Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pool equipment
U
وسایل پارک موتوری
pool equipment
U
وسایل تعمیرگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mobile equipment pool
U
بنه متحرک افزارهای ویژه درسطح گروهان و گردان ودسته
Other Matches
pool
U
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool
U
شریک شدن باهم اتحادکردن
pool
U
تصحیلات اشتراکی
pool
U
دسته زبده وکارازموده
pool
U
عده کارمند اماده برای انجام امری
pool
U
منبع
pool
U
مخزن
pool
U
چاله اب
pool
U
سوراخ کردن
pool
U
سرمایهای که از سود چندشرکت فراهم میشود
pool
U
دوره
pool
U
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pool
U
تعمیرگاه
pool
U
پارک موتوری
pool
U
نقب زدن
pool
U
ائتلاف
pool
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pool
U
استخر
pool
U
ابگیر
pool
U
حوض
pool
U
برکه چاله اب
pool
U
کولاب
resting pool
U
حوضچه ارامش
storage pool
U
گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
paddling pool
U
استخرمصنوعیکوچکمخصوصبچهها
rock pool
U
استخرکوچک
pool rectifier
U
یکسوکننده مایعی
swimming pool
U
گرمابه
[با استخر]
motor pool
U
خودروگاه
buffer pool
U
تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
boat pool
U
حوضچه قایق
pool tool
U
حفاری با میله توپر
pool tool
U
میله زنی
pool rectifier
U
لامپ مایع
pool tube
U
لامپ مایع
condensation pool
U
استخرانقباض
motor pool
U
گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
motor pool
U
گاراژ
bottom of the pool
U
تهاستخر
motor pool
U
پارک موتوری
wading pool
U
استخر کودکان
pool ball
U
هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
pool cathode
U
کاتد مایع
gold pool
U
صندوق مشترک طلا
swimming pool
U
حمام
[با استخر]
swimming pool
U
استخر شنا
How deep is the swimming pool ?
U
گودی این استخر چقدر است ؟
grid pool tube
U
لامپ مایع شبکه دار
physical motor pool
U
پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
pill pool billiard
U
بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
olympic size pool
U
اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
normal pool level
U
تراز بهنجار مخزن
bumper pool billiard
U
بیلیارد روی میز کوچک با 2سوراخ درانتها
consolidated motor pool
U
خودروگاه تمرکزی خودروگاه عمومی یا مشترک
pool cathode tube
U
لامپ مایع
mercury pool tube
U
لامپ مایع
To pool resources to gether .
U
کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
straight pool billiard
U
بازی مداوم 1/41 بیلیاردکیسهای
mercury pool cathode
U
کاتد جیوهای
indoor swimming pool
U
استخر سر پوشیده
All members are entitled to use the swimming pool.
