای رازنده کردن
I can recite from memory.
U
می توانم از حفظ بخوانم
to stamp on the memory
U
در ذهن منقوش ساختن
to stamp on the memory
U
ذهنی کردن
to escape one's memory
U
از خاطر رفتن
to commit to memory
U
ازبرکردن
static memory
U
حافظه ایستا
stack memory
U
حافظه پشتهای
shadow memory
U
شبه حافظه
shadow memory
U
حافظه ثانوی موقت
shadow memory
U
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
semiconductor memory
U
حافظه نیمه رسانا
upper memory
U
کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
virtual memory
U
حافظه مجازی
subtract from memory
U
دکمهکمکنندهازحافظه
memory recall
U
دوبارهخوانیحافظه
memory key
U
کلیدحافظه
memory cancel
U
پاککردنحافظه
memory button
U
دکمهحافظ
add in memory
اضافه کردن به حافظه
within living memory
U
به یاد دارند
within living memory
U
تا انجا که مردمان زنده
volatile memory
U
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
volatile memory
U
حافظه فرار
semiconductor memory
U
حافظه نیمه هادی
low memory
U
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
eidetic memory
U
یاد روشن
EDO memory
U
ذخیره کند
EDO memory
U
فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory
U
MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
dynamic memory
U
حافظه پویا
shared memory
U
حافظه تسهیم شده
disk memory
U
حافظه دیسک
cryogenic memory
U
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
cryogenic memory
U
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
core memory
U
حافظه هستهای
core memory
U
حافظه چنبرهای
expanded memory
U
حافظه گسترشی
extended memory
U
حافظه توسعه یافته
laser memory
U
حافظه لیزری
it escaped my memory
U
یادم رفت
internal memory
U
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory
U
حافظه داخلی
interleave memory
U
حافظه جاگذاری
incidental memory
U
حافظه اتفاقی
in memory of blessedmemory
U
خدابیامرز
in memory of blessedmemory
U
بیادگار مرحوم
in memory of blessedmemory
U
بیاد
external memory
U
حافظه خارجی
extended memory
U
حافظه تمدیدی
coordinate memory
U
حافظه مختصاتی
conventional memory
U
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
bubble memory
U
سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory
U
مین فرفیت بالا
bubble memory
U
حافظه حبابی
base memory
U
حافظه پایه
auxiliary memory
U
حافظه کمکی
auxiliary memory
U
حافظ کمکی
associative memory
U
حافظه تداعی
associative memory
U
حافظه انجمنی
as memory serves
U
هر وقت بیاد انسان بیاید
alterable memory
U
حافظه اصلاح پذیر
alterable memory
U
حافظه تغییرپذیر
bubble memory
U
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
control memory
U
حافظه کنترلی
control memory
U
حافظه کنترل
constructive memory
U
حافظه سازا
commit to memory
U
حفظ کردن
cache memory
U
یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
cache memory
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory
U
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory
U
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
حافظه پنهانی
bytewide memory
U
بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
buffer memory
U
حافظه میانیگر
acoustic memory
U
حافظه صوتی
memory cache
U
حافظه پنهان
memory address
U
نشانی حافظه
memory drum
U
گردونه یاد
memory dump
U
روگرفت حافظه
memory dump
U
رونوشت ازحافظه
memory for digits
U
حافظه عددی
memory guard
U
نگهبان حافظه
memory hierarchy
U
سلسله مراتب حافظه
memory address
U
ادرس حافظه
memory afterimage
U
رد تصویر یاد
memory bandwidth
U
پهنای باند حافظه
memory allocation
U
اختصاص حافظه
memory capacity
U
گنجایش حافظه
memory cell
U
سلول حافظه
memory dependent
U
وابسته حافظه
memory chip
U
تراشه حافظه
associative memory
U
حافظه شرکت پذیر
memory cycle
U
چرخه حافظه
mass memory
U
حافظه انبوه
memory dependent
U
متکی به حافظه
memory interleaving
U
برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
memory bank
U
بانک حافظه
memory location
U
مکان حافظه
memory location
U
محل حافظه
memory illusion
U
خطای یاد
memory image
U
تصویر یاد
magnetic memory
U
حافظه مغناطیسی
memory management
U
مدیریت حافظه
main memory
U
حافظه اصلی
content addressable memory
U
محتوای حافظه ادرس پذیر
paged memory management
U
مدیریت حافظه صفحه بندی شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com