English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
planning horizon U افق برنامه ریزی
planning horizon U مدت برنامه ریزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
below the horizon U رتبه من از او پایین تر است
d. of the horizon U انحطاط افق
b. horizon U طبقه ب که به لایه تمرکزمواد در پروفیل خاک معروف است
over the horizon U بالای افق
over the horizon U از بالای افق
horizon U افق
horizon U کران
horizon U فضا
horizon U وسعت
horizon U خط افق
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
bubble horizon U ابرشکافدار
bubble horizon U افق نمایان از زیر ابر
celestial horizon U افق سماوی
artificial horizon U یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
radio horizon U افق رادیویی
soil horizon U لایه خاک
closure of horizon U انتهای دورافق بستن دور افق
celestial horizon U افق نجومی
closure of horizon U بستن دور دایره
false horizon U افق مصنوعی
artificial horizon U افق مجازی
apparent horizon U افق حقیقی نقاط
apparent horizon U افق فاهری
sea horizon U horizon visible
artificial horizon U افق مصنوعی
horizon shade U طیفافقی
false horizon U افق فاهری
eluvial horizon U طبقه خاک شسته شده
horizon mirror U آینهافقی
visible horizon U افق مرئی
true horizon U افق حقیقی عکس یا افق پرسپکتیوی عکس هوایی
time horizon U افق زمانی
dip of the horizon U 1 dip
natural horizon U horizon visible
horizon system of coordinates U دستگاه مختصات افقی
planning U زمینه سازی
overall planning U برنامه ریزی کلی
planning U طرحریزی طرح نقشه
planning U سازماندهی نحوه انجام کاری
planning U طرح ریزی
planning U نقشه کشی
planning <adj.> برنامه ریزی
planning U طراحی
planning guidance U راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning factor U معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning cycle U دوره برنامه ریزی
planning comission U هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
optimal planning U برنامه ریزی مطلوب
optimal planning U برنامه ریزی بهینه
rural planning U برنامه ریزی روستائی
planning model U الگوی برنامه ریزی
planning organization U سازمان برنامه
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
social planning U برنامه ریزی اجتماعی
regional planning U برنامه ریزی منطقهای
spatial planning U امایش سرزمین
project planning U نقشه کشی ساختمان
state planning U برنامه ریزی دولتی
product planning U برنامه ریزی محصولات
production planning U برنامه ریزی تولید
system planning U طرح ریزی سیستم
population planning U برنامه ریزی جمعیت
planning system U نظام برنامه ریزی
planning staff U ستاد طرح ریزی کننده
planning principles U اصول برنامه ریزی
planning directive U دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning permission U اجازه عمران و ابادی اراضی
economic planning U برنامه ریزی اقتصادی
directive planning U برنامه ریزی هدایت شده
development planning U برنامه ریزی توسعه
decentralized planning U برنامه ریزی غیر متمرکز
corporate planning U برنامه ریزی شرکت
consolidated planning U برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning U برنامه ریزی جامع
central planning U برنامه ریزی مرکزی
town planning U شهرسازی
centeralized planning U برنامه ریزی متمرکز
career planning U طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
career planning U طرح ریزی مشاغل
agricultural planning U برنامه ریزی کشاورزی
adhoc planning U برنامه ریزی روزمره
family planning U تنظیم خانواده
family planning U برنامه ریزی خانواده
educational planning U برنامه ریزی اموزشی
imperative planning U برنامه ریزی اجباری
national planning U برنامه ریزی ملی
centralized planning U برنامه ریزی متمرکز
manpower planning U برنامه ریزی نیروی انسانی
financial planning U برنامه ریزی مالی
generalized planning U برنامه ریزی تعمیم یافته
fire planning U طرح ریزی کردن اتش
fire planning U طرح ریزی اتش
basic planning guide U راهنمای اولیه طرح ریزی
materials requirements planning U برنامه ریزی مواد مورد نیاز
medium term planning U برنامه ریزی میان مدت
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
multi level planning U برنامه ریزی چند سطحی
long run planning U برنامه ریزی بلند مدت
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
planning programming budgetting U system
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
production planning and control U برنامه ریزی و کنترل تولید
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
financial planning system U سیستم برنامه ریزی مالی
material requirements planning U برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
central planning team U تیم طرح ریزی مرکزی
planning programming budgetting U نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
short run planning U برنامه ریزی کوتاه مدت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com