Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
public opinion polling
U
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
public opinion
U
افکار عمومی
In deference to public opinion.
U
به احترام افکار عمومی
Public opinion is against the project.
U
عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
polling list
U
سیاهه نمونه برداری
polling list
U
سیاهه رای گیری
polling day
U
روزانتخابات
polling station
U
حوزهرایگیری
opinion
U
عقیده
opinion
U
نظر
opinion
U
فکر
opinion
U
گمان
opinion
U
رای
opinion
U
نظر فکر
his f. opinion
U
عقیده ایی که پرورده وموردپسنداوست
outside opinion
U
عقیده مردم
outside opinion
U
رای مردم
opinion
U
نظریه
to be of the opinion that ...
U
به این عقیده باشند که ...
in your
[my]
opinion
U
به نظر تو
[من]
opinion
U
رای اندیشه
p you if that is your opinion
U
جای تاسف است اگرعقیده شمااین باشد
He's of another opinion.
U
نظر او
[مرد]
فرق دارد.
in my opinion
U
بعقیده من
in my opinion
U
بنظر من
consensus of opinion
U
اتفاق اراء
adopting the opinion
U
تقلید در مسائل شرعی
It smell of opinion.
U
بوی پیاز می دهد
I intend to . . . I am of the opinion that … .
U
بر آنم که …
to have a different view of
[ opinion about]
something
U
در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
asking for a religious opinion
U
استفتاء
adopting the opinion
U
matter religious a in ajurist of
to venture an opinion
U
جسارتاافهار عقیده کردن
in my poor opinion
U
بعقل ناقص من
to cherish an opinion
U
عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
to be wedded to an opinion
U
بعقیدهای چسبیدن یاجداطرفداران بودن
to a to a proposal or opinion
U
باپیشنهادیاعقیدهای موافقت کردن
john's own opinion
U
عقیده خود جان
juristic opinion
U
فتوی
religious opinion
U
فتوی
separate opinion
U
رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
in my poor opinion
U
بعقیده ناقص من
iam of the opinion that
U
من براین عقیده ام که
dissenting opinion
U
نظر مخالف
experts opinion
U
رای کارشتاس
express an opinion
U
افهار عقیده کردن
pass an opinion
U
افهار عقیده کردن
to i. person with an opinion
U
عقیدهای رابه کسی تلقین کردن
to state one's opinion
U
افهارعقیده کردن
to give an opinion
U
افهارعقیده کردن
iam of the opinion that
U
نظر من اینست که
separate opinion
U
رای جداگانه
what's your view
[of it]
[or opinion
[on it]
]
?
U
و نظر شما
[در آن مورد]
چیست ؟
to agree in opinion
U
هم عقیده بودن
differences of opinion
U
اختلاف عقیده
[نظر]
opinion poll
U
نظرسنجی
opinion polls
U
نظرسنجی
concurring opinion
U
رای موافق مشروط
to be of
[or share]
the same view
[or opinion]
U
هم عقیده بودن
To express an opinion. To comment.
U
اظهار نظر کردن
Difference of opinion (in taste).
U
اختلا ف عقیده ( سلیقه )
I don't think it wise to publicly proffer a political opinion.
U
من فکر نمی کنم عاقلانه باشد بطور علنی عقیده سیاسی شخصی خود را بیان کرد.
public
U
عامه اشکار
public
U
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public a
U
وکیل عمومی
public
U
همگانی ملی
public
U
عمومی
public
U
ملی
public
U
آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
public
U
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
public
U
متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
public
U
ملت
in public
U
علنی
in public
U
علنا"
public
U
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public d.
U
زمین خالصه
public
U
عامه
public
U
مردم
the public
U
عامه
public
U
عموم
public
U
اجتماعی
the public
U
عموم مردم
public
U
همگانی
public
U
همگان
public sale
U
حراج
public sale
U
مزایده
public session
U
جلسه علنی
public servant
U
مستخدم دولت
public servant
U
خادم ملت
public services
U
بریات عمومیه
public services
U
خدمات عمومی
public service
U
استخدام دولتی
public service
U
خدمت بجامعه
public ship
U
کشتی حمل و نقل و مسافربر دولتی
public servant
U
کارمنددولت
public spirit
U
خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
public servant
U
مستخدم عمومی
public ship
U
ناو دولتی
public road
U
شارع عام
public mischief
U
جرم علیه جامعه
public meeting
U
اجتماع
public meeting
U
تجمع
public life
U
زندگی سیاسی
public life
U
زندگی در سیاست
public library
U
کتابخانه عمومی
public law
U
حقوق بین المللی عمومی
public law
U
حقوق عمومی
public interests
U
مصالح عامه
public mischief
U
جرمی که مضر به حال جامعه باشد
public monopoly
U
انحصار دولتی
public morals
U
اخلاق حسنه
public property
U
مال عمومی
public policy
U
سیاست عمومی
public place
U
مکان عمومی
public place
U
محل عمومی
public ownership
U
مالکیت دولتی
public ownership
U
مالکیت عمومی
public order
U
نظم عمومی
public network
U
شبکه عمومی
public interest
U
منافع عامه
public domain
U
مالکیت دولتی
general public
U
عامهمردم
public garden
U
باغچهعمودی
public baths
U
استخر عمومی
to make public
U
افشا کردن
to make public
U
فاش کردن
to make public
U
اشکار یا علنی کردن
public bar
U
اتاقیدرمشروبقروشیبامبلمانساده
public convenience
U
توالتعمومی
public notice
U
آگهی به مردم
public ownership
U
ملک خالصه
public domain
U
ملک خالصه
public holiday
U
تعطیلیعمومیورسمی
public ownership
U
خالصه دولتی
public ownership
U
مالکیت دولتی
public enterprise
U
مدیریتومالکیتعمومی
the public voice
U
عمومی
the public voice
U
ارا
public utilities
U
تسهیلات عمومی
public trial
U
دادرسی علنی
public treasury
U
بیت المال
public traffic
U
رفت و امد همگانی
public submission
U
مناقصه رسمی
public spiritedness
U
میهن پرستی
public spiritedness
U
خیرخواهی عموم
public spiritedness
U
خیر خواهی مردم
public spiritedly
U
ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
public utilities
U
خدمات عمومی مانند اب
public utilities
U
برق و ...
the public purse
U
خزانه ملی
the public are hereby notified
U
بدین وسیله عموم را اگهی میدهید
the american public
U
مردم امریکا
quasi public
U
نیمه عمومی
quasi public
U
نیمه دولتی
public warehouse
U
انبار عمومی
public utility
U
عام المنفعه
public domain
U
خالصه دولتی
public utility
U
کار عام المنفعه
public spirited
U
دارای روحیه اجتماعی
pf public utility
U
سودمند برای همه
public house
U
کاروانسرا
notary public
U
صاحب محضر
notary public
U
دفتر اسناد رسمی
notify the public
U
به اطلاع عموم رساندن
public house
U
مهمانخانه
public house
U
میخانه
public houses
U
کاروانسرا
public houses
U
مهمانخانه
in the sight of the public
U
در ملاء عام
in the sight of the public
U
در انظار عمومی
in the public view
U
در ملاء عام
notary public
U
دفتر ثبت
open to the public
U
برملا
open to the public
U
علنی
open to the public
U
واضح درنظر عموم
open to the public
U
اشکار در نزد همه
public prosecutor
U
دادستان
public prosecutor
U
مدعی العموم
public prosecutors
U
دادستان
of public utility
U
عام المنفعه
notary public
U
سردفتر اسناد رسمی
public prosecutors
U
مدعی العموم
public servants
U
مامورین دولتی
public welfare
U
رفاه عمومی
public works
U
کارهای ساختمانی همگانی
public works
U
فواید عامه
public works
U
امورعام المنفعه
public works
U
تاسیسات عام المنفعه
public school
U
دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
public nuisance
U
unisance
public relations
U
روابط عمومی
public nuisances
U
مزاحمت عمومی
public nuisance
U
مزاحمت عمومی
for the public good
U
برای خیر عموم
endowments to the public
U
اوقاف عامه
public houses
U
میخانه
public prosector
U
مدعی العموم
public prosector
U
دادستان
public schools
U
مدارس عمومی
public schools
U
مدارس دولتی
public sector
U
بخش عمومی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com