Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
refresh display cycle
U
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
display cycle
U
چرخه نمایش
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
U
تازه کردن
refresh
U
نیروی تازه دادن به
refresh
U
با طراوت کردن
refresh
U
تجدید
refresh
U
نیروی تازه دادن تقویت کردن
refresh
U
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refresh
U
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh
U
تعداد دفعاتی که در هر ثانیه تصویر روی CRT دوباره رسم میشود
refresh
U
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refresh
U
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
refresh
U
روشن کردن
refresh
U
تجدیدقوا کردن
to refresh something
U
چیزی را نو کردن
[اصطلاح مجازی]
refresh
U
از خستگی بیرون اوردن روشن کردن
to refresh something
U
چیزی را باز نوساختن
[اصطلاح مجازی]
refresh
U
تعداد دفعاتی که قطعه RAM پویا خوانده ونوشته میشود
to refresh oneself
U
نیروی تازه گرفتن
to refresh oneself
U
چیزی خوردن
to refresh oneself
U
تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
refresh buffer
U
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
refresh memory
U
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
invisible refresh
U
نوسازی نامرئی
refresh circuitry
U
مدار دوباره سازی
static refresh
U
بازسازی ایستا
refresh rate
U
تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
to refresh
[jog]
your memory
U
خاطره خود را تازه کردن
[ که دوباره یادشان بیاید]
j display
U
ارائه جی
h display
U
ارائه اچ
i display
U
ارائهای
g display
U
ارائه جی
f display
U
ارائه اف
d display
U
ارائه دی
self display
U
خودنمایی
self display
U
جلوه گری
b display
U
ارائه ب
c display
U
ارائه سی
display
U
در معرض نمایش
display
U
اشکارکردن نمایش
display
U
نمایشگر صفحه نمایش
display
U
نمایاندن
display
U
تظاهر
display
U
نشان دادن اطلاعات
display
U
جلوه نمایاندن
display
U
ارائه
display
U
نمایشگری
display
U
ویترین
display
U
اشکار کردن
display
U
نمایش
display
U
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
k display
U
ارائه کی
display
U
نشان دادن ابراز کردن
p display
U
ارائه پی
n display
U
ارائه ان
display
U
نمایش دادن
m display
U
ارائه ام
l display
U
ارائه ال
display controlled
U
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود
display architecture
U
معماری نمایشی
digital display
U
صفحهنمایشعددی
display cabinet
U
بوفه
display background
U
زمینه نمایش
display board
U
تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
display console
U
کنسول نمایش
display adapter
U
اداپتور صفحه نمایش
colour display
U
نمایشرنگ
raster display
U
صفحه نمایش شبکهای
display setting
U
تنظیمصفحهنمایش
data display
U
داده نما
marching display
U
وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است
vector display
U
نمایش برداری
display device
U
دستگاه نمایش
visual display
U
نمایش بصری
data display
U
داده نمایی
teletype display
U
نمایش تله تایپ
display foreground
U
پیش نمای تصویر
teletype display
U
نمایش تایپ راه دور
situation display
U
صفحه نمودار وضعیت افق دیدرادار
simultaneous display
U
نمایش سیمولتانه
RGB display
U
سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال و ورودی قرمز و سبز و آبی استفاده میکند تا اشعه تصویر را کنترل کند
formatted display
U
نمایش شکل یافته
menu display
U
روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
graphic display
U
یک ترمینال کامپیوتر برای نمایش نقاشی ها و تصاویرروی یک صفحه
graphics display
U
نمایش گرافیکی
heads up display
U
وسیله نشان دهنده وضعیت مسیر پیشروی
raster display
U
نمایش محل تصویر
plasma display
U
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
plasma display
U
نمایشگرپلاسمایی
display highlighting
U
جلوه دادن تصویر
display image
U
نمای تصویر
display menu
U
فهرست انتخاب نمایشی
display menu
U
فهرست نمایش
display surface
U
سطح نمایش
display terminal
U
پایانه نمایشگر
display terminal
U
ترمینال نمایش
display tolerance
U
میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
display tube
U
لامپ نمایشگر
display type
U
نوع نمایش
display unit
U
واحد نمایشگر
display unit
U
واحد نمایش
plasma display
U
نمایش پلاسما
message display
U
نمایشپیغام
text display
U
نمایشگرمتن
display console
U
پیشانه نمایشگر
backlit display
U
