English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
read/write head U نوک خواندن / نوشتن
read/write head U هدخواندن- نوشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
read head U نوک خواندن
read head U نوک خواننده
read head U هد خواندن راس خواندن
read write head U نوک خواندن و نوشتن
Other Matches
write once read many U چند بار بازیاب
write once read many U چند باربخوان
write once read many U یکبار نویس
read/write U خواندن- نوشتن
He can neither read nor write. U نه می تواند بخواند نه بنویسد
he cannot read or write U خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
Every one is supposed to know to read and write . U فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
read write cycle U چرخه خواندن و نوشتن
direct read after write U خواندن مستقیم پس از نوشتن
read/write file U فایل خواندنی / نوشتنی
read/write memory U حافظه خواندنی / نوشتنی
read write privilege U امتیاز خواندن- نوشتن
scatter read gather write U خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
write head U نوک نوشتن
write head U هد نوشتن
Read out the letter. Read the letter aloud. U نامه را بلند بخوان
head to head polymer U بسپار سر به سر
pc write U IB و کامپیوتر سازگار با ان برنامه مشهور پردازش کلمه برای PC
to write off U قلم زدن
write up U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
to write off U به اسانی نوشتن
to write off U زود نوشتن وفرستادن
write-off U قلم زدن
write-off U حذف کردن
write up U ستودن
write-off U از دفتر خارج کردن
to write up U ستودن
write off U حذف کردن
to write out U مفصلانوشتن
write up U به تفصیل نوشتن
over write U جای نوشتن
over write U جای نوشت
write off U زود نوشتن
write-up U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
write off U قلم زدن
write off U مستهلک کردن
write off U از دفتر خارج کردن
write-up U به تفصیل نوشتن
write-off U زود نوشتن
write-up U ستودن
to write out U بتفضیل نوشتن
write-off U مستهلک کردن
write up <idiom> U مقامی را به حساب آوردن
write U تالیف کردن
write U سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
write U حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
write U قراردادن متن یا داده روی دیسک یا نوار
Please write it like this (this way). U اینطور بنویسید
write-in U وابسته به اینگونه رای
write U وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
write U وسیله ارسالی که میتواندداده راسوی رسانه مغناطیسی بنویسد
write U انشاکردن
write U بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write U ثبت رای کتبی
write U نوشتن
write U رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
write U کسر کردن
write U سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write U با اب وتاب شرح دادن
write off <idiom> U تسویهحساب کردن
write off <idiom> U پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
write U تحریر کردن
asking to write U استکتاب
write down U ثبت کردن
write down U یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
write down U تنزل دادن بهای اسمی سهام
write out U به تفصیل نوشتن
write-in U شخصی که نام او در فهرست کاندیدها نیست ولی به او رایمیدهند
write this way U اینطور بنویسید
write this way U این جوربنویسید
write-in U رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
write U سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
to read over something U چیزی را کاملا خواندن
to read over something U چیزی را از اول تا آخر خواندن
to read too much into U تفسیر ناموجه کردن
to read out U بلند خواندن
to read off U از روی چیزی خواندن بلندخواندن
to read through something U چیزی را از اول تا آخر خواندن
well read U اهل مطالعه و تحقیق
well read U با اطلاع
well-read U اهل مطالعه و تحقیق
to read through something U چیزی را کاملا خواندن
Read me right ... U من را درست درک بکن ...
