Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
principle of validity
U
اصالت الصحه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
validity
U
سندیت
validity
U
بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه
validity
U
صحت دستور یا کلمه رمز
validity
U
اعتبار
validity
U
تایید تصدیق
validity
U
تنفیذ
validity
U
درستی
validity
U
صحت
validity
U
صحت اعتبار
validity
U
نفوذ قوت قانونی معتبر بودن
consensual validity
U
اعتبار وفاقی
concurrent validity
U
اعتبار همزمان
validity check
U
مقابله اعتبار
validity check
U
بررسی اعتبار
validity coefficient
U
ضریب اعتبار
validity criterion
U
ملاک اعتبار
validity index
U
شاخص اعتبار
validity of a contract
U
اعتبار قرارداد
construct validity
U
اعتبار سازه
content validity
U
اعتبار محتوا
item validity
U
اعتبار پرسش
predictive validity
U
اعتبار پیش بین
factorial validity
U
اعتبار عاملی
face validity
U
اعتبار صوری
external validity
U
اعتبار برونی
discriminant validity
U
اعتبار افتراقی
differential validity
U
اعتبار افتراقی
test validity
U
اعتبار ازمون
validity of contract
U
صحت قرارداد
validity of the credit
U
معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
convergent validity
U
اعتبار همگرا
in principle
U
اصولا
in principle
U
بطور کلی
principle
U
سرچشمه
principle
U
اخلاقی کردن
principle
U
معتقد باصول ومبادی کردن
principle
U
اصل علمی
principle
U
اصل اخلاقی
principle
U
حقیقت مبادی واصول
principle
U
اصل
principle
U
قاعده کلی مرام
principle
U
اصلی
principle
U
قاعده
principle
U
قانون علمی
of same principle
U
هم مسلک
on principle
U
از لحاظ قیود اخلاقی
principle
U
مرام اخلاقی قاعده کلی
principle
U
مسلک
mutiplier principle
U
اصل ضریب تکاثر
overload principle
U
اصل اضافه باری
pay as you go principle
U
اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
principle of exclusion
U
در مورد کالاهای خصوصی
principle of exclusion
U
اصل محرومیت
postremity principle
U
اصل پس ایندی
principle axis
U
محور اصلی
premack principle
U
اصل پریماک
principle of exclusion
U
اصل ممنوعیت
principle of intimacy
U
اصل بهم بستگی
principle of permissibility
U
اصالت الجواز
zeising principle
U
اصل زای زینگ
well-ordering principle
U
اصل خوش ترتیبی
[ریاضی]
principle of superposition
U
اصل بر هم نهی
uncertainty principle
U
اصل عدم قطعیت
uncertainty principle
U
اصل نایقینی
transitivity principle
U
بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
transitivity principle
U
اصل سرایت پذیری
reversibility principle
U
اصل برگشت پذیری
reorganization principle
U
اصل بازارایی
relativity principle
U
اصل نسبیت
reality principle
U
اصل واقعیت
rational principle
U
اصول عقلیه
principle point
U
مبداء اصلی
superposition principle
U
اصل بر هم نهی
transitivity principle
U
اصل تعدی
variational principle
U
اصل تغییر
benefit principle
U
اصل انتفاع
exclusion principle
U
اصل انحصار
exclusion principle
U
اصل مستثنی کردن
exclusion principle
U
اگر بتوان مانع استفاده کالا توسط کسانی که حاضر بپرداخت هزینه
exclusion principle
U
کالا نیستندشد
exclusion principle
U
درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی
principle of duality
U
اصل دوگانگی
exclusion principle
U
است
archimedes's principle
U
اصل ارشمیدس
action principle
U
اصل کنش
equipartition principle
U
اصل هم بخشی
energy principle
U
اصل انرژی
avogadro's principle
U
قانون اووگادرو
correspondence principle
U
اصل توافق
correspondence principle
U
اصل همخوانی
correspondence principle
U
اصل تنافر
avegadro's principle
U
قانون اووگادرو
availability principle
U
اصل دسترسی پذیری
duality principle
U
اصل دوگانگی
aufbau principle
U
اصل بناگذاری
exclusion principle
U
اصل طرد
fusion principle
U
اصل ترکیبات جوش خورده
mutiplier principle
U
اصل ضریب بهم فزاینده
multiplier principle
U
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
le chatelier's principle
U
اصل لوشاتلیه
kinesiological principle
U
اصول حرکت شناختی بدن
intimacy principle
U
اصل تعلق
huygen's principle
U
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
indeterminacy principle
U
اصل عدم قطعیت
hedonistic principle
U
اصل لذت گرائی
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
acceleration principle
U
اصل شتاب
acceleration principle
U
براساس این اصل سرمایه گذاری متناسب است با تغییرات تولید که بارابطه زیر بیان می گردد : Y * A = I
functional principle
[Technology]
U
کارکرد
von domarus principle
U
اصل فون دوماروس
diagram of weaving principle
U
تصویرطرزبافت
functional principle
[Technology]
U
عاملیت
berthlot thomson principle
U
اصل برتلو- تامپسون
bohr's correspondence principle
U
اصل تنافر
bohr's correspondence principle
U
اصل همخوانی
principle of criminal procedure
U
اصول محاکمات جزائی
principle of civil litigation
U
ایین دادرسی مدنی
principle of civil litigation
U
اصول محاکمات مدنی
principle energy level
U
تراز انرژی اصلی
image shearing principle
U
اصول برش تصویر
pleasure pain principle
U
اصل لذت و درد
pauli fermi principle
U
اصل پاولی- فرمی
pauli exclusion principle
U
اصل طرد پاولی
principle quantum number
U
عدد کوانتومی اصلی
principle of criminal procedure
U
ایین دادرسی کیفری
principle of equal advantage
U
اصل مزیت برابر
building block principle
U
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
combining volumes principle
U
اصل ترکیب حجمی
counter current principle
U
اصول جریان متقابل
principle of separation of powers
U
اصل تفکیک قوا
principle of miximum overlap
U
اصل حداکثر همپوشانی
principle of microscopic reversibility
U
اصل برگشت پذیری میکروسکوپی
heisenberg uncertainty principle
U
اصل عدم قطعیت
principle of equipartition of energy
U
اصل همبخشی انرژی
ritz rydbergy combination principle
U
اصل ترکیب ریتس- ریدبرگ
ability to pay principle of taxation
U
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com