English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
quantity surveyors U براورد کننده مقادیر
quantity surveyors U ارزیاب کمیت مواد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
surveyors U ارزیاب
surveyors U زمین پیما
surveyors U مساح
surveyors U نقشه بردار
surveyors U مبصر کلاس پیمایشگر
surveyors U بازبین
surveyors U براوردکننده
surveyors U براورد کننده
surveyors U ممیز
quantity U مقدار
quantity U حد
quantity U چندی
quantity U کمیت
quantity U قدر اندازه
quantity U مبلغ
quantity U تعداد یا شماره چیزی
quantity U تعداد زیاد
scalar quantity U کمیت اسکالر
scalar quantity U کمیت نردهای
scalar quantity U کمیت غیر برداری
sinusoidal quantity U کمیت سینوسی
quantity of labor U مقدار کار
scalar quantity U کمیت عددی
rated quantity U مقدار اسمی
r.m.s. value of a periodic quantity U جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
quantity surveryor U براوردکننده مقادیر
quantity supplied U مقدار عرضه شده
quantity rebate U تخفیف عمده فروشی
quantity of supply U مقدار عرضه
quantity of leisure U مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure U مقدار فراغت
the quantity of a vowel U کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
unknown quantity U مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
vector quantity U کمیت برداری
conserved quantity U کمیت ثابت [فیزیک]
dimensionless quantity U کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
scalar quantity U اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
scalar quantity U کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
partial quantity U زیرمجموعه [ریاضی]
infinite quantity U مقدار بی نهایت
copy quantity U مقدارکپی
conserved quantity U کمیت پایسته [فیزیک]
quantity surveyor U ارزیاب کمیت مواد
physical quantity U کمیت فیزیکی
peridic quantity U کمیت تناوبی
oscillating quantity U کمیت نوسانی
observable quantity U کمیت مشاهده پذیر
mean value of periodic quantity U میانگین کمیت دورهای
magnetic quantity U کیفیت مغناطیسی
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
quantity of money U مقدار پول
quantity surveyor U براورد کننده مقادیر
contract quantity U حجم قرارداد
certificating of quantity U گواهی کمیت
certificate of quantity U گواهی مقدار
certificate of quantity U گواهی کمیت
batch quantity U کمیت گروهی
an infinite quantity U بی نهایت
alternating quantity U کمیت متناوب
pseudoscalar quantity U کمیت شبه عددی
pulsating quantity U کمیت ضربانی
quantity allowance U تخفیف کلی
quantity discount U میزان تخفیف
quantity discount U تخفیف کلی
quantity discount U تخفیف عمده فروشی
quantity equation U معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity discount U مقدار تخفیف
quantity demanded U مقدار تقاضا شده
quantity controls U کنترلهای کمی
quantity control U کنترل کمیت
quantity of capital U مقدار سرمایه
quantity of demand U مقدار تقاضا
quantity allowance U تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity equation of exchange U یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
economic order quantity U حد مطلوب سفارش
damped sinusoidal quantity U کمیت سینوسی میرنده
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
input energizing quantity U اندازه تحریک ورودی
phase of a sinusoidal quantity U فاز کمیت سینوسی
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
quantity theory of money U نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
time constant of an exponential quantity U ثابت زمانی یک کمیت نمایی
quantity theory of money and prices U نظریه مقداری پول و قیمت
demand versus quantity demanded U تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
to run to a quantity [to run into a sum] U بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com