English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
racket games U بازیهای راکتدار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
racket U راکت
racket U مهمانی پرهیاهو
racket U عیاشی وخوشگذرانی
racket U صدای غیرمتجانس
racket U سر وصدا
racket U جاروجنجال
racket U راکت تنیس
racket ball U گوی کوچکی که ازپنبه وریسمان درست میکنند)
badminton racket U راکدبدمینتون
racquetball racket U راکد
squash racket U راکداسکوآش
tennis racket U راکدتنیس
to stand the racket U ازعهده ازمایش برامدن تحمل سختی وامتحان کردن بردباری
To make a racket. U سروصدا راه انداختن ( جنجال )
It was a racket from start to finish . U از اول تا آخرش کلک بود
games U بازیهای المپیک
games area U محوطهبازی
ball games U گوبازی
fun and games <idiom> U وفیفه مشکل
ball games U مسابقه
ball games U هماورد
ball games U شرایط وضعیت
waiting games U صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
board games U بازی روی تخته
ball games U ورزش یا بازی با توپ
recording of games U ثبت بازیها
Olympic Games U مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
power games U بازی قدرتی
video games U بازی دیدنی
asian games U بازیهای اسیایی
commonwealth games U جام کشورهای مشترک المنافع
court games U بازیهای محوطهای
field games U بازیهای میدانی
goal games U بازیهای دروازه دار
net games U بازیهای توردار
plympic games U بازیهای المپیک
maccabian games U المپیک یهودیان
to play computer games U بازی های کامپیوتری کردن
pan american games U بازیهای ملتهای امریکایی
pan african games بازی های ملت های آفریقایی
Stop your little games (tricks). U ازاین بازیها (حقه وکلکها )دست بردار
Protection money. Racket money. U باج سبیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com