well-read U با اطلاع
read U 1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
read U ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
read only U فقط خواندنی
read U بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
read U تعبیر کردن
read U بازخواندن
read U خواندن
read U اسکن کردن متن چاپ شده
read out U بازخوانی
read U گیرندهای که میتواند داده از سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فالاپی دیسک بخواند یا بنویسد
read in U ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
read only U تنها خواندنی
read U کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
read U تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
read U خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read U عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
read U سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
read U بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
read U مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
read U وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
read U رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
read U قرائت کردن
read U استنباط کردن
read U گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
read U وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
ghost-write U کتاب مقاله یا سخنرانیکهبنام شخصدیگریارائهگردد
to write in ink U بامرکب یاجوهرنوشتن
write protect U شیوهای برای محافظت ازنوشته شدن اطلاعات روی دیسک یا نوار
type write U ماشین نویسی کردن
type write U با ماشین تحریر نوشتن
type write U ماشین کردن
to write an exam U امتحان کتبی نوشتن
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
write me every week U هر هفته برای من نامه بنویسید
to write out a report U به تفصیل نوشتن گزارشی
write protect U قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
to write up a report U به تفصیل نوشتن گزارشی
write-offs U حذف کردن
write me the result U نتیجه را برای من بنویسید
to write up an accident U شرح واقعهای را بتفضیل نوشتن
write-offs U از دفتر خارج کردن
write-offs U قلم زدن
write off capital U مستهلک شدن سرمایه
He cant reade let alone write. U خواندن هم بلد نیست چه رسد به نوشتن
Teach him how to write . U نوشتن را باو یاد بده
write-ups U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
write-ups U به تفصیل نوشتن
I have some letters to write . U چند تا کاغذ باید بنویسم
Please write down your new address . U لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
i write an article U مقالهای مینویسم
write-offs U زود نوشتن
write-ups U ستودن
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
write-offs U مستهلک کردن
to read one a lesson U کسیرا اندرزدادن
digital read out U نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
he read other than distinctly U شمرده نخواند
Read the story U فرم تریو
to read wrong U اشتباه [ی] خواندن
he read other than distinctly U همه جورخوانده جز شمرده
i had a quiet read U فرصت پیدا کردم
i had a quiet read U که باارامش چیز بخوانم
he could read the future U خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
to read a book U کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
to read between the lines U معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
destructive read out U بازخوانی مخرب
destructive read U خواندن مخرب
deep read U با اطلاع
deep read U بسیار خوانده
to read one a lesson U بکسی نصیحت کردن
lip read U لب خواندن
I read through the letter. U من این نامه را کاملا میخوانم.
he can read the sky U ستاره شناس است
to read one a lecture U کسیرا سرزنش کردن
lip read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
read only memory U حافظه فقط خواندنی
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
i read him to sleep U برایش خواندم تا خوابش برد انقدر خواندم تا خوابش برد
read only storage U انباره فقط خواندنی
read ink U ink nonreflective
reed or read U شیر دادن
lip-read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
sight read U بدون مطالعه قبلی خواندن
read mostly memory U حافظه بیشتر خواندنی
sight-read U فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read U بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read U بدون مطالعه قبلی خواندن
sight read U فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight read U بدون امادگی قبلی اجراکردن
read pulse U تپش خواندن
read strobe U بارقه خواندن
read time U زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
to sight-read something U از روی ورقه [نت موسیقی] آلت موسیقی بازی کردن
lip-read U لب خواندن
scatter read U پراکنده خوانی
scatter read U دستیابی وخواندن داده ذخیره شده در محلهای مختلف
nondestructive read U خواندن غیرمخرب
backward read U یک نوع مشخصه موجود دربعضی از سیستمهای نوارمغناطیسی که در ان واحدهای نوار مغناطیسی باحرکت در جهت معکوس می توانند داده ها را به حافظه کامپیوتر منتقل کنند
Write on this side of the paper only. U فقط روی این طرف کاغذ بنویس
Write down your full name and address . U نام ونشان کامل خودتان را بنویسید
Vote (write) against a proposallll. U بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )
write protect tab U حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
write protect ring U حلقه حفافت از نوشتن
It is not any thing to write home about . U مردقابلی است
write protect notch U شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
write protect disable U بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
write permit ring U چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
write enable ring U حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
write white engine U موتور سفید نویس
write black printer U چاپگری که تونر آن نقط های که توسط لیزر گرم شده است در هنگام اسکن کردن تصویر می چستد
write black engine U موتور سیاه نویس
write inhibit ring U حلقه ممانعت از نوشتن
read the riot act <idiom> U به کسی هشدار دادن
to read people's hands U کف بینی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com