Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
private parts
U
شرمگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
for my parts
U
من که
parts
U
قطعات یدکی
the i. parts of a whole
U
بخش هایی مکمل یک چیزدرست
six parts
U
ششدانگ
of its parts
U
کل ازهریکی ازاجزای خودبزرگتر است
in parts
U
جزء جزء
in parts
U
به اقساط
for my parts
U
از سهم خودم
parts
U
احزاب
parts
U
هیئتها
in these parts
<adv.>
U
در اینجا
in these parts
<adv.>
U
در این کشور
common parts
U
قطعات عمومی
Parts-per notation
U
بخش در یکای سنجش
[مهندسی]
parts peculiar
U
قطعات اختصاصی
prineipal parts
U
اصول فعل
parts explosion
U
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
principal parts
U
قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
piece parts
U
قطعاتی که در تولید محصول بکاربرده میشود
parts programmer
U
برنامه نویس اجزاء
parts per million
U
قسمت در میلیون قسمت
parts list
U
لیست قطعات
the secret parts
U
شرمگاه
parts peculiar
U
قطعات مخصوص
parts list
U
لیست اجزاء
parts list
U
فهرست قطعات
common parts
U
قطعات یدکی عمومی
privy parts
U
شرمگاه
privy parts
U
عورت
proportional parts
U
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
totake parts in something
U
در چیزی شرکت یادخالت کردن
parts of a flag
U
اجزایپرچم
parts of a shoe
U
اجزایکفش
parts of spectacles
U
قسمتهایمختلفعینک
parts of the ear
U
قسمتهایمختلفگوش
parts of the weapon
U
اجزایسلاح
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[فیزیک]
parts of speech
U
اقسام کلمه
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[ریاضی]
repair parts
U
قطعات یدکی
spare parts
U
قطعات یدکی
spare parts list
U
فهرست لوازم یدکی
missing parts test
U
ازمون افتادگی وار
Are there any houses for sale in these parts?
U
این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
the cow parts the hoofs
U
گاو سمهای شکافته دارد
poverty parts friends
<idiom>
U
بی زر میسر نشود کام دوستان
parts per million
[ppm]
U
بخش در میلیون
[فیزیک]
[شیمی]
authorized parts list
U
لیست قطعات مجاز
Cut the cake into three separate parts.
U
کیک را به سه قسمت جدا ببرید
in private
U
محرمانه
in private
U
در خلوت
private
U
پوشیده
private d.
U
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
he is a private
U
است
private
U
محرمانه سرجوخه
private
U
اعضاء تناسلی
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
U
عادی
private
U
غیر دولتی
private
U
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private
U
خصوصی
private
U
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private
U
مستور سرباز
private
U
شخصی
he is a private
U
او سرباز
private
U
اختصاصی خصوصی
private
U
محرمانه
quasi private
U
شبه خصوصی
private enterprise
U
عمل خصوصی
private talk
U
گفتگوی محرمانه
private talk
U
صحبت خصوصی
private enterprise
U
شرکت خصوصی
private treaty
U
معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private enterprise
U
اقتصاد بخش خصوصی
private treaty
U
معامله خصوصی
private siding
U
سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private nuisance
U
هتک حرمت منازل و املاک
private ownership
U
مالکیت خصوصی
private property
U
مالکیت خصوصی
private property
U
دارائیهای خصوصی
private property
U
دارایی شخصی
private property
U
دارایی شخصی بلامعارض
private road
U
شارع خاص
private saving
U
پس انداز خصوصی
private session
U
جلسه غیر علنی
private lessons
U
تدریس خصوصی
private detectives
U
کاراگاه خصوصی
quasi private
U
نیمه خصوصی
copy for private use
U
نسخه برای استفاده شخصی
private code
U
کد محرمانه
A private car.
U
اتوموبیل شخصی
private tuition
U
تدریس خصوصی
private eyes
U
کارآگاه خصوصی
private eye
U
کارآگاه خصوصی
without private motive
U
بی غرضانه
the matter was kept private
U
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
private sector
U
بخش خصوصی
he wished to be private
U
می خواست در خلوت باشد
private borrowing
U
استقراض خصوصی
private school
U
اموزشگاه خصوصی
private broadcasting
U
پخش برنامه خصوصی
private school
U
مدرسه ملی
private code
U
رمز محرمانه
private company
U
شرکت خصوصی
private consumption
U
مصرف خصوصی
private benefits
U
منافع خصوصی
private agreement
U
قرارداد خصوصی
private schools
U
مدرسه ملی
private document
U
سند عادی
deed under private
U
سند عادی
deed under private
U
سند غیر مصدق
he wished to be private
U
میخواست تنهاباشد
private investigator
U
کاراگاه خصوصی
private detective
U
کاراگاه خصوصی
private motive
U
غرض شخصی
private schools
U
اموزشگاه خصوصی
private corporation
U
شرکت خصوصی
private cost
U
هزینه خصوصی
private enterprise
U
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private first class
U
سرباز یکم
private first class
U
سربازیکم
private finance
U
مالیه خصوصی
private institutions
U
موسسات خصوصی
private law
U
حقوق خصوصی
private enterprises
U
موسسات خصوصی
private endowment
U
وقف خاص
private debt
U
بدهی خصوصی
private line
U
خط خصوصی
private employees
U
کارکنان خصوصی
private deed
U
سند خصوصی
private decument
U
درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private decument
U
سند عادی
private decument
U
عقد عادی
private tutoring
[American E]
U
تدریس خصوصی
deed under private signature
U
سند عادی
deed under private seal
U
سند غیر مصدق
deed under private seal
U
سند عادی
endowments to the private individuals
U
اوقاف خاصه
to give private lessons
U
درس خصوصی دادن
to have private insurance
[cover]
U
بیمه خصوصی داشتن
based on private motives
U
غرض الود
private members' bills
U
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network
U
شبکهپیشبینیخصوصی
private rate of return
U
نرخ بازده خصوصی
private rate of discount
U
نرخ تنزیل خصوصی
private international law
U
حقوق بین الملل خصوصی
private branch exchange
U
مبادله انشعاب خصوصی
private member's bill
U
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
based on private motives
U
غرض امیز
private member's bills
U
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private automatic branch exchange
U
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private brench exchange switchboard
U
مرکز سوئیچینگ فرعی
marginal net private product
U
محصول خصوصی نهائی خالص
acts based on private motives
U
غرض ورزی
private automatic branch exchange
U
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private joint stock company
U
شرکت سهامی خاص
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com