Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
preliminary works
U
کارهای مقدماتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
preliminary
U
دور مقدماتی
preliminary
U
مقدماتی
preliminary
U
ابتدائی
preliminary
U
امتحان مقدماتی
preliminary
U
ابتدایی
preliminary
U
مقدمات مقدماتی
preliminary
U
اولیه
preliminary
U
استانهای
preliminary design
U
طرح مقدماتی
preliminary agreement
U
قولنامه
preliminary treatment
U
عملیات مقدماتی
preliminary test
U
ازمایش مقدماتی
preliminary school
U
مدرسه ابتدائی
preliminary negotiations
U
مذاکرات مقدماتی
preliminary investigation
U
پیش جستار
preliminary investigation
U
بررسی مقدماتی
preliminary expenses
U
هزینههای مقدماتی
preliminary budget
U
بودجه ابتدائی
preliminary budget
U
بودجه مقدماتی
preliminary expenses
U
هزینههای ابتدائی
an informal preliminary
U
property real of forpurchase agreement قولنامه
preliminary budget forecast
U
پیش بینی مقدماتی بودجه
if it works
U
اگر بشه
he works better
U
او بهتر کار میکند
if it works
U
اگر این کار با موفقیت انجام شود
ex works
U
تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
ex works
U
یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
in the works
<idiom>
U
درتدارک
works
U
کارخانه
gas works
U
کارخانه تولید گاز
sewage works
{sg}
U
تصفیه خانه فاضلاب
He always works best under pressure .
U
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
sewage works
U
استفادهازفاضلاببهعنوانکود
works superintendent
U
مدیر کارخانه
works inspector
U
بازرس کارخانه
temporary works
U
کارهای موقت
Construction works .
U
عملیات ساختمانی
salt works
U
کارخانه نمک سازی
shoot the works
<idiom>
U
از هیچ تلاشی مضایقه نکردن
works inspector
U
بازرس کارگاه
He works as engineer.
U
او
[مرد]
به عنوان مهندس کار می کند.
poetical works
U
اثارمنظوم
engineering works
U
کارخانه ماشین سازی
emergency works
U
کارهای اضطراری
dye works
U
کارخانه رنگ سازی
clerk of the works
U
استادکار
public works
U
امورعام المنفعه
clerk of the works
U
سرکارساختمانی
public works
U
فواید عامه
public works
U
کارهای ساختمانی همگانی
civil works
U
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
apple works
U
اپل ورکس
brick works
U
اجر سازی
gas works
U
کارخانه گاز
public works
U
تاسیسات عام المنفعه
incidental works
U
کارهای اتفاقی
poetical works
U
اثار شعری
poetical works
U
دیوان شعر
plaster works
U
گچبری
plaster works
U
گچکاری
miscellaneous works
U
کارهای مختلف
works of art
U
اثرهنری
microsoft works
U
مایکروسافت ورکس
lime works
U
اهکپزی
lead works
U
کارخانه سرب گدازی
works of art
U
کار هنری
brick works
U
اجر پزی
The works include 4 volumes.
U
این کتاب چهار جلد است.
balance earth works
U
یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
He works in the production section .
U
درقسمت تولید کار می کند
mintster of public works
U
وزیرکارهای عمومی
mintster of public works
U
وزیر فوائدعامه
iron and steel works
U
ذوی اهن و فولاد
gas works tar
U
قطران کارخانه گاز
road works ahead
U
جادهدردستاحداثاست
civil engineering works
U
بناهای مهندسی ساختمانهای مهندسی ساز
A series of city improvement works.
U
یکرشته کارهای عمرانی شهری
He works day and night (round the clock).
U
روز وشب کارمی کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com