English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
socket [wall socket] پریز روی دیوار
socket [wall socket] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
socket [wall socket] پریز دیواری
probe U میله مدرج ستون
probe U میله بازرسی
probe U میله پتانسیل
probe U کاوشگر
probe U تفحص کردن
probe U کاوش کردن
probe U بررسی کردن
probe U غور کردن
probe U اکتشاف جدید
probe U رسیدگی
probe U تحقیق نیشتر
probe U جستجو
probe U پایه
probe U بررسی
probe U کاوش
probe U کاویدن
probe U ردیاب
sensor probe U حسگرردیاب
sound probe U گیرنده صوتی
logic probe U کاوشگر منطقی
sense probe U مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
coupling probe U میله جفتگری
echo sounder probe U پژواکردیابژرفاسنج
bayonet thermocouple probe U قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
in-flight refuelling probe U لولهبنزینرندرحینپرواز
socket جای شمع
socket U دو راهی لوله
socket حفره
socket جا
socket مادگی
socket سرپیچ
socket خانه
socket کاسه
socket [در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket بوشن
socket گوده حدقه
socket پریز
socket کاسه چشم
socket [محل اتصال کابل]
socket کام [سقف دهان]
socket مفصل
socket U موف
socket کاسه بندگاه
socket گوده
socket پایه
socket سوکت
socket محل اتصال برق
socket [وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket پریز برق
socket [سرپیچ خانه]
socket بست لوله
charging socket حفره جا شارژر
three-pin socket [سرپیچ سه سر]
socket bayonet سرنیزه حفره دار
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
power socket پریز برق
timer socket [پریز زمان سنج]
external socket پریز بیرونی
The socket is broken. پریز برق شکسته است.
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
socket box U جعبه پریز
network socket پریز شبکه [کامپیوتر]
wall socket پریز روی دیوار
wall socket پریز دیواری
wafer socket [پریز صفحه ای]
input socket ساکت ورودی
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
fuse socket پایه فیوز
fuse socket سوکت فیوز
flush socket [پریز زیر کار]
drill socket [مخروطی سه نظام مته]
bulb socket سرپیچ لامپ
bell socket تبدیلی
angle socket سرپیچ عمودی
eye socket [خانه چشم]
eye socket کاسه چشم
lamp socket سرپیچ
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
spade socket [سوکت بیلی شکل]
socket pipe لوله مفصلی
socket coupler پریز اتصال
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
earth socket پریز زمین
plug socket پریز
plug and socket دوشاخه و پریز
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
numeric coprossor socket [پریز کمک پردازنده عددی]
spigot and socket joint اتصال مفصلی
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
keyless lamp socket [سرپیچ بی کلید]
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
To probe someones affairs . To pry into someones affairs . U تو کوک (کار ) کسی رفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com