Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
planning directive
U
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
directive planning
U
برنامه ریزی هدایت شده
Other Matches
directive
<adj.>
U
وابسته به سرپرستی
directive
U
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directive
U
حکم امریه بخشنامه
directive
U
راهنمای انجام کار دستورالعمل
directive
U
متضمن دستور امریه
directive
U
دستور دهنده
directive
U
رهنمود
directive counseling
U
مشاوره رهنمودی
airworthiness directive
U
دستورالعمل صلاحیت پرواز
budget directive
U
دستورالعمل تهیه بودجه
initiating directive
U
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
directive psychotherapy
U
روان درمانی رهنمودی
directive gain
U
تقویت انتن
compiler directive
U
رهنمود همگردانی
directive radiation
U
تشعشع جهت دار
directive sending
U
فرستنده جهت دار
assembler directive
U
رهنمود همگذار
directive group therapy
U
درمان رهنمودی گروهی
directive effect of functional groups
U
اثر جهت دهندگی گروههای عاملی
planning
U
نقشه کشی
planning
U
سازماندهی نحوه انجام کاری
planning
U
طرح ریزی
planning
<adj.>
برنامه ریزی
planning
U
طراحی
overall planning
U
برنامه ریزی کلی
planning
U
طرحریزی طرح نقشه
planning
U
زمینه سازی
national planning
U
برنامه ریزی ملی
optimal planning
U
برنامه ریزی بهینه
optimal planning
U
برنامه ریزی مطلوب
manpower planning
U
برنامه ریزی نیروی انسانی
planning comission
U
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning horizon
U
افق برنامه ریزی
planning cycle
U
دوره برنامه ریزی
planning factor
U
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning horizon
U
مدت برنامه ریزی
state planning
U
برنامه ریزی دولتی
spatial planning
U
امایش سرزمین
social planning
U
برنامه ریزی اجتماعی
sectoral planning
U
برنامه ریزی بخشی
rural planning
U
برنامه ریزی روستائی
regional planning
U
برنامه ریزی منطقهای
project planning
U
نقشه کشی ساختمان
product planning
U
برنامه ریزی محصولات
planning guidance
U
راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
production planning
U
برنامه ریزی تولید
population planning
U
برنامه ریزی جمعیت
planning system
U
نظام برنامه ریزی
planning staff
U
ستاد طرح ریزی کننده
planning principles
U
اصول برنامه ریزی
planning organization
U
سازمان برنامه
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
system planning
U
طرح ریزی سیستم
consolidated planning
U
برنامه ریزی تلفیقی
educational planning
U
برنامه ریزی اموزشی
economic planning
U
برنامه ریزی اقتصادی
development planning
U
برنامه ریزی توسعه
decentralized planning
U
برنامه ریزی غیر متمرکز
corporate planning
U
برنامه ریزی شرکت
career planning
U
طرح ریزی مشاغل
career planning
U
طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
comprehensive planning
U
برنامه ریزی جامع
centralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
centeralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
central planning
U
برنامه ریزی مرکزی
financial planning
U
برنامه ریزی مالی
agricultural planning
U
برنامه ریزی کشاورزی
planning permission
U
اجازه عمران و ابادی اراضی
family planning
U
تنظیم خانواده
town planning
U
شهرسازی
adhoc planning
U
برنامه ریزی روزمره
imperative planning
U
برنامه ریزی اجباری
generalized planning
U
برنامه ریزی تعمیم یافته
fire planning
U
طرح ریزی کردن اتش
fire planning
U
طرح ریزی اتش
family planning
U
برنامه ریزی خانواده
production resource planning
U
برنامه ریزی منابع تولید
short run planning
U
برنامه ریزی کوتاه مدت
basic planning guide
U
راهنمای اولیه طرح ریزی
central planning team
U
تیم طرح ریزی مرکزی
material requirements planning
U
برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
materials requirements planning
U
برنامه ریزی مواد مورد نیاز
medium term planning
U
برنامه ریزی میان مدت
military planning process
U
مراحل طرح ریزی نظامی
multi level planning
U
برنامه ریزی چند سطحی
inter sectoral planning
U
برنامه ریزی بین بخشی
financial planning system
U
سیستم برنامه ریزی مالی
family planning programs
U
برنامههای تنظیم خانواده
long run planning
U
برنامه ریزی بلند مدت
planning programming budgetting
U
system
planning programming budgetting
U
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
production planning and control
U
برنامه ریزی و کنترل تولید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com