English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
point designation U شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
designation U تعیین
designation U تخصیص
designation U نقش
designation U سمت
designation U علامت
designation U معرفی
designation U عنوان یکان یاشخص معرف یکان
designation U اسم
designation U اسم یکان
aeronautical designation U کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
target designation U روش انتخاب هدف
target designation U سیستن انتخاب هدف
frequency designation U مشخص کردن فرکانس
ship designation U معرف ناو
ship designation U اسم ناو
designation system U سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
frequency designation U تعیین فرکانس
designation system U سیستم علامت گذاری
runway designation marking U خطتشخیصباندفرودگاه
point to point network U شبکه نقطه به نقطه
point to point line U خط نقطه به نقطه
point-to-point connection U اتصال نقطه به نقطه
0.42 [zero point four two] [zero point forty-two] [forty-two hundreths] U صفر ممیز چهار دو [ریاضی]
point U نقطه گذاری کردن
point U حد
point U جهت مرحله
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
point U درصد
point U محل شروع چیزی
point U محل مرکز
point U مقصود
point U اصل
point U پوینت
point U نقطه نوک
point U دماغه
point U نقط های در برنامه یا تابع که مجددا وارد میشود
point U نقط های در تخته مدار یا در نرم افزار که به مهندس امکان بررسی سیگنال یا داده را میدهد
point U نقط ه
point U که تقسیم بین واحد کامل و بخش کسری آنها
point U نقط های که تقسیم بین بیتهای عدد کامل و بخش کسری آنرا از عدد دودویی نشان میدهد
point U محل یا موقعیت
point U مرکز راس حد
point U محل
point four U رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
in point U بجا
in point U در خور
way point U ایستگاههای هوایی ایستگاههای اصلی عملیات هوانوردی
try for point U تلاش برای کسب امتیاز
to the point U بجا
to the point U مربوط بموضوع
to come to a point U باریک شدن
to come to a point U بنوک رسیدن
three point U فن 3 امتیازی کشتی
far point U برد بینایی
point to point U نقطه به نقطه
point to point U پروتکلی که اتصال شبکه آسنکرون
point to point U را پشتیبانی میکند و برای تامین ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه ICPIFP به کار می رود
in point U مناسب
zero point U نقطه صفر
point out <idiom> U توضیح دادن
come to the point <idiom> U به نکتهاصلی رسیدن
beside the point <idiom> U مسائل حاشیهای
let point U امتیازی که بخاطر مداخله حریف به رقیب او داده میشود
The point is that… U چیزی که هست
off the point U بدون اینکه وابستگی داشته باشد
off the point U بطور نامربوط
off the point U بطور بی ربط
point four U اصل چهار
point four U چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
zero point U نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
point to point U 1-اتصال مستقیم بین دو وسیله . 2-شبکه ارتباطی که در آن هر گره مستقیما به سایر گره ها وصل هستند
on the point of going U در شرف رفتن
the point is U اصل مطلب این است
point U نوک
point U سر
point U نقطه
point U نکته
point U نشان میدهد
to let it get to that point U اجازه دادن که به آنجا [موقعیتی] برسد
point U ماده اصل
point U موضوع
point U جهت
point U درجه امتیاز بازی
point U نمره درس پوان
point U هدف
not to point U بیرون از موضوع
to point to something U به چیزی اشاره کردن
to point to something U به چیزی متوجه کردن
Now he gets the point! <idiom> U دوزاریش حالا افتاد! [اصطلاح]
not to point U پرت بیجا
off to a point U باریک شده نوک پیدامیکند
not to the point U خارج از موضوع
point U ممیز [در کسر اعشاری] [ریاضی]
near point U نقطه نزدیک
One point for you. U یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
point U مسیر
point U سب زدن به دایرههای مختلف هدف از 01 به پایین
point U اشاره کردن
point U امتیاز
point U راس
point U رسد نوک
point U هدف گیری کردن
point U نشانه روی کردن
point U به سمت متوجه کردن
point U قطبهای باطری یاپلاتین
point U باریک کردن
point U نقطه گذاری کردن ممیز
point U متوجه ساختن
point U نوکدار کردن
point U نوک گذاشتن
point U گوشه دارکردن
point U تیزکردن
point U پایان
point U خاطر نشان کردن
point U مرحله قله
point U نشان دادن
norm point U نقطه احتمالی فرود در پرش
point protector U سرمداد
point of no return U نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
point of presence U شماره دستیابی تلفن برای تامین کننده سرویس که برای اتصال به اینترنت از طریق مودم به کار می رود
point protector U چیزی که نوک مدادراپوشانده ازشکستن حفظ میکند
point race U مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
nodal point U نقطه گرهی
point of loading U نقطه بارگیری
point of regard U نقطه دید
object point U سمت مورد توجه
point of support U نقطه اتکا
null point U نقطه صفر
point of support U تکیه گاه
point of symmetry U نقطه تقارن
point of sight U نقطه دید
symmetry point U نقطه تقارن
point of tow U نقطه یدک ناو یا قایق
point of sale U محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
point of weld U نقطه جوش
point of sale U سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
point particle U ذره نقطهای
point plotting U رسم نقطه
point of intersection U نقطه تلاقی
point operation U عمل نقطهای
point scale U مقیاس امتیازی
projection of a point U تصویر نقطه
projection of a point U خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
projection of a point U خط مصور
pull up point U نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
quiescent point U نقطه استراحت
radix point U ممیز
radix point U نقطه مبنا
radix point U نقطه ممیز
rear point U قسمت نوک عقب دار
rear point U اخرین قسمت عقب دار
reentry point U نقطه باز گذشت
reentry point U نقطه بازگشت
reference point U نقطه مبنا
reference point U نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
principle point U مبداء اصلی
neutral point U نقطه نول
point size U اینچ
point size U برای اندازه گیری نوع یا متن
point spread U امتیاز قابل انتظار
point style U شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
point system U شرط بندی براساس امتیاز
point target U هدف کوچک
point target U اماج نقطهای
nodal point U صفحه گرهی
nodal point U نقطه ایست
nodal point U نقطه اغاز
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
pour point U نقطه جاری شدن
pour point U نقطه ریزش
pour point U نقطه سیلان
preequivalence point U پیش از نقطه هم ارزی
release point U نقطه رهایی
penetration point U درجه نفوذ
point bland U نزدیک به دهانه لوله
point bland U تیراندازی بدون نشانه روی
point bland U بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
point break U موجهاییکه با زاویه به ساحل نزدیک می شوند
point charge U بار نقطهای
orbit point U نقطه لولای چرخش هواپیمادر هوا
optimum point U نقطه ایده ال
optimum point U نقطه مطلوب
operating point U نقطه کار
point contact U تماس نقطهای
point contact U کنتاکت نقطهای
point d'appui U نقطه اتکاء
point d'appui U پایه
point d'arret U نوک چنگالی شمشیر
point defect U نقص نقطهای
point bland U از دهانه لوله
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
percentile point U نقطه صدکی
pickup point U نقطه سوار شدن یا سوارکردن
picture point U نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
pin point U کشف کردن
pin point U پیدا کردن
pin point U تعیین محل کردن
pin point U تعیین دقیق نقاط
pin point U اتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com