Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
power slide
U
لغزش به کنار در پیچ مسیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
power-off/slide-select bar
U
دکمهاتخابگراسلاید
Other Matches
hunger for power
[craving for power]
U
میل شدید به قدرت
slide
U
لیزخوردن ازپهلو
slide
U
حرکت از پهلو
slide
U
غلاف متحرک
slide in
U
کشویی
slide
U
طوقه لغزنده
slide
U
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slide
U
حرکت به آرامی روی یک سطح
slide in
U
توسراندنی
slide
U
خط کش
slide
U
ریل لغزنده سرسره
slide
U
صفحه لغزنده چهارچوب
slide
U
سراشیبی ریزش
slide
U
سرسره
slide
U
سرازیری
slide
U
کشو
slide
U
اسباب لغزنده
slide
U
لغزش
slide
U
سورتمه
slide
U
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
slide
U
سرخونده
slide
U
پس وپیش رونده
slide
U
لغزیدن
slide
U
سریدن
slide
U
سر سراندن
slide
U
سرسره گهواره توپ
slide
U
اسلاید
slide plate
U
صفحهلغزان
slide projector
U
برنامهاسلاید
to slide to the side
U
به آنطرف سریدن
back slide
U
شناورشدن روی اب به پشت با بازوهای چسبیده به بدن وحرکت به عقب با فشار پا
slide-bar
U
مانعسرخوردن
slide mount
U
شیشهرویاسلاید
slide magazine
U
جعبهاسلاید
bottom slide
U
لغزنده زیرین
adjustment slide
فلز متحرک
cross slide
U
کشوی لغزنده عرضی
entrance slide
U
سراشیبیورودی
glass slide
U
اسلایدشیشهای
control slide
U
غلتگاه کنترل
control slide
U
کشوی کنترل
second valve slide
U
دومیندریچهسرنده
slide chair
U
مقرغلافمتحرک
back slide
U
منحرف شدن از مسیر
back slide
U
لغزش به عقب
third valve slide
U
سومیندریچهسرنده
slide rules
U
خط کش محاسبه
tuning slide
U
دریچهتولیدآهنگ
slide
[for children]
U
سورتمه
[سرسره ]
[در برف]
slide rules
U
خط کش مهندسی
slide rules
U
خط کش ریاضی
slide rule
U
خط کش ریاضی
slide rule
U
خط کش مهندسی
slide rule
U
خط کش محاسبه
variable slide
U
طول عقب نشینی متغیر
first valve slide
U
اولیندریچهسرنده
slide valve
U
سوپاپ متحرک
operating slide
U
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
slide valve
U
دریچه متحرک
slide valve
U
دریچه کشویی
slide valve
U
دریچه متحرکی که باز وبسته میشود
slide slip
U
سردادن هر دو اسکی با هم ازپهلو
slide wire
U
سیم لغزان
slide show
U
نمایش اسلاید
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
slide chasse
U
حرکت با یک پا بجلو و فشار
slide aperture
U
شکاف درجه
left slide
U
حرکت موج سوار روی موج بسمت چپ روبرو ساحل
cutter slide
U
لغزنده فرز
slide rule dial
U
صفحه مدرج خط کش محاسبهای
slide show package
U
بسته نمایش اسلاید
slide wire bridge
U
پل ویتستن لغزان
slide wire potentiometer
U
پتانسیومتر با سیم لغزان
nautical slide rule
U
خط کش محاسبه دریایی
forward slide change
U
تعویضاسلایدجلویی
reverse slide change
U
تعویضاسلایدوارونه
azimuth adjustment slide rule
U
خط کش محاسبات تنظیم گرا
power saw
U
دستگاه اره
power down
U
قطع برق خاموش کردن
power down
U
قطع نیرو
power saw
U
اره ماشینی
power
[over somebody/something]
U
قدرت
[ بر کسی یا چیزی]
power on
U
روشن کردن
power i
U
طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power 0
U
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
p in power to do something
U
عدم نیروبرای کردن کاری
outside power
U
جریان خارجی
power up
U
برق
power up
U
روشن کردن
will-power
U
تصمیم
will power
<idiom>
U
قدرت
will to power
U
قدرت خواهی
e. power
U
قوه مجریه
e. power
U
نیروی اجرایی
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
will-power
U
قدرت اراده
useful power
U
توان مفید
useful power
U
قدرت مفید
will-power
U
اراده
i did all in my power
U
انچه در توانم بود کردم
in power
U
صاحب مقام
in power
U
دارای اختیارات
will-power
U
عزم راسخ
power
U
قوه
[ریاضی]
power
U
توان از دست رفته
power
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
U
نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power
U
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power
U
حذف توان کامپیوتر
power
U
حداکثر تلاش در کمترین زمان
power
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power
U
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power
U
خاموش کردن یک وسیله
power
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power
U
توان
[ریاضی]
to the power of
[three]
U
به توان
[سه]
[ریاضی]
power
U
توان برقی
power
U
نیرو
power
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
U
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
power
U
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power
U
دولت
power
U
دستگاه برقی
power
U
برقی
power
U
اقتدار و اختیار
power
U
راندن
power
U
قوه
power
U
مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power
U
توان
power
U
قدرت نیرو
power
U
شدت
power
U
توانایی
power
U
انرژی
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
power
U
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power
U
اقتدار سلطه نیروی برق
power
U
زور بکاربردن
power
U
برتری
power
U
قدرت
power
U
برق
power
U
زور
power
U
قوه یا توان
power
U
قدرت دیدذره بین
power
U
توان نیرو
power volleyball
U
والیبال قدرتی
power function
U
تابع توانی
power function
U
تابع قدرت
predictive power
U
قدرت پیش بینی
power hacksaw
U
اره کمانهای
power hacksaw
U
کمان اره
power head
U
سر موتور
power user
U
کاربر پیشرفته
power transformer
U
مبدل تغذیه
power transformer
U
ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission
U
انتقال انرژی
power transmission
U
انتقال قدرت
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power turret
U
برجک برقی
power unit
U
پیش راننده
power house
U
کارخانه برق
power function
U
این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function
U
تابع توان
power endurance
U
توان استقامت
rated power
U
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
reactive power
U
توان هرز
reactive power
U
توان غیر فعال
reactive power
U
توان واکنشی
power pack
U
دستگاه تنظیم برق
reactive power
U
توان راکتیو
real power
U
توان حقیقی
radiant power
U
شاره تابان
r f power supply
U
منبع توان بسامد رادیویی
tractive power
U
نیروی کشش
power fuel
U
سوخت
power forward
U
مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
pulling power
U
نیروی کشش
power forward
U
فوروارد قوی
power form
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power head
U
نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power factor
U
ضریب قدرت
power factor
U
ضریب توان
real power
U
توان موثر
power politics
U
سیاست جبر زور طلبی
power source
U
منبع قدرت
power spectrum
U
طیف توانی
power steering
U
فرمان خودکار
power stroke
U
مرحله قدرت
power structure
U
ساخت قدرت
power of the keys
U
اختیارات کلیسای پاپ
power supplay
U
منبع قدرت
power of reservation
U
حق نگهداری وذخیره کردن
power politics
U
سیاست زور
power outege
U
قطع قدرت
power shovel
U
بیل مکانیکی
power play
U
وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com