Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pressure sensitive keyboard
U
صفحه کلید حساس به فشار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pressure sensitive pen
U
قلم حساس به فشار
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
اعمال فشار کردن
sensitive
U
آنچه حتی تغییرات کوچک را هم احساس میکند
sensitive
U
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
sensitive
U
مهم
sensitive
U
دارای حساسیت
sensitive
U
نفوذ پذیر
sensitive
U
حساس
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
sensitive zone
U
منطقه حساس
sensitive plant
U
گیاه حساس
case sensitive
U
حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
sensitive plant
U
حساسه
sensitive clay
U
رس حساس
sensitive to light
U
حساس نسبت به روشنایی
coloring sensitive
U
حساسیت رنگ
sensitive to corrosion
U
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
context sensitive
U
حساس نسبت به متن
light sensitive
U
با حساسیت نوری
context sensitive help
U
کمک حساس به قرینه
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص تیر کمانه
keyboard port
U
قسمتاتصالصفحهکلید
keyboard buffer
U
بافر صفحه کلید
treble keyboard
U
صدایزیرصفحهکلید
keyboard terminal
U
صفحه کلیدی شبیه به دستگاه ماشین تحریر که اجازه میدهد تا اطلاعات به درون یک سیستم کامپیوتری وارد شود
bass keyboard
U
صفحهدکمهباس
keyboard buffer
U
حافظه موقت صفحه کلید
keyboard layout
U
جانمایی صفحه کلید
keyboard enirv
U
دخول صفحه کلیدی
azerty keyboard
U
روشن قرار دادن کلیدها روی صفحه کلید که خط اول AZERTY آغاز میشود
keyboard template
U
الگوی صفحه کلید
keyboard perforator
U
سوراخ کن صفحه کلیدی
pedal keyboard
U
صفحهکلیدپدال
keyboard layout
U
طرح صفحه کلید
alphanumeric keyboard
U
صفحه کلید الفماری
membrance keyboard
U
صفحه کلید غشایی
dvorak keyboard
U
صفحه کلید دووراک
dvorak keyboard
U
طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
detachable keyboard
U
صفحه کلید جداشدنی
membrane keyboard
U
احساس کننده فشار را فعال میکند
membrane keyboard
U
صفحه کلیدی که از صفحه پلاستیکی نازک با کلیدهای روی آن تشکیل شده است . وقتی کاربر روی کلید پردازش میکند
blind keyboard
U
صفحه کلیدی که خروجی آن نشان داده نمیشود ولی مستقیماگ روی نوار یا دیسک مغناطیسی ضبط میشود
qwerty keyboard
U
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
locked up keyboard
U
صفحه کلید قفل شده
numeric keyboard
U
صفحه کلید عددی
membrance keyboard
U
صفحه کلید صاف
maltron keyboard
U
یک نوع طرح صفحه کلید که امکان سرعتهای بلقوه بیشتری را ارئه داده ویادگیری ان نسبت به طرح سنتی Qwerty اسانتر میباشد
tactile keyboard
U
صفحه کلید لمسی
youch sensitive screen
U
صفحه حساس به تماس
touch sensitive display
U
صفحه نمایش حساس لمسی
case sensitive search
U
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
touch sensitive panel
U
صفحه حساس به تماس
a sensitive subject
[topic]
U
موضوعی حساس
touch sensitive tablet
U
تابلو حساس به تماس
context sensitive help key
U
کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
light sensitive layer
U
لایه یا قشر حساس در برابرنور
light sensitive cell
U
سلول حساس در برابر نور
light sensitive resistor
U
مقاومت حساس در برابر نور
programmable function keyboard
U
صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
keyboard to tape unit
U
واحد صفحه کلید به نوارمغناطیسی
keyboard to disk system
U
سیستم صفحه کلید به دیسک
keyboard to tape system
U
سیستم صفحه کلید به نوار
keyboard to disk unit
U
واحد صفحه کلید به دیسک
keyboard send receive
U
صفحه کلید ارسال- پذیرش
keyboard printing telegraph
U
تلگراف ثبات تکمهای
He is jealous . He is sensitive on matters of honor .
U
غیرتی است
f.pressure
U
فشارمایع
pressure
U
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure
U
مشقت
pressure
U
فشردن مضیقه
pressure
U
سنگین
pressure
U
بار
pressure
U
فشار هوا
pressure from outside
U
فشار از بیرون
[خارج]
pressure
U
فشار
pressure cook
U
دردیگ زودپزپختن
pressure casting
U
قطعه ریخته گری فشاری
pressure fraction
U
کسر فشاری
pressure cabin
U
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure front
U
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure cabin
U
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure breathing
U
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure face
U
سمت فشار
pressure drop
U
افت فشار
pressure device
U
عامل فشاری مین
mean effective pressure
U
فشار موثر متوسط
pressure device
U
ماسوره فشاری
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pressure curve
U
خم فشار
pressure cook
U
دیگ زودپز
pressure curve
U
منحنی فشار
pressure cook
U
تحت فشار پختن
pressure gauge
U
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure balance
U
فشارسنج
low pressure
U
سهل العبور
low pressure
U
منطقه کم فشار
partial pressure
U
فشار جزئی
partial pressure
U
فشار جرئی یا سهمی
oil pressure
U
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
manifold pressure
U
فشار گازگاه
oil pressure
U
فشارسنج روغن
molding pressure
U
فشار قالب
low pressure
U
فشار خفیف
low pressure
U
فشار کم
pressure altitude
U
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
osmotic pressure
U
فشار اسمزی
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
pore pressure
U
فشار درونی
pitot pressure
U
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
piston pressure
U
فشار پیستون
loss of pressure
U
افت فشار
partial pressure
U
فشار جزیی
molding pressure
U
فشار پرس
wind pressure
U
فشار باد
wheel pressure
U
فشار چرخ
wave pressure
U
فشار حاصل از موج
water pressure
U
فشار اب
vapour pressure
U
فشار بخار اب
vapor pressure
U
فشار بخار
vapor pressure
U
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
uplift pressure
U
فشار بالابرنده
total pressure
U
فشار کل
to bear pressure upon
U
فشار اوردن بر
tire pressure
U
فشار هوای لاستیک
systolic pressure
U
فشارخون انقباضی
swelling pressure
U
فشار در اثر ازدیاد حجم
pressure cookers
U
دیگ زودپز
pressure bar
U
قسمتفشار
pressure change
U
تغییراتفشار
to be under deadline pressure
U
عجله داشتن
pressure of time
U
فشار زمانی
time pressure
U
فشار زمانی
partial pressure
U
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
He always works best under pressure .
U
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
The pressure of the atmosphere
U
فشار جو ؟( اتمسفر )
water under pressure
U
آبتحتفشار
pressure vessel
U
فشار
pressure vessel
U
فرف
pressure tube
U
لولهفشار
pressure screw
U
پیچفشرده
pressure plate
U
صفحهنگهدار
pressure dial
U
درجهفشار
pressure control
U
کنترلفشار
static pressure
U
فشار ایستایی
static pressure
U
فشار ثابت هوا
pressure surface
U
سطح فشار
pressure suit
U
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
sense of pressure
U
حس فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressure regulator
U
شیر فشار شکن
pressure regulator
U
شیر تنظیم
pressure points
U
نقطههای گیرنده فشار
pressure of speech
U
فشار تکلم
pressure lubrication
U
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure lamp
U
چراغ تلمبهای
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pressure head
U
ارتفاع فشار
pressure gradient
U
گرادیان فشار
pressure gaverner
U
تنظیم کننده فشار
pressure gaverner
U
ناطم فشار
pressure surface
U
سطح پیزومتریک
pressure sweeping
U
روبیدن فشاری
pressure taping
U
انشعاب فشار سنجی
starting pressure
U
فشار استارت
sound pressure
U
فشار صوت
social pressure
U
فشار اجتماعی
reservoir pressure
U
فشار مخزن
reduced pressure
U
فشار کاهیده
reacted pressure
U
فشار واکنش شده
radiation pressure
U
فشار تشعشع
pulse pressure
U
فشار نبض
pressure welding
U
جوشکاری فشاری
pressure welding
U
جوش فشاری
pressure weldable
U
قابل جوشکاری فشاری
pressure weld
U
جوش دادن فشاری
pressure wave
U
موج فشار
pressure transducer
U
مبدل فشار
pressure tendency
U
گرایش فشار
pressure gauge
U
فشارسنج
external pressure
U
فشار برونی
differential pressure
U
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
diastolic pressure
U
فشار دیاستولی
diastolic pressure
U
فشار خون انبساطی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
pressure group
U
گروه فشار
critical pressure
U
فشار بحرانی
contact pressure
U
فشار تماس
contact pressure
U
فشار تماسی
constant pressure
U
فشار ثابت
compression pressure
U
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
collapse pressure
U
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
centre of pressure
U
مرکز فشار
center of pressure
U
مرکز فشار
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
direct pressure
U
فشار مستقیم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com