Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quick access
U
با دست یابی تند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
quick access memory
U
حافظه دستیابی سریع
Other Matches
quick
U
فرز
quick
U
زنده
quick
U
تند و سریع
quick
U
سریع یا بدون اتلاف زمان
quick en
U
تندکردن
quick en
U
جان دادن
quick en
U
روح بخشیدن
quick en
U
زنده کردن نیروبخشیدن به
to the quick
U
ازته
to the quick
U
زیادازته
quick out
U
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
quick
U
چست
quick
U
تند
quick
U
چابک
quick
U
جلد سریع
to the quick
U
کاملا
to the quick
U
بی نهایت سراسر
quick en
U
تندشدن
quick ground
U
زمین سست
of quick wist
U
زیرک
of quick wist
U
زودفهم
quick set
U
گرفتن فوری بتن
quick scented
U
دارای شامه تیزیاتند
quick sand
U
ماسه روان
quick recovery
U
بهبود سریع
quick recovery
U
رونق سریع
quick gravel
U
ریگ روان
quick temper
U
تندخویی
quick stage
U
ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
i ran as quick as i could
U
هرچه میتوانستم تند دویدم به تندی هرچه بیشتر دویدم
quick step
U
گام تند
quick step
U
قدم تند
quick temper
U
تندی
quick temper
U
تیزمزاجی
quick tempered
U
تند مزاج
quick time
U
سر قدم بلند
quick time
U
قدم تندرو
quick time
U
قدم تند مارش تند با سرعت 021
in quick succession
U
تندپشت سرهم
quick silver
U
طبع سیمابی جیوه زدن به
quick silver
U
جیوه
of a quick temper
U
تیزمزاج
of a quick temper
U
تند
quick sight
U
بینایی تیز
quick sighted
U
تیزبین
quick opener
U
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
quick sighted
U
زیرک
kiss me quick
U
یکجورکلاه که درعقب سرقرارمیگیرد
kiss me quick
U
طره
kiss me quick
U
زلف
quick silver
U
سیماب
quick wit
U
هوش زیاد
quick gravel
U
دزدریگ
quick fire
U
نواخت تند
quick firer
U
تفنگی که پیاپی میتواندتیراندازی کند
quick format
U
دستوری
quick format
U
که تمام داده موجود روی فلاپی دیسک را در حین فرآیند فرمت پاک نمیکند, از فرمت کامل سریع تر است و امکان ترسیم داده را میدهد
quick freeze
U
بسرعت سرد کردن
quick fuse
U
ماسوره انی یا فوق انی ماسوره ضربتی
quick growth
U
رشدسریع
quick growth
U
تندرویی
quick in action
U
جلد
quick in action
U
چابک
quick in action
U
فرز
quick kick
U
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
quick lime
U
اهک زنده
quick march
U
راهپیمایی تند
quick march
U
گام برداری تند
quick march
U
مارش تند
quick march
U
قدم رو
quick fire
U
تیری که با حداکثرسرعت روی هدفهای متحرک اجرا میشود
quick fire
U
تیر سریع
quick fading
U
بی دوام
quick action
U
عمل انی ماسوره
quick action
U
عمل ضربتی انی
quick asset
U
دارائی نقدی
quick assets
U
موجودی نقدشو
quick basic
U
کوئیک بیسیک
quick change
U
بازیگری که زودبه زودهیئت خودرابرای بازی دیگرعوض کند
quick clay
U
بتن زنده
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
quick coupler
U
بست سریع در لولههای ابرسانی
quick disconnect
U
نوعی رابط الکتریکی که دونیمه منطبق شونده اش بطورسریع باز و بسته میشود
quick eared
U
تیزگوش
quick eared
U
تیزشنو
quick ening
U
نیروبخش
quick ening
U
مهیج
quick ening
U
زنده کننده
quick ening
U
احیاکننده
quick eyed
U
تیزچشم
quick match
U
فتیله توپ یا ترقه
quick wit
U
تیزهوشی هوش تیز
quick witted
U
تیز هوش
double quick
U
باقدم تند رفتن
double quick
U
قدم تند
quick fading
U
زودگذر
the quick and the dead
U
زندگان ومردگان
super quick
U
ماسوره فوق انی
super quick
U
فوق انی
she is quick with child
U
جنبش بچه رادرشکم حس میکند
quick sight
U
تیزبینی
double-quick
U
قدم تند
quick fix
U
راهحلسریعونهدائم
double-quick
U
باقدم تند رفتن
quick ear
U
گوش تیز
quick eye
U
چشم تیز
[تیزبین]
quick disconnect coupling
U
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
quick setting cement
U
سیمان تند گیر
quick change gearbox
U
جعبه دنده نورتون
quick setting cement
U
سیمان زودگیر
quick break switch
U
کلید قطع سریع
quick break fuse
U
فیوز قطع سریع
quick release system
U
جداکنندهدستگاه
He was too quick for her and jinked away every time.
