Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
presumption of fraud
U
احتمال تقلب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fraud
U
فریب
fraud
U
غبن
fraud
U
گول
fraud
U
احتیال
fraud
U
تدلیس جزائی تدلیس مدنی
fraud
U
تقلب کلاهبرداری
fraud
U
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
fraud
U
پور درآوردن با کلک زدن به مردم یا دروغ گفتن به آنها
fraud
U
کلاهبرداری کلاهبردار
fraud
U
حیله
fraud
U
کلاه برداری
fraud
U
تقلب
fraud
U
فن
fraud
U
گوش بر شیاد
fraud
U
کلاهبرداری
fraud
U
سوء استفاده
fraud
U
حیله کلاهبرداری
constructive fraud
U
منظورعملی است که به اعتبارقانون خاص عنوان کلاهبرداری بافته و از این نظر از کلاهبرداری واقعی وارادی متمایز است
guilty of fraud
U
محکوم به علت کلاهبرداری
option of fraud
U
خیار تدلیس
gross fraud
U
غبن فاحش
pious fraud
U
حیلهای که به دستاویزمذهبی برای مقاصد پیک مذهبی بکسی بزنند
statute of fraud
U
قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
constructive fraud
U
کلاهبرداری اعتباری
It was all a fraud ( gimmeck ) .
U
تمامش کلاهبرداری بود
presumption
U
تصور
the presumption is that
U
فن قوی انست که
presumption
U
استنباط گستاخی
presumption
U
اماره
presumption
U
فن قوی قرینه
presumption
U
جسارت
presumption
U
فرض
presumption
U
استنباط
presumption
U
احتمال
Cheating( fraud) does not pay ( prosper).
U
تقلب عاقبت ندارد
presumption of law
U
فرض قانونی
presumption of law
U
استنباط قانونی
presumption of innocence
U
فرض برائت درامور جزائی
presumption of innocence
U
اصل برائت
presumption of survivorship
U
فرض تاخر موت
presumption of fact
U
استنباط از روی امارات
presumption of survivorship
U
فرض زنده بودن پس از مرگ دیگری
rebuttable presumption
U
فرض قانونی قابل انکار
presumption of death
U
فرض موت
presumption of death
U
موت فرضی
presumption of clearance
U
فرض برائت درامور مدنی
presumption of clearance
U
اصل برائت
violent presumption
U
فن قوی
violent presumption
U
فن غالب
presumption hominis
U
قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
The presumption of innocence applies.
U
فرض برائت صدق می کند.
conclusive or irrebuttable presumption
U
فرض قانونی غیر قابل انکار
presumption of the death decree
U
حکم موت فرضی
presumption of death decree
U
حکم موت فرضی
presumption juris tantum
U
قرینه کافیه
presumption juris tantum
U
اماره قضایی
presumption juris et de jure
U
قرینه قویه
presumption juris et de jure
U
اماره قانونی
legal presumption of continuity
U
استصحاب
it wasa mere presumption
U
فرض محض بود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com