English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
quantity of demand U مقدار تقاضا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demand versus quantity demanded U تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
Other Matches
quantity U مبلغ
quantity U حد
quantity U قدر اندازه
quantity U مقدار
quantity U چندی
quantity U تعداد زیاد
quantity U تعداد یا شماره چیزی
quantity U کمیت
contract quantity U حجم قرارداد
batch quantity U کمیت گروهی
scalar quantity U کمیت غیر برداری
scalar quantity U کمیت نردهای
certificate of quantity U گواهی کمیت
certificate of quantity U گواهی مقدار
quantity of labor U مقدار کار
conserved quantity U کمیت پایسته [فیزیک]
scalar quantity U کمیت اسکالر
scalar quantity U کمیت عددی
rated quantity U مقدار اسمی
r.m.s. value of a periodic quantity U جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
certificating of quantity U گواهی کمیت
quantity surveryor U براوردکننده مقادیر
quantity allowance U تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity allowance U تخفیف کلی
pulsating quantity U کمیت ضربانی
pseudoscalar quantity U کمیت شبه عددی
physical quantity U کمیت فیزیکی
quantity of capital U مقدار سرمایه
peridic quantity U کمیت تناوبی
oscillating quantity U کمیت نوسانی
observable quantity U کمیت مشاهده پذیر
mean value of periodic quantity U میانگین کمیت دورهای
magnetic quantity U کیفیت مغناطیسی
quantity control U کنترل کمیت
quantity controls U کنترلهای کمی
quantity demanded U مقدار تقاضا شده
quantity supplied U مقدار عرضه شده
quantity rebate U تخفیف عمده فروشی
quantity of supply U مقدار عرضه
quantity of money U مقدار پول
quantity of leisure U مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure U مقدار فراغت
quantity equation U معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity discount U تخفیف عمده فروشی
quantity discount U تخفیف کلی
quantity discount U میزان تخفیف
quantity discount U مقدار تخفیف
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
sinusoidal quantity U کمیت سینوسی
dimensionless quantity U کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
copy quantity U مقدارکپی
infinite quantity U مقدار بی نهایت
partial quantity U زیرمجموعه [ریاضی]
scalar quantity U اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
scalar quantity U کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
conserved quantity U کمیت ثابت [فیزیک]
vector quantity U کمیت برداری
the quantity of a vowel U کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
an infinite quantity U بی نهایت
alternating quantity U کمیت متناوب
unknown quantity U مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
quantity surveyors U ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors U براورد کننده مقادیر
quantity surveyor U ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyor U براورد کننده مقادیر
economic order quantity U حد مطلوب سفارش
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
phase of a sinusoidal quantity U فاز کمیت سینوسی
input energizing quantity U اندازه تحریک ورودی
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
damped sinusoidal quantity U کمیت سینوسی میرنده
quantity equation of exchange U یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
quantity theory of money U نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
time constant of an exponential quantity U ثابت زمانی یک کمیت نمایی
quantity theory of money and prices U نظریه مقداری پول و قیمت
on demand U بنا به تقاضا
to be in demand U خریدارداشتن مطلوب بودن
demand U خواستارشدن
to be in demand U طالب داشتن
on demand U به در خواست به مجرد تقاضا
on demand U عندالمطالبه
demand U احتیاج
demand [of] U درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
demand U نیاز
demand U تقاضا برای انجام چیزی
demand U مطالبه تقاضا کردن
demand U مطالبه
demand U تقاضای خرید کالا
demand U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand U انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demand U تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand U یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demand U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand U درخواست
demand U درخواست مطالبه
demand U طلب
demand U تقاضا کردن تقاضا
demand U نیاز
demand U مطالبه کردن
demand U درخواست کردن
demand U خواست
demand U نیاز احتیاج
demand U تقاضا
demand U تقاضا کردن
demand factor U ضریب تقاضا
demand factors U عوامل تقاضا
demand factors U عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
demand elasticity U درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
demand curve U منحنی تقاضا
demand elasticity U کشش تقاضا
demand deposit U سپرده جاری
demand deposit U سپرده دیداری
demand deposit U سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand factors U جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
demand factors U پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
demand note U مطالبه نامه
demand meter U تقاضاسنج
demand management U مدیریت تقاضا
planned demand U تقاضای برنامه ریزی شده
demand function U تابع تقاضا
demand frequency U نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
demand forecast U پیش بینی تقاضا
demand for payment U تقاضای پرداخت
money demand U تقاضا برای پول
demand for money U تقاضا برای پول
demand code U شماره رمزبرگ درخواست
demand code U رمز درخواست
aggregate demand U تقاضای کل
To demand ones right. To get ones due. U حق کسی را خواستن ( گرفتن )
we demand p in our contract U ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
within three days of demand U در طی سه روز پس از تقاضا
to make a demand on somebody U مطالبه کردن از کسی
total demand U تقاضای کل
to meet a demand U تقاضایی را براوردن
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
demand accommodation U تعدیل درخواستها
composite demand U تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
composite demand U تقاضای مرکب
replacement demand U نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
complementary demand U تقاضای تکمیلی
change in demand U تغییر تقاضا
supply and demand U عرضه و تقاضا
information on demand U اطلاعات با تقاضا
peak demand U بیشترین تقاضا
demand schedule U جدول تقاضا
energy demand U مطالبه انرژی
excess demand U تقاضای بیش از حد
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
excess demand U درخواست مازاد
excess demand U فزونی تقاضا
factor demand U تقاضای عوامل
final demand U تقاضای نهائی
financed demand U احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
inelastic demand U تقاضای بی کشش
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
inelastic demand U تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
demand report U گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
joint demand U تقاضای مشترک
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
elasticity of demand U کشش تقاضا
demand shift U جابجائی تقاضا
demand shift U انتقال تقاضا
demand shift U تغییر تقاضا
demand side U ستون تقاضا
demand side U طرف تقاضا
demand surface U سطح تقاضا
demand surface U میزان تقاضا
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
derived demand U تقاضای مشتق شده
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
demand satisfaction U تحویل درخواستها
effective demand U تقاضای موثر
effective demand U تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
elastic demand U تقاضای با کشش
elastic demand U تقاضای کشش دار
elastic demand U حساس
elastic demand U تقاضای انعطاف پذیر
law of demand U قانون تقاضا
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
national demand U تقاضای ملی
maximum demand U بار پیک
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
offer and demand U عرضه و تقاضا
demand paging U صفحه بندی مورد نیاز
measurement of demand U تخمین تقاضا
measurement of demand U اندازه گیری تقاضا
demand paging U صفحه بندی تقاضا
maximum demand U بار حداکثر
demand pattern U الگوی تقاضا
complementary demand U تقاضای مکمل
maximum demand U پیک بار
maximum demand U تقاضای بیشینه
market demand U تقاضای بازار
peak demand U حداکثر تقاضا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com