English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plough U خیش
plough U گاو اهن
plough U شخم
plough U ماشین برف پاک کن
plough U شخم کردن شیار کردن
plough U شخم زدن باسختی جلو رفتن
plough U برف روفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to plough the sand U کوشش بیهوده یا بی فایده کردن
to plough sands U کوشش بیهوده یا بی فایده کردن
to plough a line U خط یا شیارانداختن
to follow the plough U کشاورزی کردن
snow plough U برف پاک کن
snow plough U برف پران
snow plough U برف روب
plough monday U نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
plough land U مقداری زمین که با هشت گاومیتوانستند در یک سال شخم بزنند
plough boy U جوانک روستایی
plough boy U بچهای که گاویا اسب رادرشخم زنی میراند
fillister plough U شیار
fillister plough U کنش کاو
ribbing plough U گاوآهنشیاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com