English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
production factors U عوامل تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
factors of production U عوامل تولید
mobility of factors of production U تحرک عوامل تولید
non specific factors of production U عوامل غیر اختصاصی تولید
Other Matches
factors U حق العمل کار
factors U ده بار
factors U در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
factors U ثیر قرار میدهد
factors U هر عدد در ضرب که عملوند است
factors U چیزی که مهم است یا روی چیز دیگر اثردارد
m factors U عوامل موثر دربازاریابی که عبارتند از :messages ,motives,markets ,moneymerchandise and media
m factors U عوامل ام
factors U کارگزار
factors U نماینده
factors U ضریب
factors U عامل مشترک
factors U سازنده فاکتور
factors U عامل
factors U حق العمل کار نماینده
factors U فاعل
factors U سازه
factors U عامل ضرب ضریب
factors U وسیله
factors U وکیل
factors U فاکتور
unpredictable factors U عوامل غیر قابل پیش بینی
competitive factors U عوامل محرک رقابت
variable factors U عوامل متغیر
variable factors U عوامل قابل تغییر تولید
balancing factors U عوامل جبرانی
allocative factors U عوامل تخصیصی
aggravating factors U کیفیات مشدده
aerodynamic factors U عوامل ایرودینامیکی
adverse factors U عوامل نامساعد
adverse factors U شرایط نامساعد
complementary factors U عوامل مکمل
constant factors U عوامل ثابت
mitigating factors U کیفیات مخففه
institutional factors U عوامل نهادی
growth factors U عوامل رشد
group factors U عاملهای گروهی
psychological factors U عوامل روانی
releasing factors U عاملهای راه انداز
retarding factors U عوامل کند کننده
distribution factors U ضرایب توزیع
demand factors U پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
demand factors U جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
demand factors U عوامل تقاضا
motivational factors U عوامل محرکه
demand factors U عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
human factors engineering U مهندسی عوامل انسانی
computation of replacement factors U محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
production U ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production U ارائه
production U اقامه
production U تولید محصول
production U حاصل دادن
production U تولید کردن
production U تولید
production U استخراج
production U فرآورده کارگاه
production U فراورده محصول
production U عمل اوری ساخت
production U فراوری
production U ایجاد
production U سرعت ساخت محصول
production U کنترل ساخت یک محصول
production U الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production U تولید حجم بزرگ محصولات
production U تولید دستهای
production U ساخت مواد برای فروش
production U ارائه ساخت
production U محصول عمل
over production U عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
over production U محصول زیادی
production technique U روش فنی تولید
production programme U برنامه تولید
production routine U روال تولید
power of production U نیروی تولید
production index U شاخص تولید
production account U حساب تولید
production technique U فن تولید
production rule U قاعده
production rule U تولید
production run U اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production program U برنامه تولید
production process U روند ساخت
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production period U دوره تولید
production of oil U استخراج نفت
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
production missile U موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production planning U برنامه ریزی تولید
production method U روش تولید
production part U بخش تولید
production management U مدیریت تولید
production process U فرایند تولید
production process U جریان تولید
production efficiency U کارائی در تولید
production base U مبنای تولید یا تولیدات ملی
scale of production U مقیاس تولید
series production U سری سازی
surplus production U تولید اضافی
electricity production U تولیدالکتریسیته
surplus production U مازاد تولید
surplus production U فزونی تولید
track production U فهور هدف
track production U شروع تعقیب هدف
volume of production U حجم تولید
production adviser مشاوره محصولات
production desk U میزمحصولات
production of sound تولیدات صدا
roundabout production U تولید با کارائی بیشتر
relations of production U رابطه تولید
production time U زمان ساخت
production capacity U فرفیت تولید
production coefficient U ضریب تولید
production control U کنترل تولید
production cost U هزینه تولید
production cost U ارزش ساخت
production efficiency U کارائی تولید
production engineer U مهندس تولید
production facility U سهولت تولید
production frontier U مرز تولید
production function U تابع تولید
production gap U شکاف تولید
production time U زمان تولید
production platform U سکویتولیدات
production line U خط تولید
energy production U تولید انرژی
energy production U تولید نیرو
factor of production U عامل تولید
factory production U تولید کارخانهای
flow of production U جریان تولید
flow of production U گردش تولید
food production U تولید غذا
forces of production U نیروهای تولید
full production U تولید کامل
full production U تولید در حداکثرفرفیت
census of production U امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
ingot production U تولید شمش
cost of production U هزینه تولید
census of production U امار سرشماری
census of production U امارگیری در خصوص تولید
production lines U خط تولید
mass-production U تولید انبوه
agents of production U عوامل تولید
aliterary production U فراورده یا محصول ادبی تالیف
aliterary production U تصنیف
an artistic production U عمل یا کار صنعتی
batch production U تولید زیاد یک نوع کالا
batch production U تولیدانبوه
branches of production U شاخههای تولید
branches of production U رشتههای تولید
bulk production U تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production U تقسیم سوخت درفروف کوچک
elasticity of production U کشش تولید
mass production U تولید ماشینی
mechanical production U تولید ماشینی
pilot production U تولید نمونه
means of production U ابزار تولید
mode of production U طرز تولید
period of production U دوره تولید
mass production U تولید انبوه
mode of production U شیوه تولید
mass production U بس فراوری
means of production U وسایل تولید
mode of production U وجه تولید
mass production U تولید بمقدارزیاد
pair production U تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
production control room U اتاقکنترلمحصولات
piece production cost U ارزش تولید قطعه
production possibility bondary U مرز امکانات تولید
additional production personnel عوامل دیگر تولد
aggregate production function U تابع تولید کل
pig iron production U تولید اهن خام
production indifference curve U منحنی بی تفاوتی تولید
production video switcher U دکمهنمایشگرمحصولات
production of electricity by the generator U الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
steps in the production of electricity U مراحلتولیدالکتریسیته
To step up ( increase ) production. U سطح تولید رابالابردن
He works in the production section . U درقسمت تولید کار می کند
pilot line production U تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
nuclear power production U تولید انرژی هستهای
net primary production U تولید خالص نخستین
labor intensive production U تولید کاربر
index of industrial production U شاخص تولید صنعتی
homogeneous production function U تابع تولید همگن
mass production of goods U تولید انبوه کالا
mass production of goods U تولید توده وار کالا
fixed production coefficients U ضرایب تولید ثابت
multi stage production U تولید چند مرحلهای
production planning and control U برنامه ریزی و کنترل تولید
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
production possibility frontier U مرز امکانات تولید
production possibility curve U منحنی امکانات تولید
production of electricity from nuclear energy U تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
large scale production method U روش تولیدانبوه
production/export riser system U صادراتدستگاهپایه
linear homogenous production function U تابع تولید خطی همگن
cobb doglas production function U ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
large scale production method U روش تولیدبه مقیاس وسیع
production of electricity from solar energy U دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
production/export riser system U تولیدات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com