U
او
[مرد]
برای او
[زن]
خیلی چابک بود و هربار با تغییر جهت از دست او
[زن]
در می رفت.
a quick word of advice
U
یک راهنمایی کوچک
quick flashing light
U
چشمک زن تند
quick make and break switch
U
کلید قطع ووصل سریع
Be slow to promise and quick to perform.
<proverb>
U
در قول دادن آهسته باش ولى در انجام آن تسریع کن.
quick make and break switch
U
کلید لحظهای
interrupted quick flashing light
U
چشمک زن تند مقطع
access
U
وسیله حصول
access
U
راه دسترس
access
U
مدخل
access
U
اجازه دخول
access
U
تقریب
access
U
دسترسی راه
access
U
دسترس
access
U
دست یابی
access
U
افزایش
access
U
الحاق اضافه
access
U
دستیابی
access
U
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
access
U
کومکی
access
U
اضافی
access
U
دسترسی
access
U
تقرب به خدا
access
U
دسترسی یا مجال مقاربت
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
access
U
اصابت
access
U
ورودی
access
U
درگاه
non access
U
عدم دسترسی
immediate access
U
دستیابی صریح
access well
U
چاه دستیابی
I have no access to anywhere .
U
دستم از همه جا کوتاه است
access
U
بروز مرض حمله
access
U
دسترسی
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
serial access
U
دستیابی سری
serial access
U
دستیابی پیاپی
semirandom access
U
دستیابی نیمه تصادفی
remote access
U
دستیلبی از دور
selective access
U
دستیابی گزیده
remote access
U
دستیابی از راه دور
random access
U
قطعه الکترونیکی آداپتور گرافیکی ویدیو که سیگنالهای رنگی دیجیتال را به سیگنالهای الکتریکی که به صفحه نمایش فرستاده می شوند تبدیل میکند
random access
U
دسترسی به اطلاعات به طورناموزون
random access
U
فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
random access
U
توانایی دستیابی سریع به محلهای حافظه به هر ترتیبی
random access
U
رسانه ذخیره سازی که امکان دستیابی به هر مرحله با هر ترتیبی را فراهم میکند
random access
U
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی با هر ترتیبی , معمولاگ به صورت IC , فراهم میکند
serial access
U
دستیابی نوبتی
sequential access
U
دستیابی ترتیبی
limited access
U
دراری محدودیت مدارک محدود
access duct
U
مجرای دسترسی
access structures
U
ساختمان های قابل عبور و مرور
To deprive someone of access.
U
دست کسی را کوتاه کردن
random access
U
دستیابی مستقیم
no access for wheelchairs
U
عبورویلچیرممنوع
access window
U
مدخلپنجرهایبرایدریافتاطلاعاتدرفلاپیدیسک
access shaft
مدخل استوانه ای
access door
U
درورودی
sequential access
U
و خواندن هر رکورد تا رسیدن به داده مورد نظر
sequential access
U
رسانه ذخیره سازی که داده در آن به ترتیب دستیابی میشود
sequential access
U
روش بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی با شروع از ابتدای رسانه
sequential access
U
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
sequential access
U
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود
random access
U
دستیابی تصادفی
access point
U
نقطه دستیابی
access point
U
نقطه دسترس
access point
U
نقطه فرود
access procedures
U
روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
access road
U
جاده دسترسی
access road
U
راه دسترسی
access road
U
راه دستیابی راه کمکی
access road
U
راه اتصالی
access structures
U
ساختمانهای عبور و مرور
access time
U
زمان دستیابی
access time
U
زمان لازم برای پاسخگویی کامپیوتر
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
access time
U
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی
access mode
U
باب دستیابی
channel access
U
دستیابی کانال
access point
U
نقطه اتصال خط به قوس
access panel
U
پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
access arm
U
بازوی دسترسی
access balcony
U
ایوان
access code
U
رمز دستیابی
access code
U
کد دستیابی
access code
کد دسترسی
access code
U
رمز دسترسی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com