Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quantity theory of money
U
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
quantity theory of money
U
نظریه مقداری پول
quantity theory of money
U
نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
quantity theory of money and prices
U
نظریه مقداری پول و قیمت
Other Matches
quantity of money
U
مقدار پول
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
Protection money. Racket money.
U
باج سبیل
Money for jam . Money for old rope .
U
پول یا مفتی
money begets money
<idiom>
U
پول پول می آورد
quantity
U
تعداد زیاد
quantity
U
تعداد یا شماره چیزی
quantity
U
مبلغ
quantity
U
حد
quantity
U
قدر اندازه
quantity
U
چندی
quantity
U
کمیت
quantity
U
مقدار
quantity controls
U
کنترلهای کمی
quantity control
U
کنترل کمیت
pulsating quantity
U
کمیت ضربانی
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
quantity discount
U
مقدار تخفیف
quantity discount
U
میزان تخفیف
quantity allowance
U
تخفیف کلی
quantity allowance
U
تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
pseudoscalar quantity
U
کمیت شبه عددی
certificating of quantity
U
گواهی کمیت
alternating quantity
U
کمیت متناوب
an infinite quantity
U
بی نهایت
vector quantity
U
کمیت برداری
unknown quantity
U
مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
batch quantity
U
کمیت گروهی
physical quantity
U
کمیت فیزیکی
conserved quantity
U
کمیت پایسته
[فیزیک]
certificate of quantity
U
گواهی کمیت
quantity discount
U
تخفیف کلی
quantity discount
U
تخفیف عمده فروشی
quantity surveryor
U
براوردکننده مقادیر
scalar quantity
U
کمیت نردهای
sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی
scalar quantity
U
کمیت غیر برداری
scalar quantity
U
کمیت اسکالر
scalar quantity
U
کمیت عددی
electrical quantity
U
مقدار الکتریسیته
peridic quantity
U
کمیت تناوبی
quantity supplied
U
مقدار عرضه شده
quantity equation
U
معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity of capital
U
مقدار سرمایه
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
quantity of labor
U
مقدار کار
contract quantity
U
حجم قرارداد
quantity of leisure
U
مقدار فراغت
quantity of leisure
U
مقدار ساعات بیکاری
quantity of supply
U
مقدار عرضه
the quantity of a vowel
U
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
quantity rebate
U
تخفیف عمده فروشی
r.m.s. value of a periodic quantity
U
جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
quantity surveyor
U
ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors
U
براورد کننده مقادیر
certificate of quantity
U
گواهی مقدار
quantity surveyors
U
ارزیاب کمیت مواد
scalar quantity
U
اسکالر
[فیزیک]
[ریاضی]
scalar quantity
U
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
copy quantity
U
مقدارکپی
infinite quantity
U
مقدار بی نهایت
oscillating quantity
U
کمیت نوسانی
partial quantity
U
زیرمجموعه
[ریاضی]
observable quantity
U
کمیت مشاهده پذیر
quantity surveyor
U
براورد کننده مقادیر
rated quantity
U
مقدار اسمی
dimensionless quantity
U
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
conserved quantity
U
کمیت ثابت
[فیزیک]
mean value of periodic quantity
U
میانگین کمیت دورهای
magnetic quantity
U
کیفیت مغناطیسی
input energizing quantity
U
اندازه تحریک ورودی
quantity equation of exchange
U
یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
symmetrical alternating quantity
U
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
phase of a sinusoidal quantity
U
فاز کمیت سینوسی
economic order quantity
U
حد مطلوب سفارش
damped sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی میرنده
demand versus quantity demanded
U
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
time constant of an exponential quantity
U
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
theory of value
U
نظریه ارزش
theory
U
علم نظری
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
theory
U
فرض علمی
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
value theory
U
نظریه ارزش
theory
U
اصول نظری
theory
U
فرضیه
theory
U
تحقیقات نظری
theory
U
اصل کلی
theory
U
نگرش
theory
U
نظریه
in theory
U
د رعالم فرض
theory
U
نگره فرضیه
theory
U
تئوری
theory
U
مباحث ریاصیاتی محض
in theory
U
درعلم نظری
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
information theory
U
نظریه اگاهی
game theory
U
نظریه بازیها
learning theory
U
نظریه یادگیری
game theory
U
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
local theory
U
نظریه اختصاصی
facet theory
U
نظریه رویه ها
information theory
U
نظریه خبر
queuing theory
U
نظریه صف
field theory
U
نظریه میدانی
field theory
U
نظریه اساسی میدان
queuing theory
U
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
queuing theory
U
نظریه صف بندی
queing theory
U
نظریه صف
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
logic theory
U
نظریه منطقی
quantum theory
U
تئوری کوانتوم
location theory
U
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
location theory
U
نظریه تعیین مکان
field theory
U
تئوری میدان ها
fuzzy theory
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory
U
نظریه بازی
game theory
U
تئوری بازی
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
network theory
U
نظریه شبکه
theory of law
U
فلسفه حقوق
innovation theory
U
نظریه نواوری
plutonic theory
U
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
poisson theory
U
تئوری پویسن
price theory
U
نظریه قیمت
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
price theory
U
اقتصاد خرد
probability theory
U
نظریه احتمالات
innovation theory
U
این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
general theory
U
نظریه عمومی
graph theory
U
نظریه گرافها
graph theory
U
تئوری گراف
group theory
U
نظریه گروهها
group theory
U
نظریه گروهی
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
hartree theory
U
نظریه هارتری
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
molecular theory
U
نظریه مولکولی
labor theory of value
U
تئوری ارزش کار
information theory
U
نظریه اطلاعات
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
perturbation theory
U
نظریه اختلال
probability theory
U
نظریه احتمال
valence theory
U
نظریه والانسی
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
underconsumption theory of
U
cycle business
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
capital theory
U
نظریه سرمایه
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of rent
U
نظریه اجاره
classical theory
U
نظریه کلاسیک
cloaca theory
U
اعتقاد به مقعدزایی
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
theory of preformation
U
فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of numbers
U
نظریه اعداد
balance theory
U
نظریه توازن
automata theory
U
نظریه ماشینها
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
set theory
U
تئوری مجموعه ها
quantum theory
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
set theory
U
نظریه مجموعه ها
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
transformational theory
U
نظریه تطور
communication theory
U
نظریه ارتباطات
communication theory
U
نظریه ارتباط
communication theory
U
تئوری مخابرات
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
switching theory
U
تئوری سوئیچینگ
switch theory
U
نظریه راه گزینی
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
electron theory
U
نظریه الکترونی
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
representation theory
U
نظریه نمایش
economic theory
U
نظریه اقتصادی
electron theory
U
تئوری الکترونی
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
social theory
U
نظریه اجتماعی
emission theory
U
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
decision theory
U
تئوری تصمیم
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
electron theory
U
نظریه الکترونها
consumption theory
U
نظریه مصرف
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com