U
همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
Football pool
[British English]
U
قماربازی روی نتیجه بازی تیمهای فوتبال
equipment
U
ساز و برگ
equipment
U
وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
equipment
U
اثاثیه
equipment
U
لوازم
equipment
U
اثاثه
equipment
U
خطای سخت افزاری و نه نرم افزاری
equipment
U
تجهیز
equipment
U
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
equipment
U
تجهیزات
equipment
U
ساز وبرگ
equipment
U
دستگاه
sonic equipment
U
وسایل اوایی
extra equipment
U
متعلقات ویژه
telephone equipment
U
دستگاه تلفن
sonic equipment
U
وسایل اوازی
camping equipment
U
لوازم مخصوصاردو
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
test equipment
U
وسایل ازمایش
table of equipment
U
جدول ساز و برگ
telephone equipment
U
تجهیزات تلفن
sampling equipment
U
دستگاه نمونه گیر
nitriting equipment
U
تجهیزات ازت دهی
radar equipment
U
تجهیزات رادار
auxiliary equipment
U
تجهیزات کمکی
transfer equipment
U
تجهیزات
peripheral equipment
U
تجهیزات جنبی
two way telephone equipment
U
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
output equipment
U
تجهیزات خروجی
ventilating equipment
U
تجهیزات تهویه
x ray equipment
U
تجهیزات اشعه رونتگن
test equipment
U
دستگاه ازمایش لامپ
protective equipment
U
تجهیزات حفافتی
technical equipment
U
تجهیزات فنی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات اضافی
check out equipment
U
وسایل ازمایشگاهی
check out equipment
U
وسایل بازدید محل
control equipment
U
ابزار نظارت
control equipment
U
ابزار وارسی ابزار پایش
cryptoancillary equipment
U
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
deadlined equipment
U
لوازم و تجهیزات از کار افتاده
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
ancillary equipment
U
وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
ancillary equipment
U
equipment peripheral
ancillary equipment
U
تجهیزات پیرامونی
authentication equipment
U
وسایل تعیین معرف
authentication equipment
U
وسایل تعیین نشانی
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
auxiliary equipment
U
وسایل یدکی
auxiliary equipment
U
وسایل کمکی
auxiliary equipment
U
وسائل کمکی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
accessory equipment
U
وسایل یدکی
equipment bag
U
ساک دستی بازیگر
accessory equipment
U
تجهیزات یدکی
garage equipment
U
تجهیزات گاراژ
handling equipment
U
تجهیزات بار
equipment rack
U
پایهوسایل
honing equipment
U
تجهیزات سنگ زنی
equipment lock
U
قفلتجهیزات
equipment compartment
U
کوپهتجهیزات
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
extra equipment
U
تجهیزات اضافی
equipment reserve
U
ذخیره تجهیزاتی
equipment bay
U
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
equipment compatibility
U
همسازی تجهیزاتی
equipment failure
U
خرابی تجهیزاتی
mechanical equipment
U
تجهیزات مکانیکی
equipment logbook
U
دفتر تجهیزات
equipment logbook
U
دفترچه خدمتی تجهیزات
technical equipment compartment
U
قسمتوسایلتخصصی
precision measuring equipment
U
تجهیزات سنجش دقیق
error of measuring equipment
U
خطای وسیله اندازه گیری
[ریاضی]
I expended all my capital on equipment.
U
تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
ground airport equipment
U
تجهیزاتزمینیهواپیما
airborne intercept equipment
U
وسایل استراق سمع هوابرد
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
automobile radio equipment
U
رادیوی اتومبیل
heat treating equipment
U
تاسیسات عملیات حرارتی
fired process equipment
U
دستگاه خشک کن شعلهای
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
dust collection equipment
U
وسایل گردگیری
digital equipment corporation
U
سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
data terminal equipment
U
تجهیزات ترمینال داده
data communications equipment
U
تجهیزات ارتباطات داده ها
crushing and grinding equipment
U
دستگاههای خرد کننده
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
image conversion equipment
U
دستگاه مبدل تصویر
induction melting equipment
U
تجهیزات ذوب القائی
t parameter equipment circuit
U
مدار معادل به صورت " T "
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
paint spraying equipment
U
تجهیزات رنگ پاشی
original equipment manufacturer
U
سازنده تجهیزات اصلی
original equipment manufacturer
U
شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
oil reclamation equipment
U
تجهیزات احیا روغن
concrete vibrating equipment
U
ویبراتور بتن
mold making equipment
U
تجهیزات قالب سازی
mobile lubricating equipment
U
تجهیزات روغنکاری متحرک
core blowing equipment
U
تجهیزات دمیدن هسته
aviation life support equipment
U
وسایل حفظ جان مسافرین درپرواز سینه بند نجات
heating/air conditioning equipment
U
تهویه
heating/air conditioning equipment
U
وسائلگرمادهی
high frequency heating equipment
U
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
high tension bridge equipment
U
دستگاه ازمایش فشار قوی
table of organization and equipment (toe
U
جدول سازمان و تجهیزات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com