Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
program evaluation review technique (per
U
روش ارزیابی و بررسی برنامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
army training and evaluation program
U
برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
evaluation
U
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluation
U
ارزیابی اخبار رسیده
evaluation
U
براورد
self evaluation
U
خودسنجی
evaluation
U
تقویم
evaluation
U
ارزشیابی
evaluation
U
سنجش
evaluation
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluation
U
ارزیابی
terrain evaluation
U
ارزیابی وضع زمین
terrain evaluation
U
بررسی وضع زمین
make an evaluation
U
ارزیابی کردن
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
supplier evaluation
U
ارزیابی فروشنده
performance evaluation
U
ارز یابی کارایی
summative evaluation
U
ارزیابی تلخیصی
job evaluation
U
ارزشیابی شغلی
job evaluation
U
ارزیابی شغل
project evaluation
U
ارزیابی طرح
formative evaluation
U
ارزیابی تکوینی
evaluation score
U
نمره ازمایش
evaluation score
U
نمره ارزیابی
evaluation report
U
گزارش ارزیابی وضعیت
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
review
U
تجدید نظرکردن
review
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
review
U
تجدید
review
U
3 parade
review
U
بازدید رسمی یاسان رسمی
review
U
بازدیدکردن
review
U
سان دیدن
review
U
مرورکردن
review
U
مرور
review
U
مجله
review
U
رژه نشریه
review
U
تجدید نظر
review
U
بازدید
review
U
انتقاد کردن
review
U
تجدید نظر دوره کردن
review
U
بازدید انتقاد کردن
review
U
بررسی کردن مرور
review
U
بررسی
review
U
دوره کردن
review
U
بازبین
review
U
مقالات انتقادی نوشتن
judicial review
U
تجدید نظر قضائی
it is not subject to review
U
دران روا نیست
it is not subject to review
U
تجدید نظر
formal review
U
بررسی رسمی
olympic review
U
نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
review order
U
لباس وتحملات سان
pass in review
U
رژه رفتن
pass in review
U
دفیله رفتن فرمان به رژه
formal review
U
سان رسمی
court of review
U
دادگاه تجدید نظر
book review
U
مقاله درباره کتاب
book review
U
انتقاد از کتاب
market review
U
بررسی بازار
review order
U
لباس وتجهیزات و وسائل کامل
to pass in review
U
سان دیدن
post implementation review
U
ارزیابی یک سیستم پس از این که برای چندین ماه مورداستفاده قرار گرفته است
informal design review
U
مرور غیررسمی طرح
To review the past in ones minds eye .
U
گذشته را از نظر گذراندن
o technique
U
تحلیل عوامل زمانی
technique
U
فن
technique
U
شگرد
technique
U
اسلوب
technique
U
شیوه
t technique
U
فن T
technique
U
تکنیک
technique
U
اصول مهارت روش فنی
technique
U
روش با مهارت برای انجام کاری
technique
U
مهارت
technique
U
فن مهارت
technique
U
اسلوب کار
technique
U
فنون انجام کار یا تولید وسیله
technique
U
روش یا فن اجرای کار
p technique
U
فن پی
Due to the review security procedures were modified .
U
به علت بررسی روش های امنیتی اصلاح شدند.
