English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
purchase request U درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to g. any one's request U درخواست کسیراپذیرفتن
at the request of U برحسب
at the request of U بخواهش
request U تقاضا برای چیزی
request U متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
request U سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request U درخواست می کنم
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
request U تقاضا
at the request of U تقاضای
on request of which [at his request] U به درخواست او
d. of a request U عدم قبول خواهش
d. of a request U در درخواست
at the request of U به خواهش [به درخواست]
on request U وقتی که درخواست بشود
by request U بنا بر خواسته [میل]
at my request U مطابق با تقاضای من
request U تقاضا کردن درخواست کردن
request U تمناکردن
purchase U اشتراء
purchase U هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
purchase U شراء
purchase U خریداری کردن
purchase U خرید
purchase U درامدسالیانه زمین
purchase U خرید خریداری کردن
purchase U خریدن
request U درخواست
request U چیزی که کسی تقاضایش را دارد
purchase U خریداری
purchase U ابتیاع
request U تقاضا خواسته
request U خواستار شدن
request U خواهش
request mast U از طریق سلسله مراتب
request mast U گزارش از طریق سلسله مراتب
supervisor request U درخواست نافر
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
request to send U تقاضای ارسال
request time out U تقاضای تایم اوت یک دقیقهای
request substitution U تقاضای تعویض
request signal U علامت درخواست
request for quotation U تقاضا برای اعلام قیمت
request for quotation U استعلام بها
purchase rate U نرخ خرید
purchase requisition U درخواست خرید
ratchet purchase U جرثقیل جغجغهای
regional purchase U خرید محلی
regional purchase U خرید از داخل منطقه پادگانی
request for discharge U عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
request for proposal U تقاضا برای پیشنهاد
to be in great request U مورد احتیاج زیاد بودن
to be in great request U زیادمورد احتیاج بودن
I [O] request [IORQ] U درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
Thank you for the confirmation of your request! U از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
to grant a request U درخواستی را اعطا کردن
to make a purchase U خرید کردن
My money request to him U طلب من از او [مرد]
REQUEST STOP U ایستگاه درخواستی
To purchase on approval . U بشرط امتحان ( شرطی )خریدن
request stop U ایستگاهیکهدرآناتوبوستنهازمانیمیایستدکهمسافرانخبردهند
work request U برگ درخواست انجام کار برگ کار
two fold purchase U تاکل دو قرقرهای دو شیاره
to request the company of: U حضور کسی را خواستن
to request issuance U تقاضای صدور کردن
purchase tax U مالیات بر معاملات
forward purchase U پیش خرید
purchase price U راس المال
cost purchase U راس المال
i humbly request that U خواهش عاجزانه دارم که ...
letters of request U rogatory
local purchase U خرید محلی
local purchase U خرید از محل
credit purchase U خرید نسیه
hire purchase U خرید اقساطی
advance purchase U خرید سلف
forward purchase U خرید سلف
basket purchase U خرید کلی بدون محاسبه جزئیات
central purchase U خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
collaborative purchase U خرید با تشریک مساعی
collaborative purchase U خریدتعاونی
conditions of purchase U شرایط خرید
counter purchase U خرید متقابل
counter purchase U تهاتر
counter purchase U داد وستد متقابل
forward purchase U معامله سلف
mission request U درخواست اجرای ماموریت هوایی
offer to purchase U پیشنهاد خرید
purchase journal U دفترخرید روزانه
hire purchase U کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
purchase ledger U دفتر بزرگ خرید
purchase ledger U دفتر کل خریدها
purchase money U در CL ثمن
purchase money U قیمت جنس
hire purchase U اجاره به شرط تملیک
purchase order U دستور خرید
purchase journal U دفتر روزنامه خرید
purchase element U عامل منتجه بار نهائی
purchase element U نیروی منتجه
offer to purchase U پیشنهاد جهت خرید
open purchase U خرید ازاد
open purchase U خرید از بازار ازاد
purchase by a deed U قباله کردن
purchase order U سفارش خرید
purchase description U خصوصیات جنس مورد نیازخرید
purchase by a deed U با سند خریدن
average purchase rate U نرخ متوسط خرید
input [output] request U درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
by popular [demand] request U درخواست توده پسند
lump sum purchase U خرید یکجا
purchase notice agreements U پیمان خرید
double purchase pulley U غرغرهای که دو طناب خورداشته باشد
purchase notice agreements U قراردادهای خرید
request for price quotation U درخواست مظنه قیمت
make a forward purchase U سلف خریدن
lump sum purchase U خرید کلی
initial fire request U درخواست ابتدایی اتش
His request was in the nature of a command. U خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
To swallow ones pride and request someone (to do something). U نزد کسی رو انداختن ( تقاضایی کردن )
It is too expensive for me to buy ( purchase ). U برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
purchase price variance U سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
arresting system purchase element U وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
divorce granted at the a woman's request U طلاق خلع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com