صفحه نمایش پشت نور
backlit display
U
واحد نمایش کریستال مایع که برای بهبودبخشیدن به شدت تصویرنور مناسبی دارد
affect display
U
نمایش عاطفه
pyrotechnic display
U
اتش بازی
function display
U
نمایشگرتابع
visual display unit
U
واحد نمایشگر بصری
row number display
U
نمایشگرتعدادرجها
flat panel display
U
صفحه نمایش مسطح
thin window display
U
نمایشی یک خطی که روی صفحات کلید و کامپیوترهای دستی بکار می رود
range bearing display
U
ارائه بی
data display unit
U
واحد داده نما
full page display
U
نمایش تمام صفحه
alphanumeric display terminal
U
ترمینال نمایش الفبا عددی
touch sensitive display
U
صفحه نمایش حساس لمسی
gas plasma display
U
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display
U
صفحه نمایش پلاسمای گازی
gas plasma display
U
صفحه نمایش مسطح که براساس اصولی هماننداصول تابلوهای نئون کارمیکندfraxinella
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
U
واحد نمایش دیداری
graphic display resolution
U
وضوح نمایش گرافیکی
graphic display mode
U
مد نمایش گرافیکی
gas discharge display
U
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
monochrome display adapter
U
اداپتور نمایش تک رنگ
liquid crystal display
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
video display terminal
U
ترمینال نمایش تصویری
vector graphics display
U
بردار نمایش گرافیکی
character mapped display
U
نمایش طرح دخشهای
language display button
U
دکمهنمایشگر
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
U
ترمینال نمایش بصری
liquid-crystal display
U
نمایشکریستالمایع
aperture/exposure value display
U
دهانهنمایشیمقدارنمایش
digital frequency display
U
شمارهتکرارنمایش
dial-type display
U
نمایشصفحهاعداد
video display unit
U
واحد نمایش تصویری
plasma display panel
U
صفحه نمایش گازی
liquid crystal display
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
ibm /a display adapter
U
IBاداپتور نمایش A/4158
plasma panel display
U
وسیله نمایش مسطح باحبابهای کوچک نئون
enhanced graphics display
U
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته
alarm threshold display button
U
دکمهنمایشسرحدهشدار
data display illumination button
U
دکمهنمایشگراطلاعات
glass-fronted display cabinet
U
بوفه
To assert oneself . To display ones merit .
U
خودی را نشان دادن
liquid crystal display colour pigmented
U
صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
battery integration end radar display
U
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
battery integration end radar display
U
equipment
high resolution bit mapped display
U
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
cycle
U
سیکل مدار
cycle
U
زمانه
cycle
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycle
U
سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
four cycle
U
دارای چهاردور یا دوره
four cycle
U
چهار چرخه
cycle
U
عملیات کامل تولید مدت محدودی از یک زمان
cycle
U
دوره عملیات یابازی
cycle
U
دوران
R/W cycle
U
ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
cycle
U
دور
R/W cycle
U
CYCLE WRITE/READ
cycle
U
دوره
cycle
U
چرخه
cycle
U
گردش
cycle
U
سیکل
cycle
U
بصورت متناوب فاهر شدن
cycle
U
چرخه زدن
cycle
U
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycle
U
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
cycle
U
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycle
U
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle
U
حلقه
cycle
U
سواردوچرخه شدن
cycle
U
: دور
cycle per second
U
سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
cycle per second
U
هرتس
cycle
U
دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود
cycle
U
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycle
U
چرخ چرخه
cycle
U
تاکت
cycle
U
دوره گردش
cycle
U
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycle
U
تناوب پریود سیکل
cycle
U
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
major cycle
U
کمترین زمان دستیابی به وسیله ذخیره سازی مکانیکی
menstrual cycle
U
چرخه قاعدگی
memory cycle
U
چرخه حافظه
menstrual cycle
U
عادت ماهانه
minor cycle
U
خرد چرخه
minor cycle
U
چرخه خرد
number of cycle
U
تعداد تناوبها
motor cycle
U
دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
number of cycle
U
تعداد دوره ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com