Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
print layout sheet
U
ورقه طرح چاپ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
layout sheet
U
برگه طرح
layout
U
طرح بندی
layout
U
دکور
layout
U
شکل بندی
layout
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
layout
U
ترکیب
[سازمانی یا سیستمی]
layout
U
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
layout
U
آرایش
layout
U
ترکیب
layout
U
صفحه ارایی
layout
U
جانمایی
layout
U
طرح اولیه
layout
U
طرح
layout
U
رسم
layout
U
ترتیب وسایل
layout
U
ارایش
layout
U
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
layout
U
1-قوانین کنترل کننده داده ورودی و خروجی از یک کامپیوتر. 2-روش استفاده از یک ورق کاغذ
layout
U
شیرجه فرشته
record layout
U
ترتیب کلی رکوردها
record layout
U
طرح کلی رکوردها
file layout
U
طرح بندی پرونده
file layout
U
طرح بندی فایل
keyboard layout
U
طرح صفحه کلید
record layout
U
طرح بندی مدرک
keyboard layout
U
جانمایی صفحه کلید
general layout
U
طرح کلی
American betting layout
U
لاتاریشرطبندیآمریکایی
French betting layout
U
صفحهشرطبندیفرانسوی
page layout program
U
برنامه صفحه ارایی
print
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
print
U
معمولا با معیار نقط ه در اینچ
print
U
کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
print
U
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
print
U
برود
print
U
به italic
print
U
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
print
U
پس از اتمام کار جاری
print
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
print
U
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
off print
U
چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
print out
U
چاپ اطلاعات ذخیره شده در کامپیوتر با چاپگر
print
U
فرمان PRINT
print
U
قرار دادن حروف یا عددها در جوهر روی کاغذ
print
U
حروف جوهری روی کاغذ
print
U
آخرین صفحه چاپ شده
print
U
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
print
U
چاپ خودکار تعدادی متن مختلف در صف با سرعت طبیعی چاپگر وقتی کامپیوتر کار دیگری انجام میدهد
print
U
فایل در صف چاپ که حاوی تمام حروف که کنترل چاپگر است که برای چاپ یک متن یا صفحه لازم است
print
U
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
print
U
ماشین کردن
print
U
منتشرکردن
print
U
طبع
print
U
چاپ
to print out
U
چاپ کردن در عکاسی
print
U
چاپ کردن
print
U
مواد چاپی
print
U
عکس چاپی
out of print
<adj.>
U
چاپ کالا تمام شده
print
U
باسمه
print
U
گراوور
print
U
عنوان و..
print
U
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
print
U
روش ترتیب دادن به متن هنگام چاپ
print
U
به جای چاپ یک حرف
print
U
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
print
U
مشابه 7861
print
U
عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print density
U
تراکم چاپ
print controller
U
کنترل کننده چاپ
print chart
U
فرمی که برای شرح قالب گزارش خروجی از یک چاپگربکار می رود
print chain
U
زنجیر چاپ
print bar
U
میله چاپ
print dress
U
جامه چیت
print position
U
موقعیت چاپ
cotton print
U
چیت
print dress
U
لباس چیتی
print drum
U
طبله چاپ
print element
U
عنصر چاپ
print engine
U
مکانیسم چاپ
print engine
U
موتور چاپ
print letters
U
دستخطی که مانند چاپ یاحروف چاپی باشد
photo print
U
چاپ عکس
hoof print
U
جای سم
hoof print
U
اثر سم
screen print
U
چاپتصویر
print washer
U
رنگشور
lithographic print
U
چاپ سنگی
foot print
U
رد پا
foot print
U
جای پا
news print
U
کاغذروزنامه
photo print
U
چاپ عکسی
finger print
U
اثر انگشت
fine print
U
متن چاپ شده با حروف ریز
print hammer
U
چکش چاپ
instant print
U
چاپ انی
core print
U
تکیه گاه ماهیچه
thumb print
U
جای شست
print queue
U
صف چاپ
print reference
