Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rear of queue
U
عقب صف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
queue
U
صف اتوبوس و غیره
queue
U
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queue
U
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queue
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
U
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند
queue
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
U
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند
queue
U
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue
U
در صف گذاشتن در صف ایستادن
queue
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queue
U
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue
U
صف صف بستن
To jump the queue.
U
خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
print queue
U
صف چاپ
job queue
U
صف برنامه
job queue
U
صف کار
input queue
U
صف ورودی
He jumped the queue.
U
پرید توی صف ( خارج از نوبت )
scheduling queue
U
صف زمان بندی
input work queue
U
صف کار ورودی
To form a queue. To line up.
U
صف بستن ( کشیدن )
How long were you in the queue
[line]
?
U
تو چند مدت در صف ایستادی؟
output job queue
U
صف برنامه خروجی
output work queue
U
صف کار خروجی
to queue-jump
[British E]
U
داخل صف زدن
input job queue
U
صف برنامه ورودی
to queue
[line]
up for tickets
U
برای بلیط در صف ایستادن
To stand in a queue (line).
U
توی صف ایستادن
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
U
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
to take in rear
U
از پشت سر حمله کردن به
rear
U
پشت
at the rear of
U
پشت سر
rear
U
پروردن
rear
U
دنباله
rear
U
تربیت کردن
rear
U
بلندکردن
rear
U
افراشتن
rear
U
نمودار شدن عقب
rear
U
دنبال
at the rear of
U
پشت
rear
U
عقبه سپاه
rear
U
عقب
at the rear of
U
درعقب
rear apron
U
دنبالهکراوات
rear leg
U
دنبالهپایه
to hang on the rear
U
برای حمله دنبال کردن
to close up the rear
U
اخر از همه امدن
to bring up the rear
U
از عقب امدن
the rear vassals
U
مالیات دهندگان
the rear vassals
U
اتباع تیولدار
the rear of a house
U
قسمت عقب یا پشت خانه
rear window
U
پنجره عقب
rear wheel
U
چرخ عقب
rear beam
U
دنبالهشاهینترازو
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
U
پشت پرده نمایش
[مخصوص اطاق رخت کن]
get one's rear in gear
<idiom>
U
عجله کردن
bring up the rear
<idiom>
U
آخرهمه قرارگرفتن
rear view
U
منظرهپشتتراکتور
rear seat
U
صندلیعقب
rear runner
U
گردنهپشتی
rear lights
U
چراغهایعقب
rear light
U
چراغعقب
rear indicator
U
شاخصانتهایی
rear foil
U
دنبالهتیغه
rear derailleur
U
درایلرعقبی
rear bumper
U
دنبالهسپر
rear brake
U
ترمزعصبی
rear wall
U
دیوار پشت
rear admiral
U
سرتیپ دریایی
rear echelon
U
رده عقب
rear echelon
U
قسمت عقب جبهه عقب جبهه
rear foot
U
پای عقب
rear guard
U
عقب دار
rear guard
U
نیروی عقب دار
rear party
U
قسمت عقبه
rear party
U
عقب دار
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
U
در پس پرده
rear commodore
U
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
rear barrier
U
حد عقب سپاه یا لشگر
rear party
U
نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
rear admirals
U
دریادار
rear admirals
U
سرتیپ دریایی
rear admiral
U
دریادار
rear area
U
منطقه عقب
rear axle
U
محور چرخ عقب
rear court
U
انتهای زمین
rear sight
U
شکاف درجه
rear point
U
قسمت نوک عقب دار
rear point
U
اخرین قسمت عقب دار
rear sight
U
نمای پشت
rear-view mirrors
U
آیینهی جلو
rear axle drive
U
محرکه چرخ عقب
rear axle shaft
U
محور چرخ عقب
rear axle casing
U
پوسته محور عقب
rear area security
U
تامین منطقه عقب
rear
[front]
connection
U
اتصال
[جلوئی]
پشتی
duck under and rear takedown
U
یک دست و یک پا
rear-view mirrors
U
آیینهی عقبنما
rear limit line
U
خطمحدودکنندهعقب
rear-view mirror
U
آیینهی پسنما
rear-view mirror
U
آیینهی عقبنما
rear-view mirror
U
آیینهی جلو
rear brake pedal
U
پدالترمزانتهایی
rear mounted engine
U
موتور عقب
rear-view mirrors
U
آیینهی پسنما
rear engine drive
U
موتور عقب
rear crotch and near arm
U
نوعی کنده رو
rear takedown with inside singleleg & kn
U
زیریک خم اقل از راست
rear waistlock and back sweep
U
درو از بغل
rear waistlock and knee block
U
درو از پشت
rear waistlock and side sweep
U
درو با مایه سالتو و بارانداز
rear takedown with outside leg tackle
U
گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
rear takedown with outside leg tackle
U
زیریک خم
rear takedown with outside singleleg byl
U
زیریک خم میانکوب همراه بااقل ازچپ
rear takedown with single leg tackel
U
میانکوب
rear takedown with double leg tackle
U
زیر یک دو خم که تبدیل به خورجین تکان میشود
rear waistlock and forward single leg
U
درو با مایه از مچ پا
rear waistlock and forward inside leg tr
U
انواع درو
rear takedown with single leg tackel
U
افلاک پیشرو
rear takedown with single leg tackel
U
زیریک خم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com