Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
re entry
U
ورود
re entry
U
اعاده تصرف
re entry
U
نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
re entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
entry
U
دخول
entry
U
ادخال
entry
U
ورود
entry
U
راه راهرودر
entry
U
مدخل
entry
U
ثبت دردفتر ثبت
entry
U
چیزثبت شده یاواردشده قلم
entry
U
فقره
entry
U
شرکت کننده
entry
U
نقطه شروع پرش یا چرخش
entry
U
شرطبندی روی اسب معین ورود به اب
entry
U
ثبت
entry
U
قلم
entry
U
ورود راهرو
entry
U
نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
entry
U
آدرسی که از آن یک برنامه یا تابع اجرا میشود
entry
U
اولین دستور اجرا شده در تابع فراخوانده شده
entry
U
موقعیتی که باید پیش از ورود یک تابع انجام شود
entry
U
در پایگاه دادههای یا کتابخانه
entry
U
عمل ورودی
entry
U
مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
re-entry
U
ورود
re-entry
U
اعاده تصرف
re-entry
U
نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
re-entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
barrier to entry
U
منع ورود به صنعت
bill of entry
U
افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of entry
U
افهارنامه ورودی
cost to entry
U
هزینه ورود
customs entry
U
افهار یا اعلام ورود به گمرک
customs entry form
U
افهارنامه گمرکی
data entry
U
ثبت داده ها
data entry
U
داده دهی
data entry
U
ثبات داده ها ورود داده ها
data entry device
U
دستگاه داده دهی
data entry form
U
فرم ورودی داده ها
data entry mode
U
حالت ثبت داده ها
data entry operator
U
متصدی داده دهی
data entry specialist
U
متخصص داده دهی
deffered entry
U
ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
direct data entry
U
داده دهی مستقیم
double entry
U
دفتر داری مضاعف
double entry
U
سیستم دفترداری دوبل
double entry bookkeeping
U
حسابداری دوبل
double entry table
U
جدول دو سویی
ease of entry
U
سهولت ورود
ease of entry
U
سهولت ورودبه یک صنعت
entry block
U
کنده مدخل
entry condtion
U
شرط دخول
entry fee
U
مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
entry group
U
واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group
U
گروه واجد شرایط
entry instruction
U
دستورالعمل دخول
entry keydoard
U
صفحه کلید ادخال
entry keydoard
U
صفحه کلیدورودی
entry level jobs
U
شغلهای غیر تخصصی
entry line
U
سطر ورودی
entry plan
U
طرح ورود به بندر
entry plan
U
طرح دخول به سر پل
entry point
U
نقطه دخول
entry point
U
نقطه ورود
entry side
U
جهت دخول
entry side
U
جهت ورود
forceble entry and detainer
U
تصرف عدوانی
forceble entry and detainer
U
هتک حرمت منازل
forcible entry
U
ورود عدوانی
forcible entry
U
هتک حرمت منازل
forcible entry and detainer
U
تصرف عدوانی
forcible entry and detainer
U
ید عدوانی
free entry
U
ورود ازاد بنگاهها به صنعت
freedom of entry and exit
U
ازادی ورود و خروج
home use entry
U
اعلامیه مصرف
home use entry
U
اعلامیه مصرف شخصی
key entry
U
دخول کلیدی
law of prior entry
U
قانون تقدم ورود
make an entry
U
ثبت کردن
make an entry
U
وارد کردن
port of entry
U
بندر مقصد
port of entry
U
بندرمحل ورود
port of entry
U
مرز ورود کالا یا فرد به کشور
portfolio entry
U
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
post entry
U
ثبت پس از موقع
re entry vehicle
U
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
remote job entry
U
ادخال کار از دور
remote job entry
U
وارد کردن کار از راه دور ورود برنامه از راه دور
right of entry
U
حق ورود
single entry
U
حسابداری فردی
single entry
U
حسابداری ساده
to make an entry of
U
ثبت
to make an entry of
U
کردن
to make an entry of
U
وارد
undefined entry
U
فقره تعریف نشده
clear-entry key
U
کلیدصفحههوشیار
fast data entry control
U
کنترلدخولاطاعاتسریع
feet-first entry
U
پرشسیخی
fine data entry control
U
کنترلدخولاطلاعاتعالی
head-first entry
U
پرشباسر
no entry
U
ورودممنوع
To make a forcible entry into a building.
U
بزور وارد ساختمانی شدن
to refuse somebody entry
[admission]
U
کسی را در مرز برگرداندن
Other Matches
entry door
U
در جلویی
[ساختمان]
entry door
U
در ورودی
entry door
U
ورودی
lobby-entry
U
مدخل
lobby-entry
U
راهرو
gable-entry
U
راهروی ورودی
entry doors
U
در های ورودی
to refuse somebody entry
[admission]
U
اجازه ندادن ورود کسی
[به کشوری]
end lobby-entry
U
مدخل
facilitator
[of illegal migration/immigration / entry]
[British E]
U
قاچاقچی آدم
[در سر مرز]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com