Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
radius block
U
بلوک شعاعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radius
U
شعاع عملیات
radius
U
برش دادن
radius
U
نصف قطر
radius
U
زندزبرین
radius
U
شعاع دایره
radius
U
شعاع
radius of a well
U
شعاع یک چاه
radius
U
زند بالا
mean radius
U
شعاع میانه
radius
U
زند اعلی
schwarzschild radius
U
شعاع شوارتزشیلد
casualty radius
U
شعاع تلفات
casualty radius
U
شعاع تولید تلفات
radius vector
U
بردار شعاعی
bohr radius
U
شعاع بور
radius vector
U
شعاع حامل
nuclear radius
U
شعاع هسته
top radius
U
گردی سر دنده
average radius
U
شعاع میانه
atomic radius
U
شعاع اتمی
atomic radius
U
شعاع اتم
radius vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
within a radius of .kilometre
U
تا 6کیلومتر از هر سو
within a radius of .kilometre
U
تا شعاع 6 کیلومتر
average radius
U
شعاع میانگاه
radius of intrados
U
شعاع درونسو
radius of action
U
برد عملیاتی هواپیما
radius of action
U
شعاع اثر
radius of action
U
شعاع عمل
radius milling
U
فرزکاری شعاعی
damage radius
U
شعاع خطر مین
damage radius
U
شعاع منطقه خسارت
radius gage
U
شابلون شعاع
radius dimpling
U
ایجاد گودی در سطح ورقههای فلز توسط ابزارمخروطی شکل ویژهای
destruction radius
U
شعاع تخریب مین
destruction radius
U
حداکثرشعاع تخریب
effective radius
U
شعاع موثر
hydraulic radius
U
شعاع هیدرولیک
effective radius of a well
U
شعاع موثر چاه
ionic radius
U
شعاع یونی
radius of convergence
U
شعاع همگرایی
[ریاضی]
hydraulic radius
U
شعاع ابی که برابر است باسطح خیس شده به محیط خیس شده
radius of action
U
ناحیه رانندگی
radius of curvatupe
U
شعاع انحناء
covalent radius
U
شعاع کووالانسی
radius of extrados
U
شعاع برونسو
radius of giration
U
شعاع چرخش
radius of curvature
U
شعاع انحناء
radius of curvature
U
شعاع خم
radius of giration
U
شعاع ژیراسیون
corner radius
U
شعاع کنج
radius of influence
U
شعاع تاثیر
radius of integration
U
شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
radius of gyration
U
شعاع چرخش
radius of curvature
U
شعاع خمیدگی
downstream radius of crest
U
شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
van der waals radius
U
شعاع وان در والس
spherical coordinate system
[with constant radius]
U
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
block
U
فراکسیون
v block
U
گونیای جناقی
block
U
سد کردن
the block
U
مردن بوسیله گردن زنی
self block
U
خودبندی
on the block
<idiom>
U
فروخته شده
block out
U
جاسازی
block
U
بندال
block
U
بلاک
block
U
مانع شدن
block
U
دفاع
block
U
سد قالب
block
U
پارازیت
block
U
کنده
block
U
قرقره
block
U
مانع
block
U
منطقه
block
U
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block
U
قطعه زمین
block
U
توده
block
U
توقف رویدادن چیزی
block
U
تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block
U
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block
U
قالب ریختن
block
U
بلوک ساختن
block
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block
U
دفاع در مقابل ابشار
block
U
سدکردن غیرمجاز حریف
block
U
سد کردن خطا
block
U
بلوک سیمانی
block
U
قرقره طناب خور
block
U
یک دستگاه ساختمان
block
U
وقفه
block
U
توده قلنبه
block
U
بنداوردن
block
U
انسداد
block
U
مسدودکردن
block
U
سد
block
U
جعبه قرقره
block
U
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block
U
قطعه
block
U
بستن مسدود کردن
block
U
کنده مانع ورادع
block
U
مانع شدن از بازداشتن
block
U
قالب کردن
block
U
بلوک
input block
U
واحد ورودی
input block
U
بلاک ورودی
starting block
U
