Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quantum theory
U
تئوری کوانتوم
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
quantum theory
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
quantum theory of valence
U
نظریه کوانتومی والانس
relativistic quantum theory
U
نظریه کوانتومی نسبیتی
Other Matches
quantum
U
مقدار
quantum
U
کمیت
quantum
U
درجه میزان
quantum
U
مبلغ
quantum
U
پله
quantum
U
ذره
quantum
U
کوانتوم
quantum
U
بسته دادهای که نامش از سیگنال مقدار گذاری شده باشد
quantum
U
اندازه
virtual quantum
U
کوانتوم مجازی
quantum yield
U
بازده کوانتایی
quantum valebat
U
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
time quantum
U
ذره زمانی
energy quantum
U
کوانتوم انرژی
light quantum
U
کوچکترین ذره حامل انرژی درنورواشعه تابشی
quantum leap
U
پیشرفتبسیاربزرگ
quantum yield
U
بهره کوانتومی
quantum valebat
U
هر قدر می ارزید
quantum physics
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
quantum electrodynamics
U
الکترودینامیک کوانتومی
[فیزیک]
quantum sufficit
U
بمقدارکافی
quantum sufficit
U
چندان که بس باشد
light quantum
U
photon
light quantum
U
کوانت نور
quantum number
U
عدد کوانتومی
quantum of energy
U
کوانتوم انرژی
quantum of action
U
ثابت پلانک
quantum of action
U
کوانتوم کنش
quantum of action
U
کوانتوم اثر
quantum of action
U
مقدار اثر
quantum meruit
U
کارفرما کاری را که برای انجام دادن به کارگر می داده و قرار می گذاشته که مزد او را برمبنای قاعده فوق بدهد
quantum meruit
U
هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
quantum mechanics
U
مکانیک کوانتومی
quantum optic
U
اپتیک کوانتومی
quantum of energy
U
مقدارکارمایه
quantum state
U
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
quantum phonomenon
U
پدیده کوانتومی
quantum state
U
ویژه حالت
quantum statistics
U
امار کوانتومی
radial quantum number
U
عدد کوانتومی شعاعی
quantum libet or placet
U
باندازه لازم
subsidiary quantum level
U
ترازهای کوانتومی فرعی
intrinsic quantum number
U
عدد کوانتومی ذاتی
quantum libet or placet
U
بمقداری که لازم است
magnetic quantum number
U
عدد کوانتومی مغناطیسی
main quantum number
U
عدد کوانتومی اصلی
principle quantum number
U
عدد کوانتومی اصلی
equatorial quantum number
U
عدد کوانتومی استوایی
allowed quantum state
U
حالت کوانتومی مجاز
quantum wave equation
U
معادله کوانتومی موج
in theory
U
د رعالم فرض
theory
U
فرضیه
in theory
U
درعلم نظری
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
theory of value
U
نظریه ارزش
value theory
U
نظریه ارزش
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
theory
U
مباحث ریاصیاتی محض
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
theory
U
تئوری
theory
U
نگره فرضیه
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
theory
U
اصول نظری
theory
U
علم نظری
theory
U
اصل کلی
theory
U
تحقیقات نظری
theory
U
فرض علمی
theory
U
نگرش
theory
U
نظریه
price theory
U
اقتصاد خرد
probability theory
U
نظریه احتمالات
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
probability theory
U
نظریه احتمال
theory of epigensis
U
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
theory of fault
U
تئوری تقصیر
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
social theory
U
نظریه اجتماعی
transformational theory
U
نظریه تطور
switch theory
U
نظریه راه گزینی
switching theory
U
تئوری سوئیچینگ
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
theory of numbers
U
نظریه اعداد
theory of preformation
U
فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
theory of rent
U
نظریه اجاره
theory of saving
U
نظریه پس انداز
sampling theory
U
نظریه نمونه گیری
representation theory
U
نظریه نمایش
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
valence theory
U
نظریه والانسی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
queing theory
U
نظریه صف
queuing theory
U
نظریه صف بندی
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
queuing theory
U
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
queuing theory
U
نظریه صف
underconsumption theory of
U
cycle business
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
price theory
U
نظریه قیمت
economic theory
U
نظریه اقتصادی
communication theory
U
تئوری مخابرات
game theory
U
تئوری بازی
general theory
U
نظریه عمومی
communication theory
U
نظریه ارتباط
communication theory
U
نظریه ارتباطات
electron theory
U
نظریه الکترونی
graph theory
U
نظریه گرافها
graph theory
U
تئوری گراف
group theory
U
نظریه گروهها
group theory
U
نظریه گروهی
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
hartree theory
U
نظریه هارتری
information theory
U
نظریه اگاهی
information theory
U
نظریه خبر
information theory
U
نظریه اطلاعات
innovation theory
U
نظریه نواوری
innovation theory
U
این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
consumption theory
U
نظریه مصرف
game theory
U
نظریه بازی
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
electron theory
U
نظریه الکترونها
electron theory
U
تئوری الکترونی
decision theory
U
تئوری تصمیم
emission theory
U
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
facet theory
U
نظریه رویه ها
field theory
U
نظریه میدانی
field theory
U
تئوری میدان ها
field theory
U
نظریه اساسی میدان
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
fuzzy theory
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory
U
نظریه بازیها
set theory
U
نظریه مجموعه ها
game theory
U
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
labor theory of value
U
تئوری ارزش کار
network theory
U
نظریه شبکه
location theory
U
نظریه تعیین مکان
location theory
U
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
logic theory
U
نظریه منطقی
balance theory
U
نظریه توازن
automata theory
U
نظریه ماشینها
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
molecular theory
U
نظریه مولکولی
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
set theory
U
تئوری مجموعه ها
capital theory
U
نظریه سرمایه
learning theory
U
نظریه یادگیری
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
classical theory
U
نظریه کلاسیک
poisson theory
U
تئوری پویسن
cloaca theory
U
اعتقاد به مقعدزایی
plutonic theory
U
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
theory of law
U
فلسفه حقوق
local theory
U
نظریه اختصاصی
perturbation theory
U
نظریه اختلال
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
big bang theory
U
خرس بزرگ
A comparison of theory and practice.
U
مقایسه ای از نظری و عمل.
big bang theory
U
دب اکبر
density wave theory
U
نظریه موج چگالی
young helmholtz theory
U
نظریه یانگ- هلمهولتس
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
benefit theory of taxation
U
نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
bargaining theory of wages
U
نظریه چانه زنی مزدها
Intersection
[set theory]
U
اشتراک
[مجموعه]
[ریاضی]
union
[set theory]
U
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
bard cannon theory
U
نظریه بارد- کنون
baeyer strain theory
U
نظریه کرنش- کشیدگی بایر
affective arousal theory
U
نظریه برانگیختگی عاطفی
analytic number theory
U
نظریه تحلیلی اعداد
[ریاضی]
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
quantity theory of money
U
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
ligand fild theory
U
نظریه میدان لیگاند
kinetic theory of heat
U
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
mathematical learning theory
U
نظریه ریاضی یادگیری
james lange theory
U
نظریه جیمز- لانگه
ring strain theory
U
نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
special theory of relativity
U
نظریه نسبیت خصوصی
steady state theory
U
نظریه حالت پایا
stimulus response theory
U
نظریه محرک- پاسخ
liquidity preference theory
U
نظریه رجحان نقدینگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com