English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
production of electricity by the generator U الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electricity production U تولیدالکتریسیته
steps in the production of electricity U مراحلتولیدالکتریسیته
production of electricity from solar energy U دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
production of electricity from nuclear energy U تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
Is there electricity? U آیا برق وجود دارد؟
electricity U مین نور یا گرما یا نیرو
electricity U الکتریسیته
electricity U نیروی کهربایی
electricity U برق
electricity transmission U انتقالالکتریسیته
atmospheric electricity U برق جوی
animal electricity U الکتریسیته بدن
hydro-electricity U برقحاصلازآب
electricity cut U خاموشی
electricity cut U قطع برق
electricity cut U رفتن برق
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
electricity distribution U توزیعالکتریسیته
He's always moaning that we use too much electricity. U او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
positive electricity U برق مثبت
frictional electricity U برق مالشی
overcharged with electricity U دارای برق زیاد
electricity meter U کنتور برق
negative electricity U برق منفی
pyro electricity U گرما برق
negative electricity U الکتریسیته منفی
induced electricity U الکتریسیته القائی
thermo electricity U گرما برق
contact electricity U فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
static electricity U برق ساکن
static electricity U الکتریسیته ساکن
electricity cable U کابلالکتریسیته
mains electricity U منبع الکتریسیته محلی مشتریان
voltaic electricity U برق ولتایی
magneto electricity U نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
positive electricity U الکتریسیته مثبت
electricity generating room U اتاقتولیدالکتریسیته
waterproofed electricity supply U منبعالکتریسیتهضدآب
transformation of mechanical work into electricity U انتقالکارمکانیکیبهالکتریسیته
high-tension electricity transmission U امتدادبلندناقلالکتریسیته
The water and electricity have been cut off our conversation , the U آب وبرق ما قطع شده است
over production U محصول زیادی
over production U عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production U تولید دستهای
production U ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production U حاصل دادن
production U تولید کردن
production U ایجاد
production U فراورده محصول
production U استخراج
production U عمل اوری ساخت
production U تولید
production U فراوری
production U ارائه
production U اقامه
production U تولید محصول
production U ساخت مواد برای فروش
production U تولید حجم بزرگ محصولات
production U سرعت ساخت محصول
production U کنترل ساخت یک محصول
production U الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production U فرآورده کارگاه
production U محصول عمل
production U ارائه ساخت
generator U ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند
generator U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generator U مولد برق
generator U دستگاه مولد برق
generator U ژنراتور
generator U دینام موسس
generator U وسیله تولید الکتریسیته
generator U زاینده
generator U دینام ژنراتور
generator U زایاد
generator U مولد برق دینام اتومبیل
generator U مولد
production process U فرایند تولید
power of production U نیروی تولید
production index U شاخص تولید
production management U مدیریت تولید
production method U روش تولید
production missile U موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production of oil U استخراج نفت
production process U جریان تولید
production part U بخش تولید
ingot production U تولید شمش
production period U دوره تولید
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
pilot production U تولید نمونه
period of production U دوره تولید
means of production U وسایل تولید
mechanical production U تولید ماشینی
means of production U ابزار تولید
mode of production U شیوه تولید
mode of production U طرز تولید
mode of production U وجه تولید
mass production U تولید انبوه
mass production U تولید ماشینی
mass production U تولید بمقدارزیاد
mass production U بس فراوری
production programme U برنامه تولید
pair production U تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
production process U روند ساخت
production function U تابع تولید
production gap U شکاف تولید
production time U زمان تولید
production time U زمان ساخت
relations of production U رابطه تولید
roundabout production U تولید با کارائی بیشتر
series production U سری سازی
surplus production U تولید اضافی
surplus production U مازاد تولید
surplus production U فزونی تولید
track production U فهور هدف
track production U شروع تعقیب هدف
volume of production U حجم تولید
production adviser مشاوره محصولات
production desk U میزمحصولات
production of sound تولیدات صدا
production platform U سکویتولیدات
production frontier U مرز تولید
production facility U سهولت تولید
production engineer U مهندس تولید
production program U برنامه تولید
production routine U روال تولید
production rule U قاعده
production rule U تولید
production run U اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production technique U فن تولید
production technique U روش فنی تولید
production account U حساب تولید
production base U مبنای تولید یا تولیدات ملی
production capacity U فرفیت تولید
production coefficient U ضریب تولید
production control U کنترل تولید
production cost U هزینه تولید
production cost U ارزش ساخت
production efficiency U کارائی تولید
production efficiency U کارائی در تولید
scale of production U مقیاس تولید
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
factory production U تولید کارخانهای
bulk production U تقسیم سوخت درفروف کوچک
census of production U امارگیری در خصوص تولید
census of production U امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production U امار سرشماری
full production U تولید کامل
production planning U برنامه ریزی تولید
cost of production U هزینه تولید
factor of production U عامل تولید
elasticity of production U کشش تولید
full production U تولید در حداکثرفرفیت
forces of production U نیروهای تولید
food production U تولید غذا
flow of production U گردش تولید
flow of production U جریان تولید
energy production U تولید انرژی
energy production U تولید نیرو
bulk production U تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
an artistic production U عمل یا کار صنعتی
aliterary production U تصنیف
aliterary production U فراورده یا محصول ادبی تالیف
batch production U تولیدانبوه
batch production U تولید زیاد یک نوع کالا
production factors U عوامل تولید
factors of production U عوامل تولید
agents of production U عوامل تولید
branches of production U شاخههای تولید
mass-production U تولید انبوه
production lines U خط تولید
production line U خط تولید
branches of production U رشتههای تولید
report generator U نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
relaxation generator U مولد رلاکسیون
bar generator U نوارساز
report generator U گزارش زا
report generator U برای تامین گزارش کامل
report generator U گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report generator U تولیدگزارش
report generator U گزارش زایی گزارش گیری
sawthoot generator U مولد دندانه ارهای
screen generator U مولد صفحه
pulse generator U مولد تپش
racing of generator U دور برداشتن مولد
pulse generator U تپش زا
acetylene generator U دستگاه تهیه استیلن
electrostatic generator U مولد الکتروستاتیکی
electrolytic generator U دینام الکترولیز
electric generator U ژنراتور
starter/generator U استارتر ژنراتور
electric generator U مولد الکتریسیته
dot generator U مولد خال گذار
differential generator U مولد تفاضلی
program generator U برنامه زا
program generator U مولد برنامه
program generator U تولیدکننده برنامه
program generator U برنامه ساز
screen generator U مولد صفحه نمایش
series generator U مولد زنجیری
series generator U ژنراتور سری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com