تخته استارت
keel block
U
تیر حمالی که به کشش کارمیکند
leg block and under over
U
فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
radium block
U
بلوک شعاعی
earth block
U
پلاکزمینی
to block a ball
U
نگهداشتن توپ در بازی
punch down block
U
وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
pully block
U
قرقره مرکب
power block
U
سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
plummer block
U
کنده شفت
plummer block
U
کنده محور
pierce the block
U
ابشار محکم غیرقابل دفاع
one man block
U
تک دفاع
offensive block
U
دفاع تهاجمی
nested block
U
بلوک تو در تو
nerve block
U
وقفه عصبی
pierce the block
U
شکافتن دفاع
block-house
U
دژ چوبی
travelling block
U
بستانتقال
tension block
U
کششقرقره
pulley block
U
کلیدسایهروشن
pin block
U
بخشسوزنی
hoisting block
U
گیرهجرثقیل
crown block
U
قرقرهراس
anchorage block
U
بستلنگرگاه
chock-a-block
U
به هم چپیده
chock-a-block
U
مملو
chock-a-block
U
کیپ
chock-a-block
U
پر
chock-a-block
U
بالا کشیده
block capitals
U
حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
block vote
U
رایفردیبهگروهی
block-cornice
U
قرنیز بلوکی
block-capital
U
سرستون بالشتکی
block-plan
U
نقشه اولیه ساختمان
breeze-block
U
خاکه زغال نیمه سوز
to block
[to block up]
[to clog]
[to clog up]
something
U
جلوی جریان
[ریزش]
چیزی را گرفتن
cluster-block
U
چندین طبقه آپارتمان
key-block
U
سنگ تاج
knock one's block off
<idiom>
U
خیلی سخت به کسی صدمه زدن
chip off the old block
<idiom>
U
(هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
tower block
U
ساختمانبرجمانند
breeze-block
U
آجرسیمانی
chock-a-block
U
کاملا افراشته
chock-a-block
U
خفت
tail block
U
قلاب عقب هواپیما
tail block
U
قرقره طناب دار
tackle block
U
دستگاه قرقره جرثقیل
swivel block
U
قرقره گردان
swage block
U
قالب سوراخ سوراخ
storage block
U
بلوک ذخیره
stone block
U
قالبسنگ
starting block
U
سکوی شروع
spike over the block
U
ابشار از بالای دفاع
snatch block
U
قرقره پران
snatch block
U
قرقره فلزی چفت دار
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
three man block
U
دفاع سه نفره
chock-a-block
U
کاملا کشیده
block and tackle
U
قرقره و زنجیر
block and tackle
U
طناب و قرقره
wood block
U
قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
two man block
U
دفاع دونفره
to walk around the block
U
دور بلوک خیابان راه رفتن
to block out an inage
U
دراوردن یک تصویردرذهن
to block out an inage
U
طرح کردن یک فکر
to block a passage
U
مسدود کردن یک راه
to block a hat
U
قالب کردن یک کلاه
title block
U
قسمت عنوان نامه
title block
U
قسمت مربوط به درج اطلاعات
hat block
U
قالب کلاه
block structure
U
ساخت کندهای
block letter
U
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter
U
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block length
U
طول کندهای طول بلاک
block length
U
درازای بلوک طول بلوک
block length
U
درازای کنده
block house
U
موضع مستحکم
block heel
U
نعلبند پاشنه اسب
block header
U
سر بلوک
block graphics
U
نگاره سازی بلوک
block gap
U
gap interrecord شکاف بین بلاک
block gap
U
شکاف بین کندهای
block diagram
U
نمودار بلوکی نمودار کلی
block lining
U
پوشش با بلوک سیمانی
block lining
U
پوشش بلوکی
block mark
U
نشان کنده
block storing
U
انبار کردن بارهای قوال
block storing
U
کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
block sort
U
جورسازی کندهای
block sort
U
مرتب کردن بلاکی
block size
U
اندازه بلاک
block size
U
اندازه کندهای
block size
U
اندازه کنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com