odd even technique
U
فن فرد و زوج
bottom up technique
U
روش اجرا از پایین به بالا
salami technique
U
سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
overlay technique
U
فن استفاده از کالک
telecommunication technique
U
تکنیک مخابرات
cloze technique
U
شیوه بندش
probing technique
U
فن وارسی
sociometric technique
U
فن گروه سنجی
matching technique
U
اسلوب همتاسازی
overlay technique
U
فن کالک
flooding technique
U
شیوه غرقه سازی
refrigerating technique
U
فن سرما سازی
telecommunication technique
U
تکنیک ارتباطات
matching technique
U
اسلوب جور کردن
luria technique
U
اسلوب لوریا
measuring technique
U
روش سنجش
measuring technique
U
متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
measuring technique
U
تکنیک سنجش
unfolding technique
U
فن تاگشایی
production technique
U
روش فنی تولید
production technique
U
فن تولید
nominating technique
U
روش نامزدگزینی
edman degradation technique
U
شکستن به روش ادمن
holtzman inkblot technique
U
شیوه لکههای هولتسمان
brute force technique
U
استفاده ناشیانه از کامپیوتر
white ground technique
U
اسلوب نقاشی
double irradiation technique
U
روش تاباندن مضاعف
critical incidents technique
U
شیوه رویدادهای شاخص
alpha beta technique
U
روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک
assets liabilities technique
U
شیوه محاسن- معایب
thought stopping technique
U
فن بازداری اندیشه
telephone switching technique
U
فن سوئیچینگ تلفن
capital intensive technique
U
فن تولید سرمایه بر
telephone switching technique
U
تکنیک مراکز تلفن خودکار
capital saving technique
U
فن تولید سرمایه اندوز
telephone switching technique
U
اصول اتصالات تلفنی
error choice technique
U
شیوه خطا گزینی
reference count technique
U
تکنیک شمارش ارجاعات
oil on canvas
[painting technique]
U
رنگ روغنی نقاشی روی کرباس
[شیوه نقاشی]
program
U
نقشه
program
U
روش کار پروگرام
program
U
برنامه ریزی کردن
program
U
دستور کار
program
U
دستور
program
U
برنامه تهیه کردن
program
U
برنامه دارکردن
program
U
برنامه
program
U
برنامه نوشتن
program
U
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program
U
برنامه دستور
program id
U
شناسنامه برنامه
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
U
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program
U
برنامه دادن برنامه ریختن
program product
U
فراورده برنامه
program flowchart
U
نمودارگردش کار برنامه
program product
U
محصول برنامه
program module
U
واحد برنامه
program priority
U
اولویت برنامه
program package
U
بسته برنامه
program overlay
U
جایگذاشت برنامه
program of targets
U
برنامه اماجها
program of targets
U
برنامه هدفها
program flowchart
U
روند نمای برنامه
program flow
U
گردش برنامه
program file
U
فایل برنامه
program counter
U
شمارنده برنامه
program proving
U
اثبات برنامه
program counter
U
شمارشگربرنامه
program debugging
U
اشکال زدایی برنامه
program relocation
U
جابجایی برنامه
program run
U
رانش برنامه
program documentation
U
مستند سازی برنامه
program execution
U
اجرای برنامه
program flowchart
U
نمودارگردشی برنامه
program generator
U
برنامه زا
program language
U
زبان برنامه نویسی
program manager
U
مدیر برنامه ها
program language
U
زبان برنامه
program maintenance
U
نگهداری برنامه
program library
U
کتابخانه برنامه ها
program library
U
کتابخانه برنامه
program listing
U
سیاهه برنامه
program listing
U
لیست برنامه
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
program manager
U
بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program interrupt
U
قطع برنامه
program of instruction
U
برنامه تدریس
program generator
U
مولد برنامه
program of instruction
U
برنامه اموزش
program generator
U
تولیدکننده برنامه
program generator
U
برنامه ساز
program music
U
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program flow
U
روند برنامه
program interrupt
U
وقفه برنامه
program maintenance
U
نگهداشت برنامه
program schema
U
الگوی برنامه
program line
U
فرش های همگون
[اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
transient program
U
برنامه گذرا
training program
U
برنامه اموزش
test program
U
برنامه ازماینده
target program
U
برنامه هدف
target program
U
برنامه مقصود
systems program
U
برنامه سیستم
system program
U
برنامه سیستم
support program
U
برنامه پشتیبانی
supervisory program
U
برنامه نافر
stored program
U
برنامه ذخیره شده
stored program
U
برنامه انباشته
stored program
U
بابرنامه انباشته
star program
U
بدون خطا اجرا شود
troop program
U
برنامه تشکیل یکانها
troop program
U
برنامه تامین عدههای نظامی
auxiliary program
U
برنامه کمک
[رایانه شناسی ]
program selector
U
انتخابگربرنامه
wordprocessing program
U
برنامه واژه پردازی
weight program
U
تمرین وزنه برداری
vhsic program
U
Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
user program
U
برنامه کاربر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com