English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
quench age hardening U سخت گردانی و ترساندن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quench U فرو نشاندن
quench U خاموش کردن ترساندن
quench U سخت کردن
quench U کشتن یا خفه کردن
quench U سرد کردن
quench U اطفا
quench U دفع کردن خاموش کردن
quench and temper U بهسازی فولاد
water quench U [ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
to quench one's thirst U رفع عطش کردن
water quench U دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
to quench one's thirst U تشنگی خودرافرونشاندن
water quench U حمام آب
quench aging property U قابلیت بهسازی
hardening U سخت گردانی
hardening U سخت شدن
after hardening U دوباره سخت کردن پلاستیک
hardening U سفت شدگی
age hardening U سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
precipitation hardening U سخت گردانی رسوبی
nitrogen hardening U سخت گردانی ازتی
water hardening U سختگردانی با اب
air hardening U سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
age hardening U سخت گردانی زمانی
hardening distortion U شکستگی سخت گردانی
rapid hardening U زود سخت
temper hardening U سخت گردانی بازپخت
work hardening U سخت کاری فلزات
selective hardening U سخت گردانی انتخابی
self hardening steel U فولاد خود سخت گردانی
hardening strain U تغییر طول سخت گردانی
hardening room U اطاق سخت گردانی
broken hardening U سخت گردانی شکسته
case hardening U سخت گردانی سطحی
hardening furnace U کوره سخت گردانی
radiation hardening U سخت گردانی تابشی
dispersion hardening U سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
double hardening U سخت گردانی مضاعف
flame hardening U سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
work hardening U سخت گردانی سرد
hardening and temper U بهتر کردن تشویه ی فولاد
hardening constituent U جزء سخت گردانی
hardening crake U ترک سخت گردانی
hardening of concrete U سخت شدن بتن
hardening of mortars U سخت شدن ملاتها
strain hardening U سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
strain age hardening U سخت گردانی کرنشی زمانی
salt bath hardening U سخت گردانی حمام نمک
air hardening steel U فولاد هوا سخت شده
depth of hardening zone U عمق ناحیه سخت گردانی
gas case hardening U سخت گردانی پوسته گازی
age hardening susceptibility U تقبل سخت گردانی زمانی
depth of hardening zone U عمق سختی
oil hardening steel U فولاد سخت گردانی روغنی
high frequency induction hardening U سخت گردانی القایی فرکانس بالا
salt bath case hardening U سخت گردانی سطحی حمام نمک
rapid hardening portland cement U سیمان پرتلند با مقاومت زیاد
gas fired hardening tempering furnace U کوره سخت گردانی و بازپخت گازسوز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com