English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
re issuable notes U اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
issuable U صادر کردنی
issuable U قابل صدور انتشار دادنی
notes U درنظر گرفتن
notes U سند
notes U یادداشت سخنرانی
notes U یادداشت
notes U تذکر
notes U توجه
notes U تفسیر
notes U تبصره قبض
notes U نامه رسمی
notes U نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
notes U pro-memoria
to take notes of U یاد داشت برداشتن از
notes U یادداشت درسی
notes U اسکناس
notes U توجه کردن ذکر کردن
notes U نت موسیقی نوشتن
to take notes of U خلاصه نویسی کردن از
notes U خاطرات یادداشت
notes U کلید پیانو
notes U اهنگ صدا نت موسیقی
notes U تبصره یادداشت ها
notes U یادداشت کردن
notes U ثبت کردن
notes U بخاطرسپردن
notes U ملاحظه کردن
identic notes U یادداشتهای همانند
identic notes U منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
promissory notes U سند ذمهای
to preach from notes U از روی یاد داشت وضع کردن
promissory notes U برگه بدهی
promissory notes U فته طلب یا پته طلب قبض عندالمطالبه
promissory notes U سند بدهی
lecture notes U جزوه درس دانشگاهی
promissory notes U اسناد اعتباری
field notes U یادداشتهای صحرایی
exchange of notes U نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
promissory notes U سفته
half-notes U نیم پرده
promissory notes U فته طلب
credit notes U اعلامیه بستانکاری
credit notes U صورت وضعیت اعتباری
credit notes U برگ بستانکار
credit notes U سند بدهی
article had two notes U ماده یکم دو تبصره
article had two notes U داشت
bank notes U اسکناس
exchange of notes U مبادله یادداشتها
materials transfer notes U دستورانتقال مواد
materials transfer notes U برگه انتقال مواد
Notes . Comments . Remarks. U ملاحظات
To exchange views with someone . . To compare notes with some one. U با کسی تبادل نظرکردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com