U
شماره عکس هوایی
print reference
U
شماره سری عکس هوایی
print shop
U
بسته گرافیکی ساده که چندین خدمت چاپی را بخوبی انجام میدهد
annotated print
U
عکس علامت گذاری شده عکس رونویس شده
print wheel
U
چرخ چاپ
projection print
U
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
ratio print
U
عکس بزرگ شده یا کوچک شده به مقیاس معین عکس معادل
the book is print
U
کتاب برای فروش موجودایت
small print
U
چاپ ریز
small print
U
حروف چاپی ریز
sprigged print
U
قلمکارگل وبته دار
print quality
U
کیفیت چاپ
print position
U
مکان چاپ
thrumb print
U
اثر شست
print hand
U
دستخطی که مانندچاپ یاحروف چاپی باشد
print head
U
نوک چاپ
contact print
U
چاپ به طریقه تماس
contact print
U
چاپ خشک
print head
U
هد چاپ
thumb print
U
اثر شست
Print Manager
U
امکان نرم افزاری که بخشی از ماکروسافت ویندوز است و برای مدیریت صفحه چاپ به کار می رود
the book is print
U
کتاب زیر چاپ است
blue print
U
رسم فنی
blue print
U
تون پلات ابی
blue print
U
زمینه ابی
blue print
U
فون ابی
print control character
U
کاراکتر کنترل چاپ
print drying rack
U
میلهرنگیخشکشونده
print head drive
U
درایوسرپرینت
merge print program
U
برنامهای که به استفاده کننده اجازه میدهد تافرمهای مشخصی را تولیدکند
print spooling progarm
U
برنامه ردیف کننده چاپ
finger print department
U
اداره انگشت نگاری
sheet
U
یک قطعه کاغذ بزرگ
sheet
U
ورقه ورقه کردن ورقه
sheet
U
برگ برگ نقشه
sheet
U
ورق فلزی
sheet
U
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheet
U
پوشاندن
sheet
U
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheet
U
تخته
sheet
U
وسیلهای که به چاپگر وصل میشود تا امکان وارد شدن ورقههای کاغذ به صورت خودکار برقرار شود
sheet
U
طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
sheet
U
ورقه کردن
sheet
U
متورق ورقه ورقه
sheet
U
ورق
sheet
U
صفحه
sheet
U
ورق شده
sheet
U
ملافه کردن
sheet down
U
ثابت کردن بادبان در مقابل باد
sheet
U
سطح
sheet
U
ورقه
sheet
U
ملافه تخته
sheet
U
پهنه
sheet glass
U
شیشه جام
sheet washing
U
فرسایش رویی
slip sheet
U
صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
sheet lead
U
ورقه سرب
sheet washing
U
فرسایش سطحی
slip sheet
U
صفحه اضافی
sheet anchors
U
لنگر سنگین کمر کشتی نقطه اتکاء
sheet anchor
U
لنگر اصلی ناو
sheet anchor
U
لنگر سنگین کمر کشتی نقطه اتکاء
sheet roller
U
کارخانه نورد ورق فلزی
sheet roll
U
نورد ورق
sheet piling
U
سپر
sheet lead
U
صفحه سرب
sheet lighning
U
برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
sheet metal
U
فلز ورق
sheet iron
U
اهن ورق
sheet metal
U
حلبی
sheet glass
U
شیشه ورقی
sheet anchors
U
لنگر اصلی ناو
sheet of drift
U
سفره روراندگی
sheet pile
U
سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
sheet piling
U
سپر فلزی
sheet metal
U
ورق فلز
sheet piling
U
سپرکوبی
steel sheet
U
ورق فولادی
style sheet
U
الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
style sheet
U
مجموعه تعاریف
flat sheet
U
ملافهتخت
insulating sheet
U
برگهنصب
sheet film
U
فیلمصفحهای
sheet of paper
U
برگهکاغذ
fact sheet
U
برگهایحاویاطلاعاتمشخصدربارهچیزی
sheet ice
U
لایهیخرویجادهیامسیر
Sheet of metal .
U
ورق فلز
as white as a sheet
<idiom>
U
مثل برف
as white as a sheet
<idiom>
U
سفید مثل گچ دیوار
information sheet
U
برگه اطلاعات
fitted sheet
U
خوشخوراک
biscuit sheet
U
قالبورقهایکیکپزی
style sheet
U
ورق تعاریف
tally sheet
U
کاربرگ حسابداری
tear sheet
U
قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
charge sheet
U
ورقه حاوی مشخصات متهم
time sheet
U
ورقه ثبت ساعات کار
vortex sheet
U
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
winding sheet
U
کفن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com