English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
received data U داده دریافت شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
received U متداول
received U معیار
received U مورد قبول
received U پذیرفته
received U استانده
received U معمولی
he was received to membership U بعضویت پذیرفته شد
I have just received your letter. U کاغذت تازه به دستم رسیده است
Received Pronunciation U لهجهاستانداردانگلیسیبریتانیایی
We just received word that . . . U هم اکنون اطلاع رسید که …
received for shipment U تحویل شده برای حمل
received power U توان دریافتی
it received royal assent U به توشیح ملوکانه رسید
He received several bullet wounds U چندین تیربه اوخورد
he received a broken hand U دستش شکست
he received a fire treatment U رایگان
he received a fire treatment U معالجه شد
goods received note U برگه دریافت کالا
received line signal detect U کشف سیگنال خط دریافتی
known data U عناصر تیرمعلوم
data value U مقدار داده
data name U نام داده
known data U عناصر معلوم
t data U دادههای ازمون
data U مفروضات
data U ارقام
data U داده ها
data U داده
data U سوابق عناصر داده ها
data U مختصات
data U سوابق دانسته ها
data U دادههای اماری
data U اطلاعات
data reduction U تقلیل داده ها
data recorder U داده نگار
data recorder U ضباط داده ها
data rate U میزان داده
data rate U نرخ
data pulse U ضربان داده
data protection U حفافت داده ها
data record U رکورد داده ها
data processor U پردازنده داده ها
data processor U داده پرداز
data privacy U محرمانه بودن داده ها
data preparation U امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data recording U داده نگاری
data recording U ضبط داده ها
data scope U یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
data section U بخش داده ها
data security U امنیت داده ها
data set U دادگان
data set U مجموعه داده ها
data set U ترتیب داده
data set name U نام مجموعه داده ها
data statement U حکم دادهای
data source U منبع داده
data stream U سیر داده
data reduction U داده کاهی
data sheet U برگ داده ها
data reduction U تقلیل داده ها کاهش داده ها
data redundancy U حشو داده ها
data redundancy U زائد بودن داده ها
data register U ثبات داده ها
data retrieval U بازیابی داده ها
data sheet U ورق داده ها صفحه داده ها
data integrety U ثبات و کامل بودن دادهای که توسط یک سیستم کامپیوتری نگهداری میشود بی نقصی داده ها
data link U محور مخابرات
data link U ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
data link U راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
data link U تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد
data link U پیوند داده
data link U اتصال داده
data logging U ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
data management U مدیریت داده ها
data link U پیوند دادهای
data line U خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
data integrety U جامعیت داده
data item U قلم داده
data item U جزئیات اطلاعات
data item U موارد ذکرشده در اطلاعات
data item U واحد داده
data item U قلم داده ها
data leakage U جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
data level U سطح داده
data librarian U بایگان داده
data manipulation U دستکاری داده ها
data mask U نقاب داده ها
data medium U داده رسان
data origination U اساس داده
data origination U سرچشمه داده ها
data origination U سر منشاء داده ها
data packet U منبع ارسال سری داده در یک بسته
data packet U نرم افزاری که حاوی یک رشته بررسی خطا میباشد
data plotter U رسام داده ها
data plotter U رسم کننده داده ها
data point U نقطه داده
data preparation U داده امایی
data organization U سازمان داده ها
data medium U رسانه داده ها
data mile U میل دریایی
data mile U میل
data model U مدل داده
data modem U modem
data modification U اصلاح داده ها
data sharing U اشتراک داده
data preparation U امایش داده ها
data stream U مسیل یا نهر داده
master data U دادههای اصلی
original data U داده اصلی
output data U داده خروجی
qualitative data U دادههای کیفی
quantitative data U دادههای کمی
raw data U دادههای خام
raw data U دادههای اولیه
ordnance data U اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ordinal data U داده ترتیبی یا وصفی
mechanized data U دادههای ماشینی
meteorological data U عناصر هواسنجی
meteorological data U اطلاعات هواسنجی
nominal data U داده اسمی
numeric data U داده عددی
numeric data U دادههای عددی
objective data U دادههای عینی
objective data U دادههای واقعی
raw data U ارقام خام
raw data U داده خام
test data U دادههای ازمایشی
tidal data U دادههای کشندی
transaction data U دادههای تراکنشی
transmitted data U دادههای مخابره شده
transmitted data U دادههای ارسال شده
data hold U ذخیرهاطلاعات
data panel U دکمهاطلاعات
hunger for data U میل شدید به داده ها
test data U دادههای ازماینده
replot data U عناصر دوباره بردن هدفها
restricted data U اطلاعات طبقه بندی شده
sample data U داده نمونه
serial data U داده سری
source data U دادههای منبع
symbolic data U داده سمبلیک
technical data U اطلاعات فنی
technical data U عوامل فنی
master data U شاه دادهها
data strike U چاهک داده ها
data transfer U انتقال داده ها
data transmission U مخابره داده ها
data transmission U ارسال داده
data transmission U مخابره داده
data type U نوع داده ها
data unit U واحد داده
data unit U واحدداده ها
data validation U معتبرسازی داده
data transducer U مبدل داده ها
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
data structure U ساخت داده ها
data structure U ساختار داده ها
data structure U ساختمان داده ها
data structures U ساختارهای داده
data table U جدول داده ها
data tablet U یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
data termianl U پایانه دادهای
data terminal U ترمینال داده
data verification U بازبینی داده
data word U کلمه داده
digital data U داده رقمی
input data U معطیات ورودی
input data U دادههای اولیه
input data U داده ورودی
intelligence data U عناصر اطلاعات
live data U داده موثر
logistical data U اطلاعات لجستیکی
marginal data U اطلاعات حاشیهای نقشه
mass data U دادههای انبوه
input data U معلومات یا دادههای ورودی
firing data U عناصر مربوط به تیراندازی
digital data U داده دیجیتالی
digutal data U داده رقمی
discrete data U داده گسسته
experimental data U دادههای تجربی
experimental data U دادههای ازمایشی
financial data U اطلاعات مربوط به امور مالی
financial data U اطلاعات مالی
firing data U عناصر تیر
master data U شاه داده
data integrety U صحت
data banks U پایگاه داده
analog data U داده قیاسی
approved data U سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
data communication U ارتباط دادهای
data collection U جمع اوری داده ها
data code U کد تخصصی
data clerk U فردی که در یک مجموعه کامپیوتری کارهای دفترانجام میدهد
data check U مقابله داده ها
data channel U کانال داده
data channel U مجرای داده ها
data chaining U فرایند اتصال اقلام داده به یکدیگر
data center U مرکز داده
data center U مرکز داده ها
data cell U سلول داده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com