English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
purchase price variance U سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
purchase price U راس المال
variance U مغایرت
variance U انحراف
variance U اختلاف و نتاقض در ارکان مختلف دعوی
variance U میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
variance U پراکندگی
variance U پراکنش
variance U ناسازگاری
variance U مغایرت عدم توافق
variance U اختلاف
variance U واریانس
specific variance U پراکنش اختصاصی
unique variance U پراکنش یگانه
true variance U پراکنش حقیقی
variance analysis U تحلیل واریانس
within group variance U پراکنش درون گروهی
to set at variance U با هم بد کردن باهم مخالف ت
to set at variance U بهم انداختن
between group variance U پراکنش میان گروهی
efficiency variance U تباین کارایی
efficiency variance U اختلاف بازدهی
error variance U پراکنش خطا
explained variance U واریانس تشریح شده تغییرات بیان شده
analysis of variance U تحلیل پراکنش
analysis of variance U تحلیل واریانس
cost variance U نوسانات هزینه
residual variance U پراکنش مازاد
partial variance U پراکنش سهمی
to set two men at variance U میانه دو کس رابهم زدن
common factor variance U پراکنش عامل مشترک
total test variance U پراکنش کل ازمون
purchase U ابتیاع
purchase U خریدن
purchase U خریداری کردن
purchase U خرید
purchase U شراء
purchase U خرید خریداری کردن
purchase U هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
purchase U درامدسالیانه زمین
purchase U اشتراء
purchase U خریداری
purchase by a deed U با سند خریدن
purchase description U خصوصیات جنس مورد نیازخرید
purchase element U نیروی منتجه
purchase element U عامل منتجه بار نهائی
open purchase U خرید از بازار ازاد
open purchase U خرید ازاد
basket purchase U خرید کلی بدون محاسبه جزئیات
collaborative purchase U خرید با تشریک مساعی
collaborative purchase U خریدتعاونی
central purchase U خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
two fold purchase U تاکل دو قرقرهای دو شیاره
purchase by a deed U قباله کردن
to make a purchase U خرید کردن
counter purchase U خرید متقابل
counter purchase U تهاتر
counter purchase U داد وستد متقابل
credit purchase U خرید نسیه
To purchase on approval . U بشرط امتحان ( شرطی )خریدن
purchase journal U دفتر روزنامه خرید
purchase journal U دفترخرید روزانه
local purchase U خرید از محل
local purchase U خرید محلی
regional purchase U خرید از داخل منطقه پادگانی
regional purchase U خرید محلی
ratchet purchase U جرثقیل جغجغهای
purchase requisition U درخواست خرید
forward purchase U پیش خرید
forward purchase U خرید سلف
forward purchase U معامله سلف
purchase request U درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
purchase rate U نرخ خرید
hire purchase U کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
hire purchase U اجاره به شرط تملیک
hire purchase U خرید اقساطی
purchase tax U مالیات بر معاملات
cost purchase U راس المال
purchase ledger U دفتر بزرگ خرید
conditions of purchase U شرایط خرید
offer to purchase U پیشنهاد جهت خرید
offer to purchase U پیشنهاد خرید
purchase ledger U دفتر کل خریدها
purchase money U در CL ثمن
purchase money U قیمت جنس
advance purchase U خرید سلف
purchase order U دستور خرید
purchase order U سفارش خرید
double purchase pulley U غرغرهای که دو طناب خورداشته باشد
purchase notice agreements U پیمان خرید
purchase notice agreements U قراردادهای خرید
make a forward purchase U سلف خریدن
lump sum purchase U خرید کلی
It is too expensive for me to buy ( purchase ). U برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
average purchase rate U نرخ متوسط خرید
lump sum purchase U خرید یکجا
arresting system purchase element U وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
What is the price ...? قیمت ... چقدر است؟
price U مبلغ شرطبندی
outside price U حد اکثر بها
Without ( beyond , above ) price . U بی نهایت قیمتی
What is the price ...? قیمت ... چقدر است؟
What is the price ...? قیمت ... چقدر است؟
at any price U بهر قسمت که باشد
all in price U قیمت کل
price U نرخ
asking price U قیمت آخر
at any price U بهر بها
mean price U قیمت متوسط
all in price U بهای کامل
price U بها قائل شدن
price U قیمت گذاشتن
price U قیمت
least price U حداقل قیمت
price U ارزش
asking price U قیمت مورد مطالبهی فروشنده
last price U اخرین قیمت حداقل قیمت
last price U قیمت اخر
just price U قیمت منصفانه
price U بها
just price U قیمت عادلانه
price U ارزش پولی کالا
repurchase price U قیمت بازخرید
quoted price U قیمت داده شده
regular price U قیمت عادی
reasonable price U قیمت عادله
reduced price U بهای کاسته بهای تخفیف دار
reduced price U بهای نازل
quoted price U مظنه
reasonable price U قیمت معقول
price levels U سطح قیمتها
price limit U حد قیمت
price line U خط قیمت
price support U تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
price support U حمایت قیمتی
price support U قیمت حمایت شده از طرف دولت
price support U حمایت قیمت
price system U نظام قیمت
prohibitive price U بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
price ratio U نسبت قیمت
price theory U اقتصاد خرد
price theory U نظریه قیمت
price taker U خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
price system U نظام قیمتی
price system U نسبت و رابطه قیمتها با هم
price tag U برچسب قیمت کالا
price tag U اتیکت قیمت
price stabilization U ثبات قیمت
price stabilization U تثبیت قیمت
price list U فهرست قیمت
price list U لیست قیمت
price market U وضع کردن قیمت در انحصار
price of blood U خون بها
price of blood U خون تاوان
price war U جنگ قیمتها
price of blood U دیه
price reduction U کاهش قیمت
price responsiveness U کشش قیمت
price responsiveness U انعطاف پذیری قیمت
price rigidity U انعطاف ناپذیری قیمت
price setter U قیمت وضع کردن در انحصار
price stability U تثبیت قیمت
price stability U ثبات قیمت
price taker U قیمت را داده شده فرض کردن
reserve price U قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
half-price U نیمبها
cut-price U جنسحراجشده
wholesale price U قیمت عمده فروشی
upset price U کمترین بهای مقطوع درهراج
unjust price U قیمت ناعادلانه
unit price U بهای واحد
unit price U قیمت واحد
unit price U واحد قیمت
unit price U واحد بهاء
trade price U قیمت صنفی
trade price U قیمت تجاری
trade price U قیمت تجارتی
trade price U قیمت عمده فروشی
trade price U بهای تجارتی
Price are fixed here . U دراینجا قیمتها ثابت هستند
We must settle the price first. U اول باید قیمت راطی کرد
at a knock-down price U به قیمت مفت
crash price U قیمت مفت
give-away price U قیمت مفت
It's a steal at that price. U این قیمت مفت است.
half price U نصف قیمت
What is the price per week? U قیمت برای یک هفته چقدر است؟
What is the price per night? U قیمت برای یک شب چقدر است؟
At all costs . At any price . U به هر قیمتی که شده
To put a price on something . U روی چیزی قیمت گذاشتن
Every man has his price . U هر کسی یک قیمتی دارد ( قابل تطمیع وپذیرفتن رشوه )
At the price of. At the cost of . U به قیمت
very low price U ثمن بخس
the price was not reasonable U بهای گزافی بران گذاشته بودند
the price was not reasonable U بهای ان معقول بنظر نمیرسید
shadow price U قیمت سایهای
selling price U قیمت فروش
sale price U قیمت حراج
sale price U قیمت فروش
ruling price U قیمت روز
retail price U قیمت خرده فروشی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com