English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
priority intersection U تقدم باراهفرعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intersection U تقاطع
intersection U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection U اشتراک
intersection U تقاطع همبر
intersection U چهارسو
intersection U چهارراه
intersection U فصل مشترک
intersection U محل مقاطع
intersection U چهار راه
intersection point U محل برخورد
intersection point U نقطه تلاقی
intersection point U نقطه بهم رسیده
intersection point U نقطه تقاطع
intersection leg U شاخه یک همبر
point of intersection U نقطه بهم رسید
point of intersection U نقطه تلاقی
signing intersection U انشعاب
stop at intersection U توقفدرتقاطع
point of intersection U رابط
point of intersection U واسط
intersection leg U شاخه
point of intersection U نقطه تقاطع
Intersection [set theory] U اشتراک [مجموعه] [ریاضی]
priority U شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
priority U دارای ارجحیت ارجحیت پیام
right of priority U حق تقدم
right of priority U الویت
priority U حق تقدم
priority U تقدم
priority U برتری
priority U اولویت
priority U ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
priority U لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
priority U اهمت وسیله یا تابع نرم افزاری در سیستم کامپیوتری
priority U سبق تصرف
priority U سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
priority U اهمیت یک شغل در مقایسه با سایرین
to give priority to U پیشی دادن به مقدم دانستن بر
to give priority to U تقدم دادن به
urgent priority U تقدم حیاتی
emergency priority U تقدم اضطراری
dispatching priority U شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
urgent priority U تقدم فوری
absolute priority U اولویت مطلق
time priority U تقدم زمانی
time priority U اولویت زمانی
issue priority U ترتیب تقدم توزیع
issue priority U تقدم توزیع اماد
priority indicator U نماینده اولویت
priority indicator U اولویت نما
priority interrupt U وقفه اولویت
priority of fires U تقدم اتشها
priority processing U اولویت پردازی
priority processing U پردازش اولیه
priority targets U هدفهای دارای تقدم
priority of check U تقدم کیش
emergency priority U تقدم فوری
program priority U اولویت برنامه
low priority work U کاری که مهم نباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com