Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
provisional assignee
U
مدیر تصفیه موقت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
assignee
U
عامل
assignee
U
گماشته
assignee
U
نماینده مامور
assignee
U
محال علیه
assignee
U
منتقل الیه
assignee
U
گیرنده
assignee
U
وکیل
provisional
U
موقت
provisional
<adj.>
U
موقتی
provisional
U
شرطی مشروط
provisional
U
مشروط
provisional
U
شرطی
provisional
U
به طور موقت
provisional ball
U
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
provisional driver
U
راننده تازه کار ارابه
provisional order
U
دستور موقت اداری
provisional scrip
U
تصدیق موقت
provisional scrip
U
تصدیق موقت سهام
provisional statement
U
صورت وضعیت موقت
provisional frame
U
ان بخش از بازی بولینگ که گوی موقعی پرتاب شده که بخش قبلی مورد اعتراض است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com