English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pressure equalized addition funnel U قیف افزایشی متعادل کننده فشار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
equalized U مساوی کردن
equalized U معادل کردن .
equalized U مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalized U مساوی یاهم شکل کردن
equalized U تعدیل
equalized U همسانی
equalized U متحدالشکل کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure . U فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . U اعمال فشار کردن
funnel U دودکش ناو
funnel U باریک شدن
funnel U شکل قیفی داشتن
funnel U بادگیر
funnel U قیف
funnel U دودکش
funnel U عضو یااندام قیفی شکل
tapped funnel U قیف شیردار
collecting funnel U قیفدریافت
powder funnel U قیف گرد
buchner funnel U قیف بوخنر
separatory funnel U قیف جداکننده
dropping funnel U قیف چکاننده
separatory funnel U قیف استخراج
in addition to <prep.> U به علاوه
in addition to <prep.> U به اضافه
in addition <adv.> U گذشته از این
in addition <adv.> U وانگهی
in addition <adv.> U بعلاوه
in addition <adv.> U علاوه بر این
in addition <adv.> U در ضمن
in addition <adv.> U از این گذشته
addition U جمع
addition U اسم اضافی ضمیمه
addition U لقب متمم اسم
addition U اضافه
addition U افزایش
in addition <adv.> U اضافه بر این
addition ترکیب چند ماده با هم
addition U عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
in addition <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
addition U عمل جمع بدون بیت یا کلمه نقلی
addition U عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود
addition U رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
addition U زمانی که طول می کشد تا جمع کننده عمل جمع را انجام دهد
addition record U رکورد اضافی
addition theorem U قضیه جمع پذیری
addition agent U ماده افزودنی
electrophilic addition U افزایش الکترون دوستی
antimarkovinkoff addition U افزایش غیر مارکونیکوفی
destructive addition U عمل جمع که در آن نتیجه روی یکی از عملوندها نوشته میشود یعنی دوباره نویسی صورت می گیرد
addition reaction U واکنش افزایشی
addition polymerization U بسپارش زنجیری
addition polymerization U بسپارش افزایشی
addition agent U عامل افزودنی
addition table U جدول افزایشی
addition polymer U بسیار افزایشی
addition resin U بسیار افزایشی
addition compound U ترکیب افزایشی
michael addition reaction U واکنش افزایشی مایکل
cis addition reaction U واکنش افزایشی سیس
oxidative addition reaction U واکنش افزایشی اکسایشی
free radical addition U افزایش رادیکالی
ether catalyzed addition U افزایش با کاتالیزگری اتر
addition elimination reaction U واکنش افزایشی- حذفی
markovnikoff addition reaction U واکنش افزایشی مارکونیکوف
pressure U بار سنگین مصائب وسختیها
pressure U فشار
pressure U مشقت
f.pressure U فشارمایع
pressure U فشردن مضیقه
pressure U بار
pressure U سنگین
pressure U فشار هوا
pressure from outside U فشار از بیرون [خارج]
pressure curve U خم فشار
pressure hull U بدنه ضد فشار
pressure cook U دیگ زودپز
pressure cook U دردیگ زودپزپختن
pressure lubrication U دستگاه روغنکاری فشاری
pressure of speech U فشار تکلم
pressure cook U تحت فشار پختن
pressure curve U منحنی فشار
pressure device U ماسوره فشاری
pressure gaverner U تنظیم کننده فشار
pressure lamp U چراغ تلمبهای
pressure gradient U گرادیان فشار
pressure gauge U فشارسنج
pressure gauge U فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure front U جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure fraction U کسر فشاری
pressure face U سمت فشار
pressure head U ارتفاع فشار
pressure drop U افت فشار
pressure device U عامل فشاری مین
pressure gaverner U ناطم فشار
pressure casting U قطعه ریخته گری فشاری
pressure cabin U بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
oil pressure U دستگاه اندازه گیری فشار روغن
oil pressure U فشارسنج روغن
molding pressure U فشار پرس
molding pressure U فشار قالب
mean effective pressure U فشار موثر متوسط
manifold pressure U فشار گازگاه
low pressure U منطقه کم فشار
low pressure U سهل العبور
pressure gage U فشارسنج
low pressure U فشار خفیف
low pressure U فشار کم
loss of pressure U افت فشار
lateral pressure U فشار جانبی
osmotic pressure U فشار اسمزی
partial pressure U فشار جرئی یا سهمی
pressure cabin U هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure breathing U تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure balance U فشارسنج
pressure altitude U ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure adjustment U تنظیم فشار
pressure above the atmosphere U فشار بالای جو
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pore pressure U فشار درونی
pitot pressure U فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
piston pressure U فشار پیستون
partial pressure U فشار جزیی
partial pressure U فشار جزئی
kinetic pressure U فشار سینتیک
pressure change U تغییراتفشار
pressure bar U قسمتفشار
pressure sweeping U روبیدن فشاری
pressure cookers U دیگ زودپز
wind pressure U فشار باد
wheel pressure U فشار چرخ
wave pressure U فشار حاصل از موج
water pressure U فشار اب
vapour pressure U فشار بخار اب
vapor pressure U فشار بخار
vapor pressure U فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
uplift pressure U فشار بالابرنده
pressure control U کنترلفشار
pressure dial U درجهفشار
pressure plate U صفحهنگهدار
to be under deadline pressure U عجله داشتن
pressure of time U فشار زمانی
time pressure U فشار زمانی
partial pressure U [فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
He always works best under pressure . U اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
The pressure of the atmosphere U فشار جو ؟( اتمسفر )
water under pressure U آبتحتفشار
pressure vessel U فشار
pressure vessel U فرف
pressure tube U لولهفشار
pressure screw U پیچفشرده
total pressure U فشار کل
pressure weldable U قابل جوشکاری فشاری
pressure weld U جوش دادن فشاری
pressure wave U موج فشار
pressure transducer U مبدل فشار
pressure tendency U گرایش فشار
pressure taping U انشعاب فشار سنجی
pressure surface U سطح پیزومتریک
pressure surface U سطح فشار
pressure suit U لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
sense of pressure U حس فشار
pressure sense U حس فشار
pressure regulator U شیر فشار شکن
pressure regulator U شیر تنظیم
pressure welding U جوش فشاری
pressure welding U جوشکاری فشاری
pulse pressure U فشار نبض
to bear pressure upon U فشار اوردن بر
tire pressure U فشار هوای لاستیک
systolic pressure U فشارخون انقباضی
swelling pressure U فشار در اثر ازدیاد حجم
static pressure U فشار ایستایی
static pressure U فشار ثابت هوا
starting pressure U فشار استارت
sound pressure U فشار صوت
social pressure U فشار اجتماعی
reservoir pressure U فشار مخزن
reduced pressure U فشار کاهیده
reacted pressure U فشار واکنش شده
radiation pressure U فشار تشعشع
pressure points U نقطههای گیرنده فشار
internal pressure U فشار درونی
excess pressure U فشار اضافی
diastolic pressure U فشار خون انبساطی
deflationary pressure U فشار ضدتورمی
deflationary pressure U فشار انقباضی
axial pressure U فشار مرکزی
contact pressure U فشار تماس
contact pressure U فشار تماسی
constant pressure U فشار ثابت
compression pressure U فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
collapse pressure U حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
centre of pressure U مرکز فشار
center of pressure U مرکز فشار
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
brush pressure U فشار زغال
diastolic pressure U فشار دیاستولی
differential